سرانجام قلب هنرمندی که یکعمر درراه اعتلای آواز و موسیقی و شعر و فرهنگ کوشیده بود در روز هفدهم مهرماه سال جاری از تپش ایستاد و اکنون ملتی قلبهایشان سوگوار پرواز ابدی اوست… ملتی که سالها را با این صدا زیسته بودند، از تبلور تمام امیدها و رنجهایشان به هنگام خواندن تصنیف مرغ سحر تا معنویت مناجات و ربنای او در هنگام افطارهای ماه رمضان. ازاینرو شجریان را باید یگانه هنرمندی دانست که در تمام لحظات تاریخ ملتش، چون رودی خروشان جاری بود چراکه این مردم، غمها و شادیها و امیدها و دلبستگیهایشان را با این صدای پیوند داده بودند. در یک نمونه از این هزاران زیستنِ این صدا در فرهنگ مردم، میتوان نمونهای را مثال زد و آن را به تمام جهانیان باافتخار تمام نشان داد که چگونه شعر و موسیقی در تاروپود یک ملت زندگی میکند و نفس میکشد.
خبر نزدیک بود و منتظر، اما سهمگین و کمرشکن و ایران را به عزای عمومی موسیقی، ادب، فرهنگ، هنر، تاریخ و اجتماع کشاند. محمدرضا شجریان که مدتها با بیماری سرطان درگیر بود و از چند ماه قبل حال مساعدی نداشت، به فاصله کوتاهی از تولد 80 سالگیاش در اولین روز مهر، درهفدهمین روز ماه در تقویم فرهنگ ایران به مهر جادوانه شد و بنا به وصیت خودش در جوار فردوسی بزرگ در طوس آرمید.
محمدرضا شجریان، متولد اول مهر 1319 در مشهد است. به گفته خودش هرآنچه که در موسیقی به دست آورده بود، از برکتهای آموزش و تشویقهای پدرش بوده.