پریشان بود و خسته. مینالید؛ از روزمرگیها. دختر دو سالهاش که بهانه بازی میگرفت، دستهایش را میگرفت روی سرش. همیشه جوابش یکی بود: «ببین چقدر کار ریخته رو سرم! واسه تو یکی دیگه وقت ندارم!» طعم غذاهایش با گذشته فرق کرده بود.
مدیرعامل سازمان پایانههای مسافربری شهرداری اصفهان از تجهیز فاز دوم ایستگاه مطالعه در سه پایانه کاوه، صفه و جی اصفهان همزمان با روز «کتاب و کتابخوانی» خبر داد.
هرسال آبان که از راه میرسد، خبرنگاران حوزه فرهنگ و کتاب به تکاپو میافتند برای پوشش برنامههای مرتبط با این هفته همچون رونماییها، جشنهای امضا، اردوهای مدارس به کتابخانهها و پوشش برنامههای کتابخانههای عمومی و برنامههایی ازایندست.
«کلیلهودمنه» از آن کتابهای مادر در زبان و ادبیات فارسی است؛ کتابی که از راههای دورودراز میآید. سفرهای پُرماجرایی داشته تا خودش را به ما برساند و ما آن را گرم در آغوش بگیریم و بخوانیمش و رازهای پیدا و پنهانش را به خاطر بسپاریم.
«دفتر مدرسه ما اصلا میز و صندلی نداشت. خودم روی روزنامه نشسته بودم. کمدی نداشتیم. پروندهها رو گوشه دفتر چیده بودیم. این وضع ما بود.» مدیر مدرسه موسفیدِ زمان جنگ توی دفتر روبهرویم نشسته بود.
بارها میتوان از اصفهان تاریخی و قشنگ و مردمان یاریگر و برازندهاش نوشت؛ دیاری که نویسنده «شازده حمام» دربارهاش میگوید: «هر بار من به اصفهان میروم، فکر میکنم دارم به بهشت میروم.»
«ما برای ماندن در کردستان که آن را از دست ضدانقلاب آزاد کرده بودیم، مقاومت کردیم. مردم نمیخواستند ما از آن منطقه برویم؛ چون بهعینه دیده بودند که با آمدن پاسداران به منطقه، امنیت و آرامش هم آمده بود و از همه مهمتر دیدند که یاغی فراری و مرموزی مثل «کاک رشید» …
چندی پیش، دهمین جشنواره روستاها و عشایر دوستدار کتاب به پایان رسید و برگزیدگان جشنواره معرفی شدند.
زنگ خورد. ده ثانیه بعد در زد و اجازه گرفت بیاید توی دفتر. مستقیم آمد سمت میزم. سرم توی کامپیوتر بود و دانشآموزان جامانده از کتاب درسی را ثبتنام میکردم. چشمتوچشم که شدیم، یکهو گفت: «آقا! شما نویسنده مورد علاقهتون کیه؟»
دوشنبه، شانزده مهر، کتاب «راهنمای عملی پژوهش روایی در علوم اجتماعی» در جمع استادان و دانشجویان، در دانشکده ادبیات و علومانسانی دانشگاه اصفهان رونمایی شد.
آنتونیو تابوکی یک تعریف ملیح و بانمک از داستان کوتاه دارد. او میگوید: «داستان کوتاه، رمان تنبلهاست.» داستان کوتاه بهترین قالب برای شروع و تمرین داستاننویسی است.
بیستوچندسال گذشت. انگار همین دیروز بود. درست وقتیکه نویسندههای نسل جدید ایرانی درگیر منازعه فرم و محتوا بودند و تجربیات داستانی حول محور گذار از دوره پستمدرن به فراپستمدرن میگذشت، نشر ماهی کتاب «مترجم دردها» را راهی بازار کرد.