عصر روز تاسوعا خیابان کمال و صف طولانی مردم برای گرفتن کلهپاچه نذری. این صف از بنبست کنار تکیه میرزا داوود تا خیابان کمال کشیده شده است.
قصه دعاهای آخر مجلس برای من قصه عجیبی است. میرفتیم روضه و آخر برنامه که میشد دستها را بلند میکردیم، بعد از دعا برای تعجیل در فرج یکی از مهمترین دعاها، دعای برای بیماران بود.
هنوز منتظر وقوع پیشبینیاش برای سرنگونی دولت دهم پس از هدفمندی یارانهها یا نتیجه دعوتش از روحانی برای نجات اقتصاد و یا هشدار وقوع تورم ۳ رقمی در دولت شهید رئیسی هستیم که قلم به دست گرفته و علیه مردم سیاهه مینویسد.
جناب دکتر رنانی! یادداشتی شگفتانگیز از شما دیدم که اصفهانیهای متمدن و پیشرفته را بهخاطر کثرت رأی آزادانه و دموکراتیکشان به دکتر جلیلی موردتوهین و تحقیر و مذمت قرار دادید و آن دیار را به این خاطر یک روستا نامیدید؛ به قول خودتان روستای نصفجهان!
در کانال تلگرامی آقای رنانی چرخ میخورم. تنوع موضوعها سرسامآور است. از هر دری سخن رفته است؛ اما یک وجوه اشتراکی هم به چشم میخورد.
یادداشت اخیر دکتر رنانی و نگاهی که او به انتخاب مردم داشته است، چیز جدیدی نیست. ما در روشنفکران غربزده، این نوع تحلیل و نگاه را که برخاسته از نوعی خودشیفتگی و خلسه نارسیستی است، دیده بودیم.
سالهاست «محسن رنانی» را از دور میشناسم و چند باری خواسته یا ناخواسته پای صحبتهای او نشستهام.
اصفهان، کلانشهری است در جغرافیای ایران که در طول تاریخ، همواره مدنیت خود را به رخ سایر مناطق این کشور و حوزه تمدنی جهان اسلام کشیده است و عناوین متعددی که این شهر در طول تاریخ داشته، چه در دوران پایتختی و چه در غیر آن، همیشه افتخارآفرین بوده است.
معمولا محققانی که در مکتب «والت وایتمن رستو» (محقق دانشگاه MIT و مشاور امنیت ملی در دوره ریاستجمهوری جان اف کندی) پرورش یافتهاند، معتقدند که رشدوبلوغ جوامع در شهر رخ میدهد و آخرین مرحله تکوین جوامع بشری وقتی اتفاق میافتد که به مصرف انبوه دست مییابند.
ما در تحولات سیاسی و اجتماعی جهان میبینیم که شهرها خیلی مهماند. خیلی از دانشها و ادبیات که در قرن 18 و 19 متولد میشوند، در نسبت با لندن و پاریس متولد میشوند.
پیرزن گِله داشت که چرا همه سراغِ شهیدانِ گُلدرشت میروند و چرا کسی شهیدِ او را نمیشناسد! پیرزن دوست داشت دلش را بیرون بریزد.
منشأ تصمیمگیری در وجود انسانها متفاوت است. بعضی وقتها انسان از شوق رسیدن به چیزی که برایش مطلوب است، انتخاب میکند و گاهی هم انتخاب او تنها از سر ترس است برای فرار از وضعیتی که بناست دامنگیر او شود.