به گزارش اصفهان زیبا؛ حسين گلبیدی (تولد: ۱۳۰۷- وفات: 1389) در محله بيدآباد اصفهان به دنيا آمد. گلبیدی مدرک كارشناسي ادبيات عرب را در سال ۱۳۳۲شمسي از دانشگاه اصفهان گرفت. وی در بهمن ۱۳۳۳ رسماً به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به روستاي فرادنبه در ميانه راه شهرکرد و بروجن منتقل گرديد و چون علاقهمند تدريس به كودكان كرولال بود به آموزش يک دانشآموز کرولال پرداخت. وي در سال ۱۳۳۵ مجوز تأسيس دبستان كرولالهاي را از اداره فرهنگ اصفهان گرفت و در خانهاي کوچک و اجارهاي در خیابان طالقانی آن را داير کرد.
گلبیدی در فعالیت فرهنگی و اجتماعی شرکت فعال داشت از جمله: عضويت در انجمن حجتيه شعبه اصفهان و برگزاری جلسات اصول عقايد براي جوانان؛ عضويت در انجمن تبلیغات دینی با حدود یکهزار عضو در 1335؛ تأسیس دفتر نمایندگی مجله مکتب اسلام در 1340شمسي؛ ریاست انجمن مددکاری امام زمان(عج) در 1349؛ مشارکت در تأسیس کانون علمی و تربیتی جهان اسلام در 1347؛ شرکت در تأسیس مؤسسه فرهنگی آموزشی ابابصیر در 1348.
گلبیدی پس از بازنشستگي، از آموزش و پژوهش دست نکشيد و پس از سالها تحقيق کتاب «آيتالله کاشاني و نفت» را شامل نطقها، پيامها، بيانيهها و مصاحبههاي آيتالله سيد ابوالقاسم کاشاني در دفاع از شخصيت علمي و سياسي وي در سال 1382 چاپ کرد.
***
کتاب آئین فرزانگی (جلد دوم)، به همت اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان، با تدوین عباس دهکردی، به سال 1372 در 262 صفحه منتشر شده است و در آن با هدف بزرگداشت مقام معلم، به زندگینامه معلمان شاخص، برخی مقالات، خاطرات و اشعار پرداخته است.
آنچه در ادامه میخوانید، صفحات 204 الی 213 از کتاب مذکور است که به تاریخچه تاسیس مدرسه کرولالها در اصفهان، به قلم مؤسس آن «حسین گلبیدی» میپردازد.

حاصل حدود سی سال خدمت را در چند دقیقه بخوانید
(به قلم حسین گلبیدی)

از سال ۱۳۳۰ که در دبستان ملی جعفری اصفهان (وابسته به جامعه تعلیمات اسلامی) به آموزگاری مشغول گردیدم با طفل کر و لالی مواجه شدم که وی را در کلاس تهیه آن دبستان ثبتنام کرده بودند که از گزند اطفال محل مصون باشد. در زنگهای استراحتِ دانشآموزان با این طفل تماس میگرفتم و به ایماء و اشاره با او صحبت میکردم. پس از مدتی دریافتم که مطالب او را درک میکنم و وی نیز همچنین. به فکر افتادم که تعلیم خواندن و نوشتن را با او شروع کنم.
چند کلمهای را به او یاد دادم که با زبان الکن بگوید و بنویسد، رفته رفته شوق این کار در من زیاد شد و به مدیر دبستان پیشنهاد دادم که اجازه دهند این طفل در کلاس من بیاید تا در مواقع فرصت با او کار کنم. پس از مدتی حس کردم پیشرفتی حاصل کرده است. به مدیر دبستان گفتم نام او را در ردیف دانشآموزان کلاس اول ثبت کنند و در مواقع امتحان او را در آزمایش مربوطه شرکت دهند که همین کار شد و با کمال تعجب در ثلث دوم همان سال بین دانشآموزان کلاس اول رتبه اول را حائز شد که این امر باعث ازدیاد شوق من به ادامه کار گردید.
در سال ۱۳۳۳ به استخدام اداره فرهنگ درآمدم و محل کار مرا در بروجن و در قریهای به نام فرادنبه تعیین کردند. چون به آن محل رفتم با توجه به علاقهای که برای امر تدریس به اطفال کر و لال در من پیدا شده بود سراغ گرفتم که آیا طفل کرولالی در بروجن و یا فرادنبه وجود دارد؟ طفل کرولالی را در بروجن به من معرفی کردند، نزد پدرش رفتم و پیشنهاد دادم که اگر او را به مدرسه بفرستد مجاناً او را تعلیم میدهم (که خوشبختانه برخلاف پدر طفلی که در فرادنبه بود و با پیشنهاد من مخالفت کرده و گفت بچههای سالم چه غلطی میکنند که کرها بکنند)، پدر او موافقت نمود و طفل را به مدرسه فرستاد که چند ماهی با او کار کردم و چند صفحه از کتاب را به او تعلیم دادم که میتوانست بخواند و املای آن را بنویسد.
سپس به فکر افتادم و با پیشنهادی که به وزارت فرهنگ دادم تقاضا نمودم کلاسی مخصوص این قبیل اطفال در اصفهان دایر کنند و رسماً به این کار مشغول شوم.
وزارت فرهنگ نیز پس از رسیدگی به ادعای من که در اصفهان و بروجن اطفالی را تعلیم دادهام، با انتقال من به اصفهان موافقت نمود و بدون اینکه قید کنند، برای امر تدریس به کر و لالها، در سال ۱۳۳۴ به آموزگاری دبستان مفید اسلامی منصوب شدم. جون من غرض اصلی از انتقال را در تعلیم کر و لالها میدانستم، به صاحب امتیاز دبستان گفتم من مایلم کلاسی برای اطفال کر و لال دایر کنم. ایشان قبول این پیشنهاد را موکول به این امر نمودند که اگر من مدیریت دبستان مفید اسلامی را قبول کنم میتوانم در دفتر دبستان چند نفر دانشآموز کرولال را هم قبول کنم و تعلیم دهم. ناچار پذیرفتم و حدود یکسال هم مدیر دبستان بودم و هم چند نفر دانشآموز کر و لال را تحت تعلیم قرار دادم.
راز مهمی که به آن پی بردم این بود که روزی یکی از محصلین که دستهایش را روی میز قرار داده بود و من با او حرف میزدم به من گفت وقتی دستهایم روی میز هست علاوه بر اینکه حرکت لبهای شما را میبینم صدایی را هم از راه دستهایم حس میکنم. این امر سبب شد که من متوجه این موضوع شوم که از راه حس لامسه میتوان اطفال را به وجود صدا آگاه ساخت.
ابتدا از قوطیهای حلبی و سپس از بادکنک استفاده کردم که با کمال تعجب دریافتم که اگر بادکنکی را باد کرده به دست اطفال کر بدهیم که آن را با دو دست بگیرد و گوینده هم دستهایش را مماس با بادکنک قرار دهد و به طوری که حرکت لبهای گوینده که نزدیک بادکنک صحبت میکند برای طفل ظاهر باشد و کلمهای را بگوید، به همان اندازهای که شخص کر از سمعک استفاده میکند طفل کر هم از راه حس لامه با لمس بادکنک صدا را حس میکند و به وجود صدا آگاه میگردد و با تمرین زیاد قادر میشود که صداها را تقلید کند و صحبت کردن را بیاموزد. ضمناً اگر طفل کر بادکنک را با تلویزیون مماس قرار دهد و حرکت لبهای گوینده را نیز مشاهده نماید از راه دست صدای گوینده را درک میکند. اصولاً باید توجه داشت که شخص کر نقص اصلی در گوش او است نه زبان، یعنی چون صدایی نشنیده صحبت کردن را هم نیاموخته است، بنابراین با تمرین زیاد میتوان کودکان کر را زبانآموزی نمود.
خاطرنشان میسازد که از راههای دیگری هم میتوان اطفال کر را به وجود صدا آگاه نمود مانند اینکه طفل دستش را به گردن فردی مماس کند و آن فرد صحبت کند. در این صورت شخص کر از راه دست صدا را درک خواهد کرد. بلی ابتدای امر بدون هیچگونه وسیلهای کار را شروع کردم و با پشتکار و فعالیت واقعاً شبانهروزی مدرسه را به مجهزترین وسایل و بهترین کلاسها و میز و نیمکتهایی که در کمتر از مدارس شهر وجود داشت مجهز کردم. در اوایل کار با هیأت مدیره مؤسسهای که به نام شرکت پارت موتور در تهران بود تماس گرفتم و از آنان برای تهیه سمعکهای گروهی استمداد نمودم که با لطف آنان دو دستگاه آمپیلی فایر همراه ۲۴ عدد سمعک و میکروفن در اختیارم قرار گرفت که بیش از حد در پیشرفت کار مؤثر بود.
در سال ۱۳۳۵ تقاضای امتیاز دبستان مستقلی برای کرولالها شد و با تصویب آن رسماً، تمام وقت من به این کار اختصاص یافت و با اجاره محل کوچکی در خیابان طالقانی حدود دو سال در آن محل و سپس حدود پنج سال در محل دیگری که مقابل مدرسه چهارباغ بود و وسعت زیادی داشت به کار ادامه دادم. قابل ذکر است که مصداق کامل و بارز از صفر شروع کردن کار، کار من بود چون حتی یک صندلی برای نشستن محصل در اختیار من نبود و خود محصل را هم از منزل به دبستان و از دبستان به منزل شخصاً با دوچرخه میبردم تا پدرش اجازه دهد او به مدرسه بیاید.
ناگفته نماند که تا سال 1341 به تنهایی خودم عهدهدار تمام کارهای مدرسه از قبیل تدریس و حتی سمت خمتگزاری بودم و با توجه به اینکه اولیاء وقت فرهنگ به این کار اهمیتی نمیدادند و اهمیت آن را درک نمیکردند (کما اینکه رئیس کارگزینی وقت اداره فرهنگ که خدایش رحمت کند و فرد متدین و متعهدی بود نقل میکرد که وقتی تقاضای تو برای تأسیس کلاس کر و لالها از بروجن رسید با دوستان گفتیم این دیگه چه حُقهای است؟) و حاضر نبودند آموزگار و یا خدمتگزاری در اختیار من قرار دهند. و هر موقع پیشنهادی در اینباره میدادم در جواب من میگفتند خدا پدرت را بیامرزد، مدارس خودمان معلم ندارد تو برای کرولالها معلم میخواهی؟
خوشبختانه چون اصل کار هدف من بود از اینگونه برخوردها ناراحت نمیشدم و حتی دانشجویان مرکز تربیت معلم را که مکرر برای بازدید از دبستان میآوردند به آنان گوشزد کرده میگفتم تصور نکنید این وسایلی را که مشاهده میکنید از طرف اداره فرهنگ در اختیار من قرار گرفته است و انتظار داشته باشید در آینده شما نیز از نظیر آنها برخوردار باشید و یا اینکه در قبال کارتان انتظار تشویق و تقدیر داشته باشید که در این صورت از ادامه فعالیت مأیوس میشوید، کار را یا برای خدا انجام دهید و یا مانند من برای ارضاء نفستان، که اگر برای خوشآیند اولیاء فرهنگ یا پدر و مادر دانشآموز کاری را انجام دادید سخت اشتباه کرده و عمرتان را تباه ساختهاید.
در هر صورت تا سال ۱۳۴۱ شخصاً تمام کارهای مدرسه را انجام میدادم و پس از تعطیلی دبستان تا پاسی از شب گذشته، به تهیه دستگاههای الکتریکی کمکآموزشی میپرداختم. در مدت زمانی که کار میکردم موفق شدم حدود بیست عدد تابلو الکتریکی برای دروس مختلف از قبیل فارسی، جغرافیا، حساب (جمع و تفریق و ضرب و تقسیم) و تابلوهایی جهت تفهیم کسرهای اعشار و متعارفی و غیره به دانشآموزان تهیه کنم، که هماکنون این تابلوها در دبستان موجود است و برای تهیه هر یک از آنها مدت زمان زیادی وقت صرف میشد. حتی بعضی از این تابلوها، تهیهاش حدود شش ماه وقت مرا میگرفت.
و اینک شرح چند تابلو را ذیلاً به اطلاع خوانندگان محترم میرسانم.
* تابلو شماره ۱ برای تعلیم کلمات فارسی تهیه شده، این تابلو دارای ۱۴۴ خانه است که به ابعاد ۱۲۰×۱۲۰ آماده شده که نصف این خانهها به اشکال مختلف و نصف دیگر به اسامی این اشکال اختصاص یافته است. در بالای این تابلو یک زنگ اخبار و یک عدد لامپ تعبیه گردیده است. شکلها مطابق ذوق و استعداد و در حد ابتدائی انتخاب گردیده و با پیشرفت دانشآموزان میتوان شکلها و اسامی را تغییر داد.
طرز کار با این تابلو بدین شرح است که دو عدد سیم در وسط این تابلو قرار داده شده که بر سر هر یک یکعدد فیش وجود دارد؛ یکی از این فیشها روی شکل قرار میگیرد و فیش دیگر را باید روی کلمه مربوطه قرار داد. اگر طفل توانست اسم شکل را صحیح پیدا کند و فیش را روی آن قرار دهد زنگ به صدا در میآید و چراغ نیز روشن میگردد. (البته باید توجه داشت برقی که در سیم وجود دارد ۶ ولت بیشتر نیست و خطری برای اطفال ندارد) و اگر اسم را اشتباه پیدا کند چراغ روشن نمیشود و زنگ هم به صدا درنمیآید. به همین ترتیب اگر فیش را مثلاً روی شکل گلابی قرار داده از طفل بخواهیم که نام آن را پیدا کند طفل باید فیش را روی اسم گلابی قرار دهد در این صورت است که باز زنگ به صدا درمیآید و چراغ نیز روشن میشود.
* تابلو شماره ۲ برای تعیلم جمع تهیه شده که این تابلو به ابعاد ۱/۵ متر در ۱/۵ متر آماده شده. طرز کارش بدین نحو است که سئوالاتی در تابلو وجود دارد و پاسخ سئوالات در اطراف تابلو نوشته شده است. در وسط این تابلو دایره متحرکی است که چون به دوران درآید از سوراخهایی که روی آن دایره تعبیه شده سؤالات زیر این سوراخها پیدا میشود و وقتی که سئوالی کاملاً در مقابل این سوراخ قرار گرفت در اثر اتصال سیم برق چراغی بالای سر جواب روشن میشود و زنگی هم به صدا درمیآید و محصل هم از راه باصره سؤال را مشاهده میکند و هم از راه لامسه ارتعاش حاصل از زنگ را حس میکند.
* تابلو شماره ۳ تابلویی است که برای تعلیم تفریق درست شده است. از سادهترین سؤال شروع میشود و به ترتیب به سؤالات مشکل منتهی میگردد. این تابلو به ابعاد ۱/۵ متر در ۱/۵ متر تهیه گردیده و بر روی هر یک شاسی قرار داده شده است و بر بالای هر جواب نیز چراغی تعبیه گردیده است. موقعی که طفل شاسی زیر سؤالی را فشار دهد چراغ پاسخ روشن و زنگی که بر بالای تابلو نصب شده به صدا درمیآید و طفل ضمن مشاهده پاسخ از ارتعاش حاصل از زنگ نیز استفاده میکند.
* تابلو دیگر مخصوص تعلیم جدول ضرب است. چون ملاک کار آموزش ریاضی بر پایه کتابهای رسمی وزارت آموزش و پرورش است؛ لذا ابتدا تمرینهای کتاب یعنی ضربهای اساسی آموزش داده خواهد شد و با استفاده از جمع اعداد متماثل مفهوم ضرب و ارتباط آن با جمع اعداد همانند، تعلیم داده خواهد شد و سپس برای آموزش ضربهای مشکلتر در پایان سال و سالهای بعد، از تابلویی که شرح آن در زیر داده میشود استفاده میگردد.
* تابلو تعلیم ضرب، این تابلو به ابعاد ۱/۵ در ۱/۵ متر تهیه شده که کلیه اعداد جدولضرب روی این تابلو نوشته شده لیکن عين جدول ضرب اعداد قرار نگرفته که اگر محصل مثلاً حاصل ضرب 7*6 را خواست در محل تلاقی ۶ و ۷ بتواند جواب را بیابد بلکه اعداد جابهجا نوشته شده است. مثلاً اگر محصل پاسخ 7*6 را خواست، باید عدد 42 را پیدا کرده فیش مخصوص را در سوراخ زیر عدد ۴۲ فرو برد و دوشاسی زیر ۶ و ۷ را فشار دهد تا چراغ روشن و زنگ بالای تابلو به صدا در بیاید. بدیهی است اگر پاسخ صحیح را پیدا نکرده باشد و فیش را اشتباهاً زیر عدد دیگری غیر از عدد ۴۲ فرو برد چراغ روشن نمیگردد و زنگ به صدا درنمیآید.
* تابلو دیگر مربوط به تقسیم است. میدانیم که تقسیم از نظر مفهوم آن بر دو نوع است: یکی تقسیم به مفهوم اندازهگیری و دیگر تقسیم به مفهوم اجزایی. به تجربه برای اینجانب ثابت شده است که شاگردان ناشنوا تقسیم را از راه مفهوم اندازهگیری بهتر درک میکنند؛ مثلاً در تقسیم 24:6 میگوییم میخواهیم بدانیم که در یک بسته یا دسته ۲۴ تایی چند دسته ۶ تایی وجود دارد؟ مفهوم این تقسیم مانند آن است که دسته ۶ تایی را به عنوان واحد انتخاب نموده و بخواهیم دسته ۲۴ تایی را با آن واحد اندازه بگیریم؛ یعنی ببینیم که یک دسته ۶ تایی چند بار در دسته ۲۴ تایی میگنجد که به آسانی میفهمد ۴ بار.
به هر حال آموزش تقسم از مثالهای کتاب یعنی آموزش تقسیمهای اساسی شروع شده و برای تعلیم تقسیمهای مشکلتر، از تابلویی که شرح آن در زیر داده خواهد شد، استفاده میشود.
در تابلو مخصوص تعلیم تقسیم، سؤالاتی به صورت تصویر و عدد تهیه شده و پاسخها به صورت عدد در وسط تابلو قرار گرفته است. موقعی که سؤالی از محصل میشود باید فیش را داخل سوراخی که زیر پاسخ تعبیه شده فرو برد. در این صورت با فشار شاسی چراغ زیر سؤال روشن و زنگ به صدا درمیآید و محصل به درستی پاسخ آگاه میشود.
* در تابلو دیگر که مخصوص مفاهیم اشکال هندسی است. به تجربه برای اینجانب ثابت شده است که اغلب ناشنوا حتی در کلاس اول ابتدایی، آشنایی مختصری با اشکال هندسی از قبیل مربع یا دایره و خط را دارند و چون اصولاً در کتابهای رسمی مطالب هندسی دچار پراکندگی است و تعاریفی برای اشکال هندسی نوشته نشده است، اینجانب پس از انجام تجریباتی روی شاگردان ناشنوا اقدام به تهیه تابلویی نمودم که در زیر شرح آن را به اطلاع میرسانم و هنگام آموزش مطالب درس هندسه از آن استفاده میشود و به وسیله آن خط و اقسام آن، زاویه و اقسام آن، تعریف محیط و مساحت اشکال هندسی از قبیل مثلث، مربع، مستطیل، ذوزنقه، متوازیالاضلاع و غیره نمایش داده شده و برای آموزش هر یک از آنها در هر کلاس استفاده میشود.
بدیهی است شاگردان قبل و بعد از استفاده از تابلو موظفند کلیه تمرینات کتابهای خود را انجام دهند، مثلاً در کلاس ضمن دادن مترهای پلاستیکی به آنان از آنها خواسته میشود که طول مداد، طول انگشتان دست خود و یا طول نیمکت را اندازه بگیرند و با هم مقایسه کنند و یا در کلاس دیگری از آنها خواسته میشود که طول و عرض کلاس خود را اندازه گرفته و مساحت آن را پیدا کنند و مقایسه نمایند و در عین حال موظف میشوند که اشکال هندسی را با یکدیگر مقایسه و اختلاف آنها را دریابند.
همچنین برای درک واحد اندازهگیری سطح، یعنی مترمربع و اجزاء آن یعنی میلیمتر مربع، سانتیمتر مربع، دسیمتر مربع، تابلویی تهیه شده که ضمن نمایش کامل یک مترمربع، اندازه اجزاءِ مترمربع را به طور کامل مشاهده خواهند کرد.
تابلو تعلیم هندسه به ابعاد ۱/۵ متر در ۱/۵ متر تهیه شده است، در اطراف این تابلو خانههایی وجود دارد که تعریف و خصوصیات خط تا شکل دایره و بیضی در آنها نوشته شده است. بر بالای تابلو زنگی نصب شده و بالای هر خانه از تعریفها، چراغی تعبیه گردیده است. در وسط این تابلو در چهار نقطه شکلهایی رسم شده. در مرحله اول در یک گوشه این تابلو انواع خط رسم شده، در مرحله دوم حالات دو خط نسبت به هم و در مرحله سوم انواع گوشه یا زاویه ترسیم گردیده است. در مرحله چهارم کلیه شکلهای هندسی با خطوط رنگی مختلف رسم شده و کشهایی در اطراف تابلو وجود دارد که چون دانشآموز به وسیله این کشها شکلی را به طور صحیح ترسیم نمود چراغی که بالای سر تعریف وجود دارد روشن و زنگ به صدا درمیآید و محصل متوجه میگردد که مثلاً این شکل متساویالاضلاع است و مساحت و محیطش چگونه به دست میآید.
* تابلو دیگری مخصوص جغرافیا تهیه شده است، ابتدا تعریف جغرافيا: كلمه جغرافیا از دو لغت یکی جئو یا ژئو و دیگری گرافی یا گرافیک ترکیب شده است و کلماتی است یونانی که مجموعاً به معنی توصیف زمین آمده است بنابراین علم جغرافیا چندین قرن قبل از میلاد در یونان معمول بوده و درباره چگونگی زمین و آنچه مربوط به درون و داخل زمین و سطح کره خاک و ماوراء زمین بوده است بحث و گفتگو میکرده است.
با ظهور اسلام و بیان قرآن مجید در بین مسلمین، این علم رواج علمیتری پیدا کرده و همینکه دولت اسلامی عثمانی تشکیل شد و بر سرزمین اسلامی آسیای صغیر و یونان، مسلمین تسلط پیدا کردند با زمینه اسلامی که از این علم داشتند بهتر توانستند در آثار و كتب باقیمانده علم جغرافیا در یونانزمین، بررسی و تحقیق نمایند و به این ترتیب در بین مسلمین مسأله جغرافیا و این علم زودتر رواج و اهمیت و ارزش پیدا کرد.
به طور کلی در تقسیمات اولیه، جغرافیا را به دو بخش عمده تقسیم کردهاند:
الف) جغرافیای طبیعی، ب) جغرافیای انسانی.
هدف از جغرافیای طبیعی که خود به چند قسمت تقسیم میشود عبارت بوده از آنچه خداوند متعال خلق فرموده و به این قسمت عنوان طبیعی میگفتند مانند بحث درباره پیدایش کره زمین، آب و هوا، کوهها، رودها، و غیره و اما آنچه ساخته و پرداخته دست انسان بر روی کره زمین است، چون عامل انسان بوده بحث عنوان جغرافیای انسانی بیان شده است مانند بحث در پیرامون جمعیت، نژاد، ایجاد مراکز شهری و غیره. و این قسمت خود به جغرافیای اقتصادی تقسیم شده و مطالبی تحت عنوان کشاورزی، دامداری، صید ماهی، معادن و صنایع، راهها و بازرگانی بحث شده است.
با پیشرفت علوم، جغرافيا تقسیمات زیادتری پیدا کرده تا آنجا که امروز این علم با ریاضی، تاریخ طبیعی و تاریخ جغرافیا سر و کار پیدا کرده و دامنه آن از کره خاک به سایر سیارات کشیده شده است و دنباله تحقیقات ادامه دارد و میتوان گفت بشر امروزی جغرافیا را به صورت علمی درآورده و دنباله تحقیقات را گرفته و به استناد قرآن مجید بشر قادر است در کرههای دیگر به تحقیق و مطالعه بپردازد.
تابلوی تعلیم جغرافیا، به ابعاد دو متر و نیم در یک متر و نیم تهیه شده، نقشه ایران بصورت واضح و روشن مشخص گردیده است. در حاشیه نقشه، عکس آثار مهم و باستانی استانها و شهرستانها تعبیه گردیده و بر روی این تابلو کوهها، رودها، محصولات عمده و مهم و مشهور شهرستانها مشخص گردیده است. زیر نام هر شهرستان یک عدد لامپ وجود دارد و همه شهرستانهای تابع یک استان دارای لامپهای همرنگ خاصی است که اگر محصل مثلاً شاسی استان اصفهان را فشار داد کلید شهرستانهای تابع اصفهان مشخص و مخصوصاً خود اصفهان که مرکز استان است با لامپ مخصوصی مشخص شده که محصل بفهمد اصفهان مرکز استان است و ضمناً آثار مهم و باستانی استان اصفهان هم با لامپهای رنگی مشخص میشود و دانشآموز متوجه میگردد که این آثار مربوط به استان اصفهان است، در عین حال محصولات و صنایع مهم و مشهور استان را نیز مشاهده مینماید.
* تابلوهایی که جهت مفاهیم کسرها، مفهوم کسر متعارفی، مفهوم کسر اعشاری، جمع و تفریق کسر متعارفی، جمع و تفریق کسر اعشاری، رفع و تجنیس، ضرب کسر متعارفی، ضرب کسرهای اعشاری، تقسیم کسرهای متعارفی، تقسیم کسر اعشاری و غیره تهیه شده را باید از نزدیک مشاهده کرد و به طرز کار آنها واقف شد و به طور خلاصه و مجمل به اطلاع میرسانم که این تابلوها به صورت صفحه سفیدی است که هیچگونه نوشتهای روی آنها مشاهده نمیشود ولی با فشار شاسیهایی سؤالات و جوابها روی تابلو نمایان و دانشآموزان از آنها استفاده میکنند. برای نمونه طرز کار یکی از آنها ذیلاً شرح داده میشود:
پس از درک مفهوم کسر، جمع و تفریق کسرهای هممخرج را با همان مفاهیم جمع و تفریق اعداد صحیح یعنی روی همریختن و برداشتن به آسانی به شاگردان یاد میدهیم. به طوری که با به کاربردن اشیاء و تصاویر شاگردان به کشف قاعده جمع و تفریق اعداد کسری و کسر آشنایی کامل حاصل نمایند و برای آموزش کاملتر و جمع و تفریقهای مشکل کسرها، از تابلوهایی که به وسیله اینجانب تهیه شده و نمونهای از آنها را شرح میدهم میتوان استفاده نمود.
* تابلو تعلیم جمع کسر متعارفی، این تابلو به ابعاد یک متر طول و هشتاد سانتیمتر عرض تهیه شده و ظاهر امر صفحه سفیدی است، تابلویی هم مجاور آن قرار داده شده است که دارای سویچهایی است که هر چند سویج مربوط به هم با رنگ خاص مشخص گردیده است. محصل سویچ شماره یک سبز رنگ را فشار میدهد، سؤال جمع روشن میگردد. با زدن سویچهای ۲ و ۳ و… به ترتیب اعمالی که باید انجام گیرد تا به نتیجه برسد را تابلو نشان میدهد و سرانجام پاسخ سؤال مشخص میگردد.
در سال ۱۳۴۱ که مرحوم هدایت الله موسوی به مدیریت کل فرهنگ منصوب شدند، اولین معلم را که مرحوم حاج سید محمود سجاد بود در اختیار من قرار دادند و در سال ۱۳۴۲ قطعه زمین موقوفهای را که دبستان هماکنون در آن مستقر است را به اجاره درآورده و با هزینه شخصی بنایی مناسب در آن ایجاد کردم که دارای هشت اطاق و کارگاه از قبیل درودگری، ماشیننویسی، برق، مشبککاری و نقاشی بود و حدود ۶ نفر آموزگار و استادکار در اختیارم قرار داشت و در سال ۱۳۶۲ بنا به تمایل اولیاء وقت آموزش و پرورش بازنشست شدم.
ناگفته نماند که به حمدالله در حال حاضر اهمیت موضوع تعلیم و تربیت اطفال ناشنوا، روشندل و عقبمانده ذهنی درک شده و امید است برخلاف سابق توجه بیشتری به این اطفال و مربیان دلسوز آنان بشود. در خاتمه یادآور میشوم زمانی که شروع به امر تدریس کر و لالها نمودم تصورم این بود که در ایران این کار ابتکار من است ولی پس از مدتی متوجه شدم مرحوم باغچهبان ۲۰ سال قبل از من به چنین کاری پرداخته است. روحش شاد.
این بود شرح حدود ۳۰ سال خدمت که در چند دقیقه مطالعه فرمودید.
حسین گل بیدی
- بازدید سرهنگ نوربخش از مدرسه کرولالها
- تقی هستهای و فرزانه در مدرسه کرولالها
- حیاط مدرسه کرولالها
- دبستان کرولالها حسین گلبیدی







