کتاب «گلگشتی در باغ مصفای حجاری» نوشته حمید فرهمند بروجنی و الهام حاجدائی با ویراستاری مریم قانونی ازجمله انتشارات مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل است. در گذر سالیان، عاملی باعث شده است که ایرانیان به سنگقبر توجهی ویژه داشته باشند و آن را تا مرز شاهکاری هنری بیارایند.
در تاریخ فرهنگ اصفهان این حقیقتی انکارناپذیر است که گروهی از اصفهانپژوهان که ارزشمندترین کارها را در این حیطه انجام دادهاند، کسانی بوده و هستند که از خارج این شهر کهن به آن آمده و بهواسطه عشق و آمیزش با این شهر، از خدمتگزاران و پژوهندگان این شهر شدهاند. دکتر سیروس شفقی نیز از این جمله اشخاص است. او در دهه چهل که دکترای جغرافیای خود را از آلمان گرفت، به اصفهان آمد و در دانشکده ادبیات اصفهان، گروه جغرافیا را بنیانگذاری کرد. عشق مفرط او به اصفهان موجب شد در نیمقرنی که در این شهر زندگی میکند، آثار ماندگاری درباره تاریخ و جغرافیای این شهر عرضه کند. در اینجا اولین کتاب او یعنی «جغرافیای اصفهان» را به بررسی و معرفی مینشینیم.
«شما میدانید که دوره ساسانیان چه چیز است؟ میدانید که در بینِ ادوارِ تاریخیِ ایران، عهدِ ساسانی یکی از بزرگترینها بوده است؟ نهفقط که دولتِ ایران آن وقت قوی و توانا بود، از برای اینکه یک تمدنِ بسیار عالی داشت که با تمدنِ روم رقابت میکرد و آثار و نفوذِ آن تمدن هنوز میماند. برای تحصیل کردنِ آن دوره بسیار منابع داریم که عبارت از روایاتِ مشرقی و مغربی و خرابهها و صورتهایی از دیواربرجسته و مسکوکات و کارهای صنعتیِ مختلف است و اگر آن منابع را با انتقاد تفحص میکنیم، برای آن خواهد بود که به واسطه آن یک خاتمکاریِ ظریفی را انجام داده باشیم و دوره ساسانیان دوباره پیشِ چشمِ ما زنده باشد.» این روایت آرتور کریستنسن، ایرانشناس مهم دانمارکی، است که حوالی 92 سال پیش طی یک سخنرانی به زبان فارسی در مدرسه آمریکاییان (ظاهرا کالجِ البرز) انجام داد. در متن پیش رو با نــگاهــی به نــظــر کریستنسن و ایرانشناسان دیگر، سعی میکنیم سفری به ایرانِ ساسانی داشته باشیم، دورهای از تاریخ ایران بزرگ که حالا در موزهها و البته بناهای تاریخی و ثبت جهانی شده ایران هنوز جاری و زنده است.
تاریخ، یک شاهد همیشگی است. در تاریکترین لحظات یا روشنترین روزها، جایی ساکت نشسته است و فقط نظارهگر است. انگار تنها اوست که میداند: این نیز بگذرد! چرا که تاریخ، خود همان است که گذشته است و بیشتر از همه، عبور بی وقفه زمان را میشناسد. او بی آنکه اسیر تلاطم بُرهههایش شود، آرام و صبور، ناملایمات را تاب میآورد و به گشایشها، لبخند میزند اما دل نمیبندد.
روی جلد قرمز رنگ کتاب «سینما به روایت اصفهان» و زیر عنوان اصلی آن عبارت «یک پژوهش تاریخی تحلیلی» بهچشم میخورد. این گزاره به روشنی رویکرد و جهتگیری نویسندگان کتاب برای بررسی پدیده سینما در نیمه اول قرن جاری در اصفهان را نشان میدهد. رویکردی که تعمدا با دورشدن از روایت غالب و نوستالژیک بررسی پدیدههای فرهنگی در اصفهان، سعی در ترسیم نسبت میان جامعه مدرن شهر در دورههای پهلوی اول و دوم و هنر مدرنی چون سینما دارد و در این راه ارتباط میان ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و البته هنری جامعه اصفهان با سینما را مورد کنکاش قرار میدهد. به بهانه انتشار کتاب «سینما به روایت اصفهان» با نویسندگان این کتاب پژمان نظرزاده آبکنار، نفیسه باقری و مصطفی حیدری گفتوگو کردیم.