بهعنوان پژوهشگری که در حوزۀ سیاستگذاریهای مرتبط با اقلیم و محیطزیست فعالیت میکند، اغلب این سؤال از من پرسیده میشود که بزرگترین مانع بر سر راه کاهش تولید دیاکسید کربن و مصرف سوختهای فسیلی چیست؟ پاسخ من در طول چند سال اخیر عمیقاً دستخوش تغییر شده است. پیشازاین مشکل را در فقدان فناوریهای سبز ارزانقیمت و همچنین نبود خواست و ارادۀ سیاسی میدانستم؛ اما این روزها به مسئلۀ دیگری اشاره میکنم، چیزی که کمتر ملموس است ولی احتمالاً چالشبرانگیزتر است: نبود یک قرارداد اجتماعی1 سبز.