بار دیگر دل فضیلت و پارسایی داغدار شد و چشم بصیرت و دانایی به اشک نشست. آیتالله دکتر داوود فیرحی در اوج شکوفایی و ثمربخشی سر بر آستانِ جانان گذاشت و به آسمانِ جان پیوست. چنین سزاوار است که در سوگِ سترگ آن نماد فرهیختگی و فرزانگی و فروتنی، لَختی قلم را بگریانم و بر او اشک حسرت و دریغ ببارم. شادروان فیرحی از نخبگان کمنظیر و دانشمندان عزیزالوجودی بود که از یک سو پایی در سنت داشت و همه مراتب علوم و دروس حوزوی را با موفقیتی چشمگیر تا رسیدن به قلهی اجتهاد پشت سر گذاشته و فقیهی برجسته و فیلسوفی ژرفنگر در شمار بود و از سویی دیگر با اندیشهی مدرن و عقلانیت جدید کاملاً آشنا و دمخور بود و در دانشگاه دانش و اندیشه سیاسی را تا بالاترین مراحل پیموده و استادی نامدار ونظریهپردازی تاثیرگذار محسوب میشد.
اگر قرار باشد بهعنوان شاگردی کوچک یادنامهای برای استاد فقید دکتر داوود فیرحی بنویسم ترجیح میدهم آن نوشتار همانطور که شاید خود ایشان همیشه دغدغه داشتند به بحث ایران و آیندهی توسعه در ایران گره بخورد. به همین دلیل سعی میکنم این نوشته در عین رعایت اختصار در سه قسمت اصلی باشد: معرفی شخصیت دکتر داوود فیرحی، آنطور که یک دانشجو او را شناخت. سپس نقل خاطرهای از کلاس درس فقه سیاسی در محضر ایشان، که طی آن به طرح دیدگاه استاد دربارهی گره اصلی راه توسعهی ایران و راهحلی که میتواند این گره را بگشاید پرداخته میشود. و در قسمت آخر، تبعات فقدان شخصیتی همچون داوود فیرحی را بر تارک اندیشه سیاسی در ایران به بررسی میگذارم. چراکه شاید بتوان با دکتر داوود فیرحی به لحاظ اندیشهای متفاوت یا مخالف بود، اما هیچگاه نمیتوان اهمیت پژوهشها و پروژهی فکری ایشان را دستکم گرفت. به گمان من پس از مرحوم دکتر حمید عنایت، تنها کتابهای دکتر داوود فیرحی بود که مخاطبانی با هر دیدگاهی را، علاقهمند به حوزهی مطالعاتی اندیشهی سیاسی در اسلام و ایران میکرد.
خبر بد بود و جانکاه، استاد ما دکتر داوود فیرحی یکی از ستونها و پایههای نواندیشیدینی و از شارحان اندیشههای سیاسی و کلامی معاصر به جوار رحمت حق شتافت. او مقدمات دروس حوزوی را بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ در حوزه علمیه شهرستان زنجان گذراند. پس از آن مقاطع سطح و دروس خارج را از ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۰ درحوزه علمیه قم ادامه داد. از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۸ به تحصیل در مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای علوم سیاسی در دانشگاه تهران پرداخت. رساله دکترای او «دانش، قدرت و مشروعیت در اسلام» نام داشت که با بهرهگیری از روششناسی فوکو و هرمنوتیک گادامر تنظیم شده بود. این کتاب بعدها به یکی از مهمترین کتابهای مرجع در حوزه اندیشههای سیاسی تبدیل شد.
ممکن نیست دانشآموخته سیاست یا علاقهمند به این حوزه باشید و حسرت نخورید و فغان برنیاورید از مرگ استادی که به انسانیت و دانش شهره بود. کرونا اینبار شخصیتی برجسته در اندیشه سیاسی را از ما گرفت که بهگونهای توأمان از حوزه و دانشگاه میراث میبرد و برای اهالی این هر دو محترم شمرده میشد. برای آنانی که این مرد را در میانه آثار و کلاسهایش دریافتهاند، فیرحی استادی بود که میکوشید اندیشه ایرانی را با تمامی عناصر موجود در آن بهویژه جنبه دینی که معمولاً در ساحت آکادمی نادیده گرفته میشد، نهادینه کند. وی به این منظور مسیری پرفرازونشیب را طی کرد، گاه از جانب اهالی حوزه و دانشگاه متهم شد اما آنان که میکوشیدند راهی میانه به حقیقت زندگی امروز ایرانیان بیابند، جان کلام سخن استاد را دریافتند تا او را بهعنوان نخبهای مرزی به نمادی از وفاق در اندیشه ایرانی مبدل کنند.
«داود فیرحی» استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی، صبح چهارشنبه، 21 آبان بر اثر کرونا درگذشت. رساله کارشناسی ارشد وی با عنوان «اندیشه سیاسی شیعه در دوره قاجاریه» بود. رساله دکترایش هم «دانش، قدرت و مشروعیت در اسلام» نام داشت که با الهام از روششناسی فوکو و هرمنوتیک گادامر تنظیم شد. فیرحی به اخلاقمداری در بین دانشجویان و تمام کسانی که از نزدیک با او ارتباط داشتند، معروف بود و از آنجایی که علاوهبر ارتباط استاد-شاگردی با دانشجویانش دوست هم بود، در این گزارش با دانشجوی قدیمی او، دکتر علی علیحسینی، استادیار دانشگاه اصفهان گفتوگویی کردیم تا او از اندیشهها فیرحی برایمان بگوید.
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر داوود فیرحی که از اندیشمندان و اساتید برجسته حوزه و دانشگاه کشورمان بود، صبح امروز (چهارشنبه ۲۱ آبان ماه) براثر کرونا درگذشت.