«میم» دبستانی بود. مادرش زمان زیادی سر کار بود یا به ماموریت میرفت. پدرش هم همین طور. میم و خواهرهای دوقلویش که چهار سال از او بزرگتر بودند، در خانه تنها میماندند. راه کار مادر برای این مواقع، کمک گرفتن از برادرزادههایش بود. دو پسر که از آنها ده دوازده سالی بزرگتر بودند و مادر مثل چشمانش به آنها اعتماد داشت. «الف»، پسردایی کوچکتر بسیار به میم نزدیک میشد. شبهای زیادی به تخت او میرفت تا پیش هم بخوابند. پس از مدتی میم احساس کرد الف بیش از حد عادی و پسردایی بودن او را به آغوش میکشد و لمس میکند. لمسها بیشتر شد و میم دبستانی که حتی تصوری نداشت که این کارها چه معنایی دارد، تنها اذیت میشد و از ترس آنکه برخورد مناسبی از اطرافیان نبیند (چون الف بسیار برای همه عزیز بود)، به هیچ کس چیزی نمیگفت.
جایی در خم رودخانه که رمل و آسمان و آبِ وامانده از رفتن و بوی لجن مشام و دیده را مشغول میکرد و دیگر خبری از شکوه طبیعی و تاریخی گاوخونی در کتابهای تاریخ و جغرافیا و ادبیات و عکسها و فیلمهای مستند وجود نداشت، همهچیز تبخیر شده و به آسمان ورزنه رفته بود! شنیدن آخرین نفسهای مرداب بسیار ناراحتکننده بود، اما نشان میداد که در روزگاری نهچندان دور، طبیعت گاوخونی چه عظمت و شکوهی داشته است: روزی قشلاقگاه شازدههای قجری بوده و روز دیگر واحه آمریکاییها و طی قرنها نانوآب اهل این سرزمین کویری را تأمین میکرده است. در یک دهه گذشته، هر بار برای بهانههایی کوچک به شهرهای در مسیر رودخانه و مردابش سرزده، ورزنه و کویر و آنچه را پیرامون آن میشناختم تماشا کرده و به چشم میدیدم که چگونه رود کف به لب آورده و لهله میزند.
بیستوســومیــن آیین پویش ره ســلامــت و مــراســم آغـاز فاز سوم کارآزمایی بالینی واکسن کرونای انستیتو پاستور ایران و انستیتو فینلای کوبا با حضور سعید نمکی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پــزشــکــی؛ عــبـاس رضایی، استاندار اصفهان؛ زهرا شیخی، سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی و جـمــع دیـگری از مسئولان در اصفهان برگزار شد. وزیر بهداشت در این مراسم که روز گذشته در تالار ابنسینای دانشگاه علومپزشکی اصفهان برگزار شد، اظهار داشت: بحران کرونا گاهی آنقدر سختی داشت که نــمــیتــوان گفت و گاهی آنقدر کسالتبار شد که واژهای نمیتوان برای آن یافت.
«فکر نمیکنم دخترم، چیزی یاد گرفته باشد و بتواند به پایه دوم برود.» «پسرم اصلاً زیر بار آموزش مجازی نمیرود و دل به درس و مشق نمیدهد.» «هیچ تجربهای در زمینه آموزش نداشتم و چون مدرسه رفتن اولین فرزندم مصادف شد با آموزش مجازی بسیار اذیت شدم.»… . گلایهها یکی دوتا نیست؛ گلههایی از جنس پدر و مادرهایی با فرزندان کلاس اولی که امسال مجبور شدند به خاطر شیوع ویروس کرونا، بار مضاعف تعلیم و تربیت فرزندان را به دوش بکشند و بدون هیچ تجربهای وارد سیستم آموزش آنلاین شوند؛ سیستمی که هنوز و بعد از گذشت یک سال و راه اندازی سامانهای به نام شاد با نواقض بسیاری روبه رو است و بسیاری از دانش آموزان و معلمان در دسترسی به آن با مشکل روبه رو هستند.
فاز سوم کارآزمایی بالینی واکسن کرونا انستیتو پاستور ایران و انستیتو فینلای کوبا با حضور وزیر بهداشت در اصفهان آغاز شد.
با هجوم موج چهارم کرونا به اصفهان و لبریزی بیمارستانها از بیماران کرونایی، وقت آن رسید تا بازویی پرتوان به امداد و کمک بیاید. بازویی که همواره در موقعیتهای سخت، پشتیبان مردم و کشور بوده تا آسیبی به مملکت نرسد. این بازو، همان بازویی بود که از اصفهان تا خرمشهر و خلیجفارس کشیده شد و حالا، در زمانه جنگ با ویروس منحوس کرونا، همه حمیت و غیرت خود را گردآورد تا با احـــــداث بیمارســـــتان صحــــــرایی یکصـــدتختخـــوابـی با امکانات و استانداردهای بالای پزشکی، شریانهای حیاتی این ویروسِ کذایی را آنقدر بفشارد تا بمیرد و جان از تنش بهدررود. به همین منظور، مقامات عالیرتبه استان، از کشوری و لشکری برای آیین افتتاح بیمارستان صحرایی یکصدتختخوابه ارتش در پارکینگ قدیم بیمارستان الزهرا گرد هم آمدند تا شاهد آن باشند که تنها در عرض یک هفته، همافران آسمان و زمین اصفهان با تغییر وضعیت و ساختار بیمارستان صحرایی، توانِ بازوی خود را به کمک کادر درمان کشور گماردهاند؛ بیمارستانی که اگرچه یکصد تختخوابه نامیده میشود، اما تا یکصدوچهل تخت نیز، توان گنجایش دارد و مسئولان ارتش ابراز امیدواری کردند که هرگز بیماری کرونایی در آن بستری نشود. در این مراسم، مقام ارشد نظامی منطقه اصفهان و فرمانده دانشکده هوانیروز به ایراد سخنرانی پرداختند و پیام فرماندهی نیروی زمینی ارتش قرائت شد.
بیمارستان صحرایی ۱۲۰ تخت خوابی ارتش روز شنبه با حضور استاندار، رییس دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و ارشد نظامی ارتش در استانهای اصفهان، یزد و چهارمحالبختیاری در مجاورت بیمارستان الزهرا (س) اصفهان افتتاح شد. سرهنگ خلبان ولی رحمانی در این مراسم گفت: این بیمارستان به دستور فرمانده نیروی زمینی ارتش، درخواست ستاد کرونای استان اصفهان […]
شهر در قرق کرونا و کشاورزان در جستوجوی آب! بهار کرونایی برای کشاورزان اصـفـهـانی، امسال هـم خوشیمن نیست. خشکسالیهای پیدرپی و بحران آب و نباریدن نزولات آسمانی، عرصه را دوباره برای آنها تنگ کرده است. ایـــن اولیـــنبـــار نیست که کشاورزان اصفهانی با تجمع در حاشیه و مسیر رودخانه زایندهرود، حقابه خود را درخواست میکنند و از متولیان آب میخواهند که فکری به حال زمینها و باغهای خشک و بیآبوعلف آنها که سالهاست به حال خود رهاشدهاند بکنند؛ نزدیک به 450 هزار کشاورزی که حیات آنها وابسته به کشاورزی است و از این طریق امرارمعاش میکنند.
کفگیر تلویزیون سالهاست که در ماه مبارک رمضان و محرم به ته دیگ خورده و سال به سال هم دریغ از پارسال! امسال، اما شرایط نسبت به ماه رمضانهای گذشته قدری متفاوت است؛ چرا که کرونا امان ایرانیها را بریده و نهتنها خیال رخت بربستن از این سرزمین را ندارد، بلکه روزانه صدها خانواده را عزادار و کام آنها را در این ماه مبارک تلخ و افراد زیادی را هم روانه بیمارستان یا قرنطینه خانگی میکند.