شهر در ابتداییترین تعریف خود مکانی برای زیست همه اقشار جامعه است. فضایی که با برخورداری از امکانات و داشتههای مختلف و متنوع، شرایط زندگی برای همه همه شهروندانش را در همه رتبهها و ردههای مالی و اقتصادی فراهم میکند و این امکانات را به صورت عادلانه و مساوی در اختیار آنها قرار میدهد. در شهری که عدالت فضایی به معنای گفته شده در همه نقاط اجرایی شود، شهروندان چنین احساس میکنند که در دریافت امکانات بخشی از امکانات عمومی و اولیه شهر مانند فضای سبز، هوای پاک، وسایل حمل و نقل عمومی، پاتوقهای شهری و فضاهای تفریحی و… با دیگر همشهریهایشان برابر و مساوی هستند و در دریافت برخی دیگر از امکانات به خصوص لازم است که هزینهای بپردازند و بی شک کیفیت این امکانات به توان مالی و اقتصادی آنها وابسته است.
سالها پیش آقاجان ساعت چهار صبح خورجینی میانداخت روی دوچرخه و از خیابان مولوی تا سبزهمیدان رکاب میزد تا مغازه نانواییاش. میگفت: اگر یک روز دوچرخه را نبینم دلم میگیرد. این دوچرخه هم مانند فرزندم شده است. نهتنها آقاجان دوچرخه داشت، بلکه اغلب همسایهها هم دوچرخه داشتند. آن روزها هوای اصفهان تا این حد آلوده نبود و یکی از علتهای اصلی پاکی هوا همین دوچرخههای بزرگ و کوچکی بود که مردم بهعنوان وسیله نقلیه از آن استفاده میکردند.