همزمان با بروز موج چهارم کرونا و بالارفتن آمار ابتلا و مرگ و میر مردم کشور، درصد رعایت پروتکلها بنا بر شواهد موجود بسیار افت کرده است. پروژه واکسیناسیون کادر درمان و نه حتی کل کشور نیز بنابه اعلام مقامات بهداشتی شکست خورده و به نظر میرسد راهی جز رعایت شدید پروتکلهای بهداشتی وجود ندارد. ستاد ملی مبارزه با کرونا اقدامات شدید پیشگیرانهای را برای مواجهه با این وضعیت وضع و به همه استانهای کشور ابلاغ کرده است؛ اما دیده میشود که به عنوان مثال در شهرهای اصفهان و تهران با این موضوع به صورت کاملا سلیقهای در سطح نهادهای دولتی و حاکمیتی و به صورت ولنگارانهای در سطح جامعه برخورد میشود. همین مسئله دستمایه گفتوگوی تحلیلی اصفهانزیبا با دکتر اماناله قراییمقدم، جامعهشناس شده است. او بر این باور است که «مسئله رعایتنکردن پروتکلهای بهداشتی، مسئلهای کاملا فرهنگی است و ریشه در تاریخ ما، حتی به قدمت هزار سال دارد.» او معتقد است که «ما دربرابر مواجهه با تکنولوژی و پدیدههای دنیای مدرن دچار “تأخر یا پسافتادگی فرهنگی” هستیم و به همین خاطر نتوانستهایم کرونا را در طول این مدت مدیریت کنیم.»
شهر با کوچهها و خیابانهایش، با آمد و شد مردم و اهالی شهر، با داستانهای متنوع، با رفتارهای اجتماعی قابل تحلیل و… قلمرو جذاب و وسوسهانگیز عکاسان بسیاری است. عکاسی خیابانی یکی از محبوبترین و فربهترین ژانرهای عکاسی هنری و حرفهای است و عمدتاً به اتفاقات و روابط شهری و شهروندی در کوچه و خیابانها […]
یکی از آدابی که در ادیان مختلف الهی و در اقوام مختلف پسندیده و پذیرش شده است، انواع روشهای روزه و امساک است. فراتر از دلایل اعتقادی، فلسفه انجام این کار همیشه مورد بحث و گفتگوی کارشناسان و صاحبنظران بوده است. همزمان با ماه مبارک رمضان بهتر است نیم نگاهی به این ماه و دلایل یا نتایج این تفاوت در نحوه تفکر و رفتار بیندازیم. عاداتی مانند پرهیز از ناخواستهها و عوامل مخرب فکری، بازنگری در رفتارهای گذشته و خودشناسی، تقویت ارزشهای انسانی، مهربانی با خود و زندگی، خلوص و دستیابی به زندگی هدفمند و عادلانه میتواند بهترین دستاوردهای ما در جهت یک زندگی سالم، خوشایند و دلپذیر باشد.
رشد اقتصادی سریع و گامنهادن در یک شیب تند صنعتیشدن در ایران، در دهههای 30 تا 50 خورشیدی، اگرچه در ظاهر شکل و شمایل کشور را بهروز کرد، اما همراه بود با پایهگذاری تغییری که بعدها نیز عامدانه یا سهوا پی گرفته شد: میل به شهر گستری. اگر در دهه 20 و ماقبل، عمده جمعیت ایران جمعیتی مبتنی بر کشاورزی و عمدتا روستانشین بود که ذیل یک نظام عمیقا نابرابر میزیست؛ ورود کارخانهها اما کمکی به تغییر قشربندی اجتماعی نکرد. درواقع این تغییر تنها سیل جدیدی از مهاجران را به شهرها گسیل داشت که در حاشیهها اسکان داده شدند و همچنان ذیل نظامی نابرابر به زندگیشان ادامه میدادند. در این یادداشت بر آنم تا موضوع را از منظر تغییر سیمای شهرها و مسئله حاشیهنشینی و فقر از همان دههها تا امروز موردبررسی قرار دهم.
از دیدگاه علم تغذیه، هدف از روزهداری در ماه مبارک رمضان، اصلاح عادتهای غلط غذایی از جمله بینظمی در وعـدههای غذایی و پرخوری است. در طول روزهداری با حذف یک وعده غذایی، فعالیت اندامهای مختلف بدن از جمله دستگاه گوارش و سیستم عصبی مرکزی کمتر میشود و بدن پس از پایان دوره روزهداری عملکرد بهتری خواهد داشت؛ بنابراین حذف یک وعده از رژیم غذایی را نباید بهصورت افزایش حجم غذای مصرفی در وعده افطار و سحری جبران کرد. توضیحات بیشتر در این زمینه را میتوانید از زبان دکتر فاطمه شیرانی، متخصص تـغـذیــه و رژیـمدرمـانــی، بخوانید.
دو محیطبان زنجانی در هفته گذشته توسط شکارچیان در منطقه حفاظتشده فیله خاصه زنجان به شهادت رسیدند تا در بهار 1400 تعداد محیطبانانی که در عرصه طبیعت و به خاطر حفظ محیطزیست جان خود را از دست دادند به 145 نفر برسد. اردیبهشتماه سال گذشته بود که نمایندگان مجلس، کلیات لایحه حمایت از مأموران یگان حفاظت دستگاههای اجرایی را با ۱۶۰ رأی موافق، ۳ رأی مخالف و ۲ رأی ممتنع از مجموع ۱۹۹ نماینده حاضر در صحن به تصویب رساندند. این مصوبه، اما پسازآن از سوی شورای نگهبان مغایر قانون اساسی تشخیص دادهشده و پذیرفته نشد. ایراد اصلی شورای نگهبان به این لایحه، مغایرت آن با اصل ۷۵ قانون اساسی بوده است.
بهعنوان پژوهشگری که در حوزۀ سیاستگذاریهای مرتبط با اقلیم و محیطزیست فعالیت میکند، اغلب این سؤال از من پرسیده میشود که بزرگترین مانع بر سر راه کاهش تولید دیاکسید کربن و مصرف سوختهای فسیلی چیست؟ پاسخ من در طول چند سال اخیر عمیقاً دستخوش تغییر شده است. پیشازاین مشکل را در فقدان فناوریهای سبز ارزانقیمت و همچنین نبود خواست و ارادۀ سیاسی میدانستم؛ اما این روزها به مسئلۀ دیگری اشاره میکنم، چیزی که کمتر ملموس است ولی احتمالاً چالشبرانگیزتر است: نبود یک قرارداد اجتماعی1 سبز.
«کی بود، کی بود، من نبودم!» این ضربالمثل، داستان این روزهای ایرانِ کرونا زده است. در حالی که بیش از یک سال است کووید19چنگ انداخته به گردن مردم و با کمترین بیاحتیاطی و بیتوجهی وحشی میشود و خرخره پیر و جوان را میجود؛ اما با هر بار بالارفتن آمار و غیرقابلکنترل شدن اوضاع و سرخ شدن نقشه ایران، انگشتهای اتهام بالا میآید و بیمحابا بهسوی هم دراز میشود؛ مسئولان به سوی مردم، مردم به سوی مسئولان و بدتر از آن مسئولان به سوی مسئولان! «مسئولان میگویند مردم رعایت نکردند»، «مردم میگویند مسئولان نظارت نداشتند و اوضاع کشور را کنترل نکردند»!
به هشدار و اخطار و نه التماسهای گاهوبیگاه مرد شماره یک ساختمان عریض و طویل وزارت بهداشت و درمان که آخرین روزهای ریاستش بر این ساختمان پرحاشیه، مصادف شده با بدترین شرایط موجود در کشور که شاید تا به الان، مشابه آن را هیچ وزیر بهداشتی به چشم ندیده است و نه البته مرگ بیش از 60 هزار ایرانی و سرریز شدن بیمارستانها از بیماران کرونایی، هیچکدام نتوانست مانع از سفرهای نوروزی و جدیگرفتن پروتکلهای بهداشتی و رعایت آنها از سوی برخی از افراد شود و همین موضوع هم سبب شد تا آغاز 1400، کرونا شکل و شمایلی هولناکتر از سال گذشته از خود نشان دهد و همزمان با شروع موج چهارم آن در کشور، نویدبخش سال سخت و ترسناکی باشد.
توپ توی زمین همدیگر انداختن و انگشت اتهام به سمت یکدیگر دراز کردن، برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و تبرئه خود! حرف و حدیثهای ضد و نقیض و کنایه آمیز که شاید نشان از اختلافات داخلی ستاد ملی کرونا به ریاست حسن روحانی، رئیس جمهور و وزارت بهداشت و درمان و زیر مجموعهاش به عنوان مدافعان و متولیان سلامت جامعه دارد.
با دوباره قرمزشدن وضعیت کرونایی استان اصفهان، طرح پیشنهادی تعطیلات دوهفتهای اصفهان در ستاد ملی کرونا مطرح شد؛ اما مورد تصویب قرار نگرفت. این در حالی است که هماکنون 20 شهرستان استان در وضعیت قرمز قرار دارند، همه مشاغل بهجز مشاغل گروه یک تعطیلشدهاند، ادارات و دستگاهها بهصورت نیمهتعطیل فعالیت میکنند و باقی شهرستانهای استان نیز در وضعیت نارنجی به سر میبرند؛ اما همچنان دیده میشود که رعایت پروتکلها در برخی از قسمتهای شهر مانند چهارباغ عباسی در بدترین وضعیت ممکن رعایت نمیشود.
از آن زمان که ایرانیان دچار توقف فکر و اندیشه شدند، هرگاه با پدیدهای جدید و نوظهور مواجه شدیم، اقدام نخست اقلیتی پذیرش یکباره و بی چون و چرای آن بوده و در برابر آن گروه، همیشه اقلیت مؤثر و پرنفود دیگری بوده است که بی هیچ شناخت و آگاهی در گام نخست از ابزار تحریم و تهدید بهره بردهاند و نمونههای آن در تاریخ دویستساله معاصر ما کم نیست؛ از ورود آب لوله کشی، برق، نفت، حمام خصوصی و حتی گوجه فرنگی بگیرید تا میکروفون و بلندگو، تلویزیون، ویدئو، ماهواره، شبکههای اجتماعی و… که همگی به حکم همان اقلیت ناآگاه، نخست به تیغ حرمت شرعی و تحریم و تهدید گرفتار شد و در ادامه چنان در تار و پود زندگی روزمره عام و خاص مردمان تنیده شد که زندگی بدون آنها متصور و ممکن نمینمود.