10 سال گذشت؛ همه سالهایی که با سرعت برق و باد رفت و به اندازه یک چشم برهمزدن طی شد!
پایین بودن نرخ تعرفههای سلامت و مشکلات معیشتی و رفاهی و همچنین سختی کار از جمله مسائلی است که جامعه پزشکی در سال های اخیر نسبت به آن گلایه داشته اند؛ مباحثی که باعث شده است برخی از پزشکان قید کار را بزنند یا اینکه مهاجرت کنند.
مساجد که در دهههای گذشته خاستگاه فعالیتهای انقلابی و جهادی بودند، امروزه بنا بر آنچه دیده میشود، دیگر محلی برای حضور پررونق نوجوانان و جوانان در ایام معمول سال نیستند.
اعتکاف یکی از مناسک عبادی در سنت اسلامی است؛ تجربه معنوی که در ظاهر آشنا به نظر میرسد: چند روز ماندن در مسجد، روزهداری، عبادت و فاصلهگرفتن از زندگی روزمره. اما درست در همین سادگی است که سوءتفاهمهای مهم شکل میگیرد و تنها به واسطه آشناییزدایی میتوانیم از آن درک درستتر پیدا کنیم.
ایامالبیض در اصفهان دیگر فقط صحیفههای گشوده روی جانمازها نیست؛ حالا پای صحبت و همفکری جوانان و نوجوانان هم در مساجد باز شده است.
اگر بخواهیم از «پدرانگی» صحبت کنیم، باید بدانیم پدر بودن فقط به تولد جسمانی نیست؛ به مسئولیتپذیری، دلسوزی، هدایت و فداکاری است. حاج قاسم، در این معنا، برای جامعه پدر بود.
اگر بپذیریم که اساس تشریع عبادات، تربیت انسان است، بسیاری از اعمال و برنامههای عبادی که در قرآن و سنت پیامبراکرم و اهلبیت علیهمالسلام ذکر شدهاند نیز برنامههای تربیتی تلقی میشوند.
در ساختار دین، نهتنها در بحث اعتکاف، بلکه در تمام موضوعها، چهارچوبهایی وجود دارد که نص صریح قرآن است؛ روایات نیز مسیر همین قرآن را به ما نشان میدهند. مراجع تقلید و علمای دین نیز پس از دوران غیبت، تبیینکننده و بهروزرسان همین نص قرآن بودهاند.
مراسم معنوی اعتکاف در سالهای اخیر با پدیدهای پرشور به نام «اعتکاف نوجوانانه» و بهطور جزئیتر «اعتکاف دانشآموزی» گره خورده است؛ پدیدهای که موجی از گفتوگوهای جدی را در میان متولیان و متصدیان امر برانگیخته است.
چندی پیش بود که سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد در راستای اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولان و مفاد کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد، پیشنویس لایحه «بهرسمیتشناختن زبان اشاره ایرانی» تدوین و برای بررسی و تصویب به هیئت دولت ارائه شده است.
شاید اولین تجربههای جدی و همگانی ما در برگزاری کلاسهای درسی بهصورت مجازی، مربوط به ایام همهگیری کرونا باشد.
فکر میکنم شما معنای شروع یک کار فرهنگی، آنهم از جانب نوجوانی ۱۸ یا ۱۹ساله را بدانید؛ کاری که بدون هیچ پشتوانه ارگانی یا دولتی و تنها با همراهی چند دوست آغاز شده است. نام این فعالیت «پویش مردمی دختر چادری» است.