طیبه پروانه
اشک‌های در حرم
11:25 - چهارشنبه 22 شهریور 1402

اشک‌های در حرم

چشم‌هایم پف کرده بودند و صورتم ورم کرده و نم ته چشمانم انگار همان‌جا جا خوش کرده بود. چند ساعتی بود روی پله‌های صحن نشسته بودم.

صدای پای مُحرم
10:56 - سه‌شنبه 27 تیر 1402

صدای پای مُحرم

به چشم‌های ساره نگاه کردم، قرمز بودند و متورم، شبیه دماغ کشیده‌اش که حالا توی سرخی صورتش یک‌جوری برجسته‌تر شده بودند و معصومیت خاصی در کنار روسری مشکی به او داده بود.