حسین گلبیدی از فعالین سیاسی اجتماعی شهر اصفهان در دهه 30 و 40، از تاسیس مدرسه ناشنوایان در اصفهان میگوید
در همان ابتدای فیلمِ «بچه سوم» وقتی بدانیم که پدر، مادر و هر سه خواهر و برادرِ مهدی ناشنوا هستند، شاید اینگونه تصور کنیم که مستند درباره ناشنوایان است؛ اما هرچه بیشتر زمان بگذرد، پی میبریم که داستان درباره زندگی یک شنواست؛ درباره فرورفتن در سکوت و دوباره غرق صداشدن است.
مادر نیکی دستانم را به گرمی میفشارد و با من احوالپرسی میکند. چشمها، لحن صحبت و همه رفتارهای مادر نشان از شوق و شعف بیشازحد اوست و انرژی این زن مرا به ادامه گفتوگو و شروع یک مکالمه واداشت.
کمبود و گرانی سمعک در بازار ایران طی سالهای اخیر، به یکی از مسائل مهم تبدیل شده است که نهتنها زندگی افراد کمشنوا را تحت تأثیر قرار داده، بلکه آنها را از دسترسی به وسیلهای حیاتی برای بهبود کیفیت شنوایی خود محروم کرده است.
فیلمسازی درباره زندگی ناشنوایان نهتنها باعث افزایش آگاهی جامعه از چالشها و دستاوردهای این افراد میشود، بلکه به نمایش استعدادها و تواناییهای ناشنوایان نیز کمک میکند.
پرده گوش عضو تقویتکننده انرژی صوتی است که نبود این تقویتکننده در باور برخی باعث ناشنوایی میشود! شما چطور فکر میکنید؟
در این باره دکتر سهراب ربیعی، فوق تخصص جراحی گوش و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان توضیح میدهد:
دردسرهای امیرحسین، پسر 15ساله از زمانی که سروکله کرونا پیدا شده، روزبهروز بیشتر و بیشتر میشود و مشکلاتش چند برابر. او که تا پیشازاین سعی کرده بود کارهای شخصی و فعالیتهای روزانهاش را با استفاده از زبان اشاره خودش و بهتنهایی انجام دهد، حالا با مشکل روبهرو شده است: «در مکانهای عمومی چون ماسک به صورت دارم، نمیتوانم منظورم را به خوبی به دیگران بفهمانم؛ برای مثال، چند روز پیش در اتوبوس میخواستم از کسانی که کنارم حضور داشتند آدرس بپرسم و بدانم که در چه ایستگاهی باید پیاده شوم. آن روز اتفاقا کاغذ و قلم و گوشی همراه هم دنبال نبود و مجبور بودم با ایماواشاره دیگران را متوجه منظورم کنم و ماسکم را پایین بدهم.»