چندی پیش کتابی از نویسندهای کتاباولی در شهر اصفهان منتشر شد با طرح جلدی جالب که تصویر یک راننده تاکسی در میانه دهه پنجاه در کشوری غربی روی آن نقش بسته بود.
ما اولین نسلی بودیم که با مفهوم اوقات فراغت آشنا و درگیر شدیم. تابستانها که مدرسه تعطیل میشد، اول بیکاری و حوصلهسررفتن ما بود و دنبال کاری بودیم تا وقتمان را پر کند.
بر سردر مرکز نوشتهاند «سالن مطالعه حصه»؛ اما نیمساعتی که در فضای داخلی گشت میزنم، این عنوان را به نسبت نوع فعالیت و خدمترسانیهای آن کم و کوچک مییابم. اینجا فقط جایی برای امانت کتاب و مطالعه آن نیست! مراجعان میتوانند در کلاسهای آموزشی مختلف از کمکدرسی گرفته تا مهارتهای زندگی و… شرکت و حتی فرصت ارائه دانش و مهارت به همدیگر را هم پیدا کنند. سالن مطالعه حصه جایی برای گفتوگو است؛ فضایی برای ایجاد تعامل و افروختن چراغ آگاهی در سنین و سطوح مختلف.