داستان نویسان کرونا را چگونه روایت خواهند کرد؟ چه رمانها و داستانهای کوتاهی از دل شرایط سخت و قرنطینهای ویروس کرونا بیرون خواهد آمد؟ برای رسیدن به جواب این سؤالها باید چند سالی صبر کرد تا روایتهای هولناک زندگی برزخی آدمها در محاصره این بیماری ناشناخته روایت شود. اما در نگاهی کوتاهمدت این پرسش مطرح است که این بیماری چه تأثیری بر وضعیت جامعه ادبی گذاشت؟ چرخه نشر کتاب دچار چه مشکلاتی شد و تکلیف جشنوارهها، نشستها و کلاسهای روایت و داستاننویسی چه شد؟
از جوانی تا میانسالی تا حالا که دهه هفتم عمرم را میگذرانم «زندهرود» تکهای از اصفهان من است. زندهرود تکه شناور و دیدنی کوه یخی است بر دریا که در ادامه زیر آب، به جنگ اصفهان، دفتر مطالعات فرهنگی، انجمن صائب و جلسات الفت و شاعرانش میرسد. آدمهایی که به دنبال کلمه، چیدن آن، یافتن جملههای غریب و تازه کنار هم مینشستند و شعر و داســـــتان میخواندند.
سال 1368 سال مهمی برای چهارباغ بود. جنگ تحمیلی تمام شده بود و خیابان چهارباغ پوست میانداخت. کمکم به این خیابان قدیمی توجه میشد و اتفاقهایی که باید در سالهای بعد از انقلاب میافتاد، آرام آرام به چهارباغ اصفهان میرسید، آدمهای تازه، رخت و لباسهای تازه، مــاشینهــا، روزنامهها و مطبوعات جدیدهنر هم در چهارباغ باید رونق میگرفت در سینماها، کتابفروشیها، تئاترها! این قصه چهارباغ در سال 68 بود.
روزنامه اصفهان زیبا وارد هفدهمین سالگرد تأسیس خود میشود و این بهانه خوبی است تا با هنرمندان و فعالان هنری اصفهان گفتوگو کنیم که آیا فعالترین روزنامه شهر در این سالها در زمینه فرهنگی و هنری دستاوردی داشته است؟ آیا صفحه فرهنگ و هنر آیینهای برای انعکاس سلایق مختلف فضای فرهنگی اصفهان بوده است و اساسا جای خالی چه نگاه یا رویکردی در زمینه فرهنگ و هنر در این روزنامه خالی احساس میشود؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسشها و شنیدن نظرات هنرمندان مختلف با علی خدایی نویسنــــــده و داستاننویس، حسین تحویلیان نقاش و هنرمند هنرهای تجسمی و خسرو ثقفیان نویسنده و کارگردان تئاتر گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید.
درست است که این روزها فضای مجازی خیلیها را از کتابخواندن دور کرده و بازار محصولات پر زحمتتر مثل کتاب و فیلم را کساد، اما هنوز هم کسانی هستند که لذت ساعتها خواندن را با هیچ ارائهای در فضای اینترنت عوض نمیکنند و همچنان در دنیای کتابها سرخوشاند. در روزهایی که با نام کتاب و کتابخوانی پیوند خورده از آخرین کتاب خواندهشده سه نویسنده و اهل فرهنگ اصفهان پرسیدیم. علی خدایی که یک کتابباز حرفهای است، این روزها یک کتاب آشپزی میخواند. هلن اولیایینیا از کتابهای منتخب جایزه مهرگان میگوید که نظرش را خیلی جلب کرده است و نفیسه نفیسی از انتخاب کاری از هادی محمدی که این روزها رنگ زیبایی به کلاسهای ادبیات مجازیاش داده است.
سینمارفتن تجربه مشترک بیشتر ما آدمهاست. خیلیهامان سینما را در اولین اردوهای دسته جمعی مدرسه شناختیم؛ همان وقت که همگی سوار یک اتوبوس راهی سالن بزرگ و تاریک ناشناختهای شدیم. ابتدا همه چیز تازه و عجیب بود؛ ولی ساعتی بعد، سالن سینما یک رقیب جدی برای کلاس مدرسه شده بود!جایی که میشد راحت آنجا خندید، گریه کرد، عاشق شد و به خیال جان داد … . 21 شهریور را روز ملی سینما نامیدهاند؛ روزی برای سینما و عشاقش. در این روز 20 ساله که به شکل نمادین از سال 79 و در یادبود ورود سینما به ایران به تقویم وارد شده است میتوان به مباحثی جدی مثل آسیبشناسی سینمای ملی، تاریخ و روند شکلگیری، جایگاه آن و… پرداخت.