بیش از هزار سال پیش، در سال 414 هجری قمری چهار مرد در لباس صوفیان، مخفیانه از سمت محله آهنگران و بیدآباد وارد اصفهان شدند. یکی از این چهار نفر مهمترین و مشهورترین دانشمند و پزشک تاریخ ایران بود که کتاب «قانون»اش تا همین قرن نوزدهم در مجامع علمی اروپا بهعنوان کتاب مرجع تدریس میشد. ابوعلی حسین بن عبدالله بنسینا در سال 370 قمری در بخارا متولد شد و به استناد کتاب تاریخ ابناثیر در اصفهان از دنیا رفت و شاید در مدرسه خودش هم دفن شد. کمی آنسوتر دومناره بلندبالا احتمال وجود یک مدرسه از دوره آل مظفر را در محله دردشت مطرح میکند. مدرسهای که به همت ملکه مقتول اصفهان، یعنی سلطان بختآغا بنا شده و پس از قتلش در همانجا هم دفن شد. اینگونه است که مدرسهآرامگاههای اصفهان پیوندگاه دانش و تاریخ در این شهر باستانی شد.
امروزهروز میدان نقش جهان خالی از اتومبیل شده است. نظافت و بهداشت آن در سطح مطلوبی است. ماهیت مغازههای اطراف میدان و حتی بازارهای دورو بر با موضوع گردشگری تناسب دارد. اما آیا پنجاه سال پیش هم میدان این وضعیت را داشته است؟ این مطلب پاسخی به این سؤال است.
وقتی در اوایــل قرن چهاردهم خورشیدی لحاف قجری را از روی اصفهان کنار زدند، چشم شهر به خیابانها و گذرهای تازهسازی روشن شد که در آن روزگار نماد اصلی مدرنسازی شهری محسوب میشد؛ خیابانهایی که وظـیـفـه داشتند کوچههای درهمتنیده قدیمی شهر را به گذرهای ماشینرو تبدیل کنند و رایحه خوش مدرنیته را بدینترتیب به مشام اصفهانیها برسانند. گذشته از اینکه در جریان این خیابانکشیها چه میزان بافت تاریخی شهر از بین رفت، این خیابانها کمکم چهره اصفهان را دگرگون کردند و جلوههایی از زندگی جدید پیش چشم مردم گشودند.
وقتی برای دیدن قد و بالای عالیقاپو کلاه از سر برمیداریم، درواقع داریم به دروازه ورودی شهر ممنوعه صفویان در اصفهان نگاه میکنیم. محلهای با باغها و کاخها و انبارها و مطبخها و ادارات مختلف دولتی که به دولتخانه صفوی مشهور بوده است. اینجا قلب امپراطوری صفوی بوده است. قلبی هنوز تپنده اما زخمی. دوچرخههای خود را زین کنید که میخواهیم این بار دولتخانه صفوی را رکاب بزنیم و چه لذت بالاتر از رکابزدن در یک شهر ممنوعه باستانی.
شهریت یک شهر را چه چیزی میسازد؟ چه چیزی اصفهان عصر قاجار را به اصفهان امروز رسانید؟ بیگمان چند پروژه بزرگ در اصفهان در نیمه اول قرن حاضر شمسی به اجرا درآمد که اصفهان را از شرایط یک روستای بزرگ که در اواخر قاجار وجود داشت، به شهری با استانداردهای شهری مدرن منتقل کرد. ما در اینجا به موضوع آب و فاضلاب شهر میپردازیم.
شاید اگر شهر اصفهان روزگاری در زمره شهرهای مهم جهان قرار نگرفته بود، شاید اگر میزبان تمدنی باشکوه که نقطه اوجش در عهد صفوی است، نمیشد و شاید اگر نامش به عنوان شهری مبدع و مولف در زمینههای مختلف معماری، فرهنگ، هنر، علم و… در میان شهرهای مهم جهان قرار نمیگرفت، امروز از تماشای مشکلات و معضلات بزرگی که گریبان آن را گرفته کمتر اندوهناک میشدیم! اما همه اینها در حالی است که شهر اصفهان، میراثدارِ الگوهای کارگشا و خلاقانه در زمینههای شهرسازی و مدیریت شهری است و با اینحال امروز در چنگ بحرانهایی گرفتار شده که پیشبینی وقوع آنها و ارائه راهکارهایی برای حل آنها از سوی گذشتگان شده و از سوی نسلهای بعدی نادیده گرفته شده است.
شوق به گردش در سرزمین علم و دانش و پیمایش مسیری برای کسب دانش ساختمانی مدارس ایرانی و آشنایی با بهترین این نمونهها، شناخت منطقه باستانی «گندیشاپور»، آشنایی با فضاهای مدرسه از «حجره» تا «مدرَس»، کشف رموز مدرسه «خان شیراز»، تماشای زیباییهای مدرسه «غیاثیه خرگرد» و ویژگیهای ساخت مدرسه «آقابزرگ کاشان» سبب شد تا مسیری جذاب را برای گردشگری معماری این هفته معرفی کنیم.
شاید هیچ خیابانی در اصفهان تعریض و تکمیل آن به اندازه خیابان شمسآبادی طول نکشید، خیابانی که شاختنش به شکل امروزی حدود 10 میلیون تومان در 1352 خرج روی دست شهرداری گذاشت و 12 سال هم طول کشید تا بالاخره کشمکشها به ساختن آن بینجامد. داستان جالب خیابان شهناز سابق و آیتالله طالقانی فعلی را در ادامه بخوانید.
وقتی در دورههای مختلف از شهر اصفهان سخن میگوییم یعنی دقیقا کجا؟ اصفهانی که در قرون اولیه اسلامی بود، یک شهر دوهستهای در شمال پل شهرستان و محله جوباره کنونی بود. اصفهانی که در دوره دیلمیان به دور آن حصار کشیدند، محله جویباره و اطرافش را شامل میشد. اصفهانی که عصر صفوی را تجربه کرد به یکباره چند برابر گردید و به سمت جنوب متمایل شد. اصفهان عصر قاجار بسیار کوچکتر شد. اصفهان عصر پهلوی کجا بود؟
صدای ناقوس کلیساها با صدای همهمه مردم در بازارها و گذرها و میدان شهر درهمآمیخته و همراه با نغمهسرایی پرندگان گوش را مینوازد. انعکاس نور خورشید در شیشههای رنگی خانهها و قصرها دیدنی است. کوچههای شهر با درختان و جویبارهایش تصویر یک شهر خوشاقبال را پیش چشم میآورد. جابهجا گنبدها و برجهای ناقوس کلیساهای پرتعداد، تلفیق دلنشین معماری اسلامی و مسیحی را نشان میدهد. اینجا جلفا است، جلفای نوی اصفهان؛ شهرکی با بیش از سیهزار نفر جمعیت در دوران اوجش. اما این تصویری چهارصدساله است و زیستن در آن امکانپذیر نیست. چشم که میگشایم وسط میدان جلفا ایستادهام و صدای گوشخراش موتورسیکلتها و خودروها خاطرات شیرین جلفای صفوی را مخدوش میکند.
اگر در یک کشف هیجانانگیز، نقشهای از اصفهان هزار سال پیش ناگهان پیدا میشد، شهری با تقسیمبندی کاملا متفاوت نسبت به امروز راپیش روی خود میدیدیم. شهری که با مرکزیت میدان عتیق گسترش پیدا کرده بود و در کنار محلههای بزرگ دردشت و جوباره از چند محله فرعی تشکیل میشد. یکی از این محلهها که ریشههای بسیار کهنی در اصفهان پیش از اسلام هم داشته، محله کرّان بوده است. محلهای که گفته میشود از روستاهای اطراف شهر یهودیه قدیم بوده و پس از اسلام به یکی از محلههای شهر اصفهان بدل شده است. محلهای که بیش از همه ردپای سلجوقیان در کوچهپسکوچههایش پیداست. یکی از این ردپاها از بقیه شاخصتر و مهمتر است؛ زیرا ما را یکراست تا مقبره مهمترین وزیر تاریخ ایران پس از اسلام راهنمایی میکند. مجموعه مطالب «در رکاب تاریخ» این هفته به یک محله تاریخی پرجواهر اما مهجور میپردازد.
قصر، با شکوه و جلالش، تنها نشسته است در میان دشت گندم. عمارت کلاهفرنگی حالا دیگر خیلی قامتش خم شده است، اما شکوهش همچنان پابرجاست. قصری که حکایت از روزگار نهچندان دوری میکند، خاک گرفته و دلمرده، اما هنوز استوار به تماشا دعوتمان میکند. گورت از ناحیه قهاب در شرق اصفهان واقع شده است و ابنیه تاریخی زیادی را در خود جای داده است.