در رقابت بین کرونا و واکسن، واکسن بازنده بوده است. متخصصان سلامت و بهداشت عمومی تخمین میزنند که تقریباً 70 درصد از جمعیت 7.9 میلیاردی جهان باید بهطور کامل واکسینه شوند تا بتوان به همهگیری کووید-19 پایان داد. تا تاریخ 21 ژوئن 2021، 10.04 درصد از جمعیت جهان بهطور کامل واکسینه شدهاند که تقریباً تمام این افراد در کشورهای ثروتمند زندگی میکنند. تنها 0.9 درصد از مردم در کشورهای کمدرآمد حداقل یک دوز از واکسن کرونا را دریافت کردهاند.
کلانشهرها روزبهروز بزرگتر و فربهتر و بهمراتب زندگی در آنها سختتر میشود. روستاییان و ساکنان شهرهای کوچک با رؤیای یافتن زندگی بهتر و ایدئالتر شهر و روستای خود را ترک میکنند و راهی کلانشهرها میشوند؛ جایی که البته برای زندگی خیلی از مهاجرها ساخته نشده است و به ناچار آنها را روانه حاشیهها میکند؛ حاشیهای ناامن، اما ارزان که حداقل امکانات را هم برای ساکنانش فراهم نکرده است. نتایج پژوهشی تحت عنوان «تحلیل علل اقتصادیاجتماعی حاشیهنشینی در شهر اصفهان»، نوشته علی زنگیآبادی و اصغر ضرابی که به مطالعه و بررسی علل شکلگیری پدیده حاشیهنشینی در شهر اصفهان از دهه 1340 تاکنون (زمان آغاز شهرنشینی شتابان و ناهمگون در ایران) پرداخته، نشان میدهد: «5/44درصد از پاسخگویان مناطق حاشیهنشین، مهاجر غیربومی بوده و 57.8درصد آنان قبلا در محله دیگری از شهر اصفهان زندگی میکردهاند که اکثر اینان را میتوان در زمره راندهشدگان از متن به حاشیه نامید.
قرار بود سال گذشته آخرین سال کاریاش باشد و پس از 30 سال پاسپانی از محیط زیست و حیات وحش، شمع های کیک بازنشستگیاش را فوت کند. همه چیز طبق روال، پیش نرفت و نشد آن که باید شود! ماند و در پارک قمشلو محیط بانی کرد. میگفت عاشق آهوها است و آنها را مثل بچههایش دوست دارد. از بچگیها کنار آنها بزرگ شده و همین هم سبب شده تا خطر را به جان بخرد و 30 سال تمام مدافع حیوانات بیپناه شود. چندی پیش، اما شکارچیان غیرمجاز که برای گرفتن جان آهوها کمین کرده بودند، به جانش افتادند و او را زخمی کردند. رضاقلی خسروی، محیط بانی که قرار بود امسال دیگر به کار خود خاتمه دهد، پس از چندین عمل جراحی، امروز در حال انتقال به بیمارستان و بی نتیجه ماندن عملیات احیا، توسط کادر اورژانس، دارفانی را وداع گفت. این گفت و گو پس از اولین عمل جراحی او انجام شده، اما به دلیل مختلف مصاحبه مرحوم خسروی با اصفهان زیبا منتشر نشده است. اصفهان زیبا آنلاین اکنون به نشر این گفت و گوی قدیمی پرداخته است.
اکوفمینیسم، پس از انتشار متون اولیه در نیمه دوم دهه 70 میلادی، در دهههای پس از آن ادامه یافت. دهه 80 میلادی، دههای پرکار برای اکوفمینیستها محسوب میشود. در این دهه نه تنها چارچوبهای اساسی تفکر اکوفمینیست گسترش یافت، بلکه همان طور که در نوشتار پیشین ذکر شد، رشتههای مختلفی از این جریان فکری نیز به وجود آمدند. هر کدام از این جریانهای فکری – دانشگاهی به نوبه خود یا به تبیین مسائل پرداختند یا پاسخی بودند به انتقادات معرفتشناختی مرتبط با اکوفمینیسم.
ساعت 30/10 صبح، روز سهشنبه، جلوی در ساختمان مصلا روز به نیمه نرسیده، آفتاب بیرحم میانه تیرماه، امان پیرمردها و پیرزنهای درحال رفتوآمد به مرکز واکسیناسیون مصلا را بریده. جلوی در ترافیک است و خودروهای زیادی پارک شده. چند دقیقه یکبار راننده تاکسی ترمز میگیرد و سرش را از شیشه بیرون میآورد و میگوید: «همینجا واکسن میزنند؟» دخترها و پسرها زیر بغل مادرها و پدرهایشان را گرفتهاند و به داخل مصلا میبرند و برای آنهایی هم که توان راهرفتن ندارند، ویلچر میگیرند. برخلاف خیابان مصلا و جلوی درب، ورودی و فضای منتهی به سالن بزرگ و وسیع واکسیناسیون بسیار خلوت است و خبری از همهمه و شلوغی نیست.
با ارتعاشات مثبت حال بهتری داریم و به آرامش میرسیم اما برای رسیدن به این سطح نیاز به راهکارهای مختلفی هست که به آنها دکتر مینا سپهری، روانشناس و مشاور خانواده اشاره میکند.
نتایج یک پژوهش جدید نشان داده است که کرایه کردن لباس، روشی که مدتهاست بهعنوان یکی از راهحلهای مناسب برای غلبه بر بحران زیستمحیطی ناشی از فعالیتهای صنعت مد مورد تعریف و تمجید قرار میگیرد، در حقیقت در مقایسه با دور انداختن لباس، عواقب و نتایج بدتری برای سیاره زمین دارد. این مطالعه که در یک مجله علمی فنلاندی با عنوان «نامههای پژوهشی محیطزیستی»1 منتشر شد، به سنجش و ارزیابی تأثیرات زیستمحیطی ناشی از پنج روش مختلف برای مالکیت و استفاده کردن از لباس و دور انداختن آن پرداخته است که از آن جمله میتوان به کرایه دادن، فروش مجدد و نیز بازیافت پوشاک اشاره کرد.
مشکلات کرونا برای خبرنگاران کم بود، حالا باید به آن معضلات و دردسرهای ناشی از قطعی گاه و بیگاه برق را هم اضافه کرد؛ اهالی رسانه که اصلیترین ابزار و تجهیزات کار آنها با برق کار میکند، خاموشیها باعث کندشدن و وقفه طولانی در روند کارشان میشود؛ به ویژه آن دسته از خبرنگاران و روزنامهنگارانی که به دلیل شرایط حاد کرونایی در تحریریهها حضور ندارند و ناچار به تحمل شرایط دورکاری هستند. عدم تأمین محتوا در زمان مناسب، به تأخیر افتادن زمانبندی بستن صفحات، کندی و قطعی سرعت اینترنت و… تنها شمهای از مشکلاتی است که اهالی رسانه در حین قطعی برق با آن مواجه هستند.
امروزه خیلی از افراد با پوشیدن بعضی از لباسها دچار آلرژی میشوند و این در حالی است که خودشان دلیل این موضوع را نمیدانند. به گفته کارشناسان طب سنتی، با افزایش فراوردههای صنایع پتروشیمی و استفاده از آنها در صنایع پوشاک یا وسایل خانگی، حساسیتها و آلرژیها روزبهروز افزایش یافته است. در حقیقت امروزه با گسترش صنایع پتروشیمی، مواد شیمیایی زیادی در جامعه تولید و مصرف میشود که در پی آن زندگی، نشاط طبیعی خود را از دست داده و مصنوعی شده است؛ ضمن آنکه بیماریهای اعصاب و روان رواج یافته است.
سارق جوانی که با کلت کمری به یکی از طلافروشیهای نجفآباد حمله برده بود، پس از زخمیکردن مرد طـــلافـــروش و فـــرار بـــه یـــکی از پسکوچههای بازار، در حلقه محاصره مردم خودکشی کرد! این حادثه، یکشنبه، 13 تیر 1400، حوالی ساعت شانزدهوپنجاه دقیقه اتفاق افتاد. کسبه پس از شنیدن صدای شلیک از مغازهها بیرون ریخته و با پیکر خونآلود مرد 39سالهای روبهرو شدند که نقش زمین شده بود! سارق که مثل باد میدوید و شلیک میکرد اما گلولهاش در نمیرفت، تا سر چهارراه شریعتی دویده و در کوچه کلینیک قائم خِفت شده بود. کسبه با موتورسیکلت سارق را دنبال کرده بودند؛ اما او با تهدید به کشتن خود ماشه را چکانده و مغزش را پریشان کرده بود! فیلم دوربینهای مداربسته طلافروشی نشان میدهد که سارق به محض ورود به سینه طلافروش شلیک میکند. پدر طلافــروش مــیگــوید: «فــشنــگ به دیافراگم پسرم اصابت کرده، از ریه و کبد و طحال گذشته و از زیر کتفش بیـــرون زده اســت.» او مـــیگـــوید: «آمبولانس پانزده دقیقه پس از آنکه پسرم را به بیمارستان رساندیم، به محل تیراندازی رسید!»
فاجعه یک بحث است و پس لرزههای آن بحثی دیگر. حالا چند روزی میشود که بی برقی و قطعی یکباره و بدون اطلاع قبلی دوباره از سرگرفته شد و صدای مردم را حتی در شبکههای اجتماعی درآورده است. واقعیت این است که آستانهی تحمل زخمی شده و آسیب دیده مردم در این روزهای گرم و پرحرارت داغ با کوچکترین اتفاقی تحریک میشود و صدای نارضایتیشان را بلندتر میکند و چه اتفاقی بدتر از این که، در این روزهایی که نه کرونا برای مردم اعصاب و حوصلهای گذاشته و نه گرانی هوش و هواس، بی برقی هم به دنبال بی آبی از راه برسد و قوز بالاقوز شود.