بوی پــاییز پیچیده بین کوچهپسکوچهها. شاخههای نازکِ درختان خودشان را سپردهاند به دستان باد و لابهلای انگشتان نحیف و کمجانش، آرام و باکرشمه به رقص درآمدهاند و دلبری میکنند. صبح اولوقت صدای کلاغها و گنجشکها و قیلوقال ماشینهایی که برای رفتن شتاب دارند، شهر را پر میکند. لابهلای این هیاهو، اما هنوز صدای همهمه و خندههای کودکانه از پشت دیوارهای بلند مدارس به گوش نمیرسد. گوشهوکنار شهر دختران و پسرانی که فرم یکرنگ به تن کردهاند و با چشمانی پر از خواب، اما با شورونشاط راهی مدرسه میشوند و چشمهایشان از خوشحالی برق میزند، به چشم نمیخورند؛ همین هم، دومین سال تحصیلی متفاوت را برای دانشآموزان رقم میزند؛ سالهایی که کرونا فرصت رفتن به مدرسه و نشستن پشت نیمکتهای چوبی را از آنها بیرحمانه گرفت و آنها را تبدیل به دانشآموزانِ غایب کرد.
براساس سند ملی واکسیناسیون و همچنین به دلیل قطع زنجیره کرونا و رعایت اصل عدالت، تمامی افرادی که در ایران زندگی میکنند، باید در مقابل این ویروس واکسینه شوند و بتوانند واکسن مورد نیاز خود را بهموقع دریافت کنند. در همین راستا واکسیناسیون جمعیت خارجی دارای مجوز که مقیم ایران هستند و تعداد آنها نزدیک به یک میلیون نفر است نیز از بهمن ماه سال گذشته تاکنون مورد توجه قرار گرفته و تا پیش از این نیز برخی از آنها که شرایط سنی لازم را داشتهاند، توانستهاند واکسن دریافت کنند؛ به طوری که وزارت بهداشت اعلام کرده تا به الان، حدود ۸۰ هزارنفر از اتباع قانونی کشور واکسینه شدهاند.
زمـزمـــههــــای ساخــت مسـکـن بــرای خبرنگاران و هنرمندان از یک سال و نیم پیش آغاز شد. در همین راستا هم مرداد گذشته تفاهمنامهای مبنی بر ساخت 10هزار واحد مسکونی بین دو وزیر سابق راه و شهرسازی و فرهنگ و ارشاد اسلامی منعقد شد. بر این اساس قرار بر این شد که لیست 75 هزار نفره معرفیشده از سوی وزارت ارشاد بررسی و سپس از بین افراد واجد شرایط، نام 10هزار نفر برای دریافت مسکن اعلام شود. البته وزارت راه روز گذشته اعلام کرد که میتواند این ظرفیت را تا 60 هزار نفر نیز افزایش دهد.
امسال، سال دومی است که به دلیل کرونا، ایرانیها مثل سالهای قبل نمیتوانند بدون محدودیت در مراسم پرشکوه و عظیم پیادهروی اربعین شرکت کنند؛ هرچند برخلاف سال گذشته که ایرانیها اجازه حضور در عراق را پیدا نکردند، امسال بنا به سهمیهای که دولت عراق مشخص کرده، 60 هزار ایرانی از طریق مرزهای هوایی امکان حضور در عراق در روز اربعین را خواهند داشت.
کارگاه آموزش گزارشگری روایی با حضور نرگس جودکی، روزنامهنگار با سابقه حوزه اجتماعی به همت مدرسه تابستانه انجمن علمی دانشجویی روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. جودکی در این کارگاه با اشاره به اینکه نحوه شروع گزارش، سختترین قسمت گزارشنویسی است، بیان کرد: خواندن کتاب و همچنین داستانهای کوتاه، میتواند در این باره به روزنامهنگاران کمک بسیار زیادی بکند.
میگوید در نوزده ماه گذشته، بارها بر سر زندگی خود قمار کرده و هر بار انگشت انتقاد به سمتش روانه شده است: «به خطرش میارزد؟» سه بار به کرونا مبتلا شده و روزهای زیادی را در قرنطینه و به دور از خانه و خانواده سپری کرده است. میگوید در طول عمر کاریاش با انواع و اقسام سوژههای عجیبغریب مواجه شده و برای انعکاس آنها خطرهای زیادی کرده است؛ کرونا، اما برای او با همه موضوعهایی که به تصویر کشیده، فرق داشته است: «کرونا خبررسانی از دل یک بحران ناپیداست؛ بحرانی که معلوم نیست کی از آن سر سلامت بیرون میآوریم.»
روند واکسیناسیون در ماه اخیر نسبت به ماههای گذشته شتاب گرفته است و در حال حاضر روزانه بیش از یکمیلیون نفر در سرتاسر کشور واکسن دریافت میکنند. بر اساس گزارشهای وزارت بهداشت، تاکنون 27 میلیون و دوهزار و 320 نفر دز اول واکسن کرونا و 13 میلیون و 299 هزار و 855 نفر نیز دز دوم را تزریق کردهاند. درمجموع، واکسنهای تزریقشده در کشور به 40 میلیون و 320 هزار و 175 دز رسیده است. این در حالی است که بهرغم واکسیناسیون گسترده در ماه گذشته و همچنین فروکشکردن موج پنجم کرونا، آمار مرگومیر ناشی از ابتلا به بیماری کووید 19 همچنان سهرقمی است و بــا رونـــدی بــسیــار کنــد و قطرهچکانی کاهش مییابد؛ اعداد و ارقامی که نسبت به ماههای گذشته تفاوت چندانی نکرده و همچنان باعث نگرانی است.
مدیرکل دفتر آموزش متوسطه نظری وزارت آموزشوپرورش در آستانه شروع سال تحصیلی در نشست خبری با خبرنگاران در اصفهان با اشاره به برگزاری امتحانات دانشآموزان بهصــورت حضوری گفت: تمام سیاستهایی کــه در حوزه آموزش عمومی و متوسطه در کشـــور اجرا مـیشود در شورای عالی آموزشوپرورش تصویب و سپس به وزارت آموزشوپرورش ابلاغ میشود. به گفته عباس سلطانیان، بر اساس مصوبه 977 شورای عالی آموزشوپرورش مصوب مرداد1399، در زمانی که بیماری کرونا یا سایر بیماریهای مشابه در کشور شیوع پیدا کنند، بهغیراز پایههای نهم و دوازدهم، در سایر پایهها امتحانات غیرحضوری خواهد بود.
علی اسدی، معاون دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در گفتوگو با «برنا» از آمار تکاندهنده اختلالهای روانی در ایران خبر داده است. به گفته او، در گروه سنی 14 تا 65 سال، یعنی میان 50 میلیون نفر از جمعیت کشور، حدود 23 تا 25درصد افراد یک اختلال روانپزشکی دارند یا یک اختلال روانی را تجربه کردهاند؛ درواقع تعداد این افراد بالغبر 12 تا 15 میلیون نفر است. حدود 60درصد مردم نیز افسردگی، اضطراب، وسواس و یکی از اختلالهای روانی دارند که از آن اطلاعی ندارند و نمیدانند که بیماری دارند و باید خود را درمان کنند.
نزدیک به دو دهه است که حال تالاب گاوخونی خوب نیست و رو به اغماست؛ تالابی با وسعت: 47000 هکتار در130 کیلومتری شرق اصفهان و انتهای رودخانه زایندهرود که از سرشاخههای تا تالاب 410 کیلومتر طول دارد. پیامدهای خشکی تالاب گاوخونی مدتهاست که گریبان اصفهانیها بهویژه اهالی شرق اصفهان را گرفته است و باعث کوچ بیشماری از ورزنه ای ها که در همسایگی این تالاب زندگی میکنند، شده. این زیستبوم قدمت 10 میلیون ساله دارد و در سال 1354 در فهرست تالابهای دارای اهمیت جهانی کنوانسیون رامسر ثبتشده است. آنطور که آمارها نشان میدهند بهطور میانگین سالیانه 20 هزار پرنده آبزی و کنار آبزی از 137 گونه مختلف به تالاب واردشده و در سال 1371 پذیرای 940 میلیون مترمکعب آب و در سال 1373 بیش از 150000 پرنده در این منطقه شناساییشده است.
«همین است که هست، نمیخواهی هزینه ویزیت را پس میدهم، برو پیش یک دکتر دیگر!» فاطمه، 33ساله این جمله را زمانی از زبان منشی پزشک شنید که مدتها برای گرفتن نوبت منتظر مانده بود. پزشک زنان و زایمان، برای خودش اسم و رسمی داشت و مریضها پشت در مطبش تا آخر شب صف کشیده بودند. به همین خاطر نوبتگرفتن از آن به این آسانیها نبود. فاطمه، اما بالاخره پس از چند هفته، توانست نوبت بگیرد، اما روزی که به مطب مراجعه کرد، اصلا فکرش را نمیکرد پزشکی که همه از کار و اخلاقش تعریف میکنند برای بدیهیترین حقوق بیمار ارزش قائل نباشد: «مطب خیلی شلوغ بود و در این وضعیت کرونایی منشی به همه بیمارها گفته بود، ساعت چهار در مطب حاضر شوند؛ درحالیکه پزشک ساعت پنجونیم آمد. این یعنی معطلی همه بیماران!»
همین اول کاری باید اعتراف کنم؛ هفت سال مستمر خبرنگار حوزه اجتماعی بودن، اصلا کار آسانی نیست. آدم از جنس فولاد هم که باشد، هرچقدر هم که عاشق و سرسپرده شغلش باشد، خیلی جاها کم میآورد و از پا میافتد و دلش یک جهان امنی را میخواهد تا در آغوشش پناه بگیرد؛ دنیایی که در آن آنقدر قدرت داشته باشد تا بتواند فرجام خوشی برای همه سوژههای گزارشهایش رقم بزند؛ یکی مثل سمیه 15ساله که به جرم قتل منتظر تقدیر چشمبهدر زندان دوخته، یا مثلا آرمان که شیشه عقلش را یکباره ربود و باعث شد روی پدر و مادرش چاقو بکشد. مادر مرد. پدر دیگر آن مرد سابق نشد و آرمان به حکم قاضی تا آخر عمر ساکن بخش کرونیک بیمارستان روانی شد، یا مثلا ملیکای پنجساله که زیر شکنجههای محمدجواد 40ساله تاب نیاورد و جان باخت، یا مثلا میلاد آروی که آتش وحشی سانچی، امان دیدن اولین فرزندش را نداد.