در قرن یازدهم هجری، ارامنه جلفا کلیسای کوچکی داشتند که «هاکوب مقدس» نامیده میشد.
می گویند روزی «حکیم محمد داوود» به قصد سرکشی از عملیات ساختمانی مسجدی، به محل مسجد آمد و با تیزهوشی، تمام کارها را از نظر گذراند.
در محله قدیمی «جوباره»، منارهای سلجوقی به چشم میخورد که کمی کج است.
در زمان سلجوقیان، باغ مشهوری در اصفهان بوده که شهرت جهانی داشته است: «باغ کاران.» این باغ در محله خواجوی امروزی قرار داشته و ظاهرا در کنار باغهای دیگری نظیر «باغ سلم»، «باغ فلاسان» و «باغ احمدسیاه» بوده است.
«صاحبسلطان بیگم»، دختر «حکیم نظامالدین محمدایلچی»، ملقب به حکیمالملک ایلچی است.
داستان زندگی ساروتقی بسیار تلخ و غمانگیز است. نانوازادهای از اهالی آذربایجان که به عالیترین مقامات دولتی یعنی ریاست وزرا و صدارت عظمی (اعتمادالدوله یا نخستوزیری) رسید.
با دیدن «باغ طوبی» به یاد ماجرایی از حسین همدانیان، کار آفرین و خیّر نامدار اصفهانی میافتم که در همین خاک مدفون است.
نقل است در زمانی که ترکان سلجوقی محاصره «قلعه شاهدژ» در اطراف اصفهان را تنگتر کرده بودند و دیگر امیدی به پیروزی اسماعیلیان و رهبر آنها، «احمدبن عطاش» نبود، همسر او با فاخرترین لباسها و جواهرات، خود را از بالای قلعه به پایین پرتاب کرد تا در دست محاصرهکنندگان اسیر نشود.
درباره حمام شیخ بهایی قصهها و نکتههای شنیدنی بسیاری نقل شده است؛ اما چیزی که معروفتر از همه نقلهاست، قصه شمع آن است؛ شمعی که خاموشی نداشت.
گفته شده که علیرضا عباسی کتیبه سردر مسجد مقصودبیک را مینویسد. پس از اعلام رضایت شاه عباس از کتیبه سردر این مسجد است که شاه، اجازه و سفارش کار برروی کتیبههای مسجد شیخ لطفالله را به علیرضا عباسی میدهد.
در زمان حکومت سلجوقیان، حدود هزار سال پیش، اصفهان پایتخت امپراتوری بزرگی محسوب میشد که از ماوراءالنهر تا سواحل مدیترانه گسترده بود.
در «حمام رهنان» چهار سکو وجود داشته که هر کدام عناوینی داشتهاند: سکوی تولد، سکویی بوده است که مادران باردار بعد از تولد فرزندشان بر روی این سکو حمام میکردند …