به گزارش اصفهان زیبا؛ حکمرانی شرکت به مجموعهای از قوانین، مقررات، ساختارها، فرآیندها و فرهنگهایی اطلاق میشود که نحوه هدایت و کنترل یک شرکت را جهت دستیابی به اهداف بلندمدت، رعایت حقوق تمامی ذینفعان و پاسخگویی در قبال عملکرد تعیین میکند.
در دنیای پیچیده کسبوکار امروز، حکمرانی شرکتی دیگر یک موضوع حاشیهای یا تشریفاتی نیست، بلکه هسته مرکزی اعتماد سرمایهگذاران، پایداری کسبوکار و سلامت اقتصاد کلان محسوب میشود. یک نظام حکمرانی قوی، با ایجاد توازن بین منافع مختلف، از سهامداران و اعضای هیئت مدیره گرفته تا کارکنان، مشتریان، جامعه و محیط زیست، بستری را فراهم میآورد که در آن شرکت میتواند به صورت اخلاقی، شفاف و کارا عمل کرده و ارزش آفرینی پایدار داشته باشد.
مولفههای اصلی یک الگوی حکمرانی شرکتی را میتوان در چند رکن اساسی دستهبندی کرد. در رأس این ساختار، هیئت مدیره قرار دارد که نقش آن راهبری استراتژیک، نظارت بر مدیریت اجرایی و حصول اطمینان از پاسخگویی شرکت است. اثربخشی هیئت مدیره به عواملی چون استقلال آن از مدیریت، ترکیب متنوع از نظر تخصص و جنسیت، وجود کمیتههای تخصصی و انجام ارزیابیهای دورهای عملکرد وابسته است. هیئت مدیره به عنوان نماینده سهامداران موظف است از منافع آنان محافظت کند و اطمینان حاصل کند که مدیریت شرکت در مسیر درست حرکت میکند.
دومین مؤلفه حیاتی، حقوق سهامداران و رفتار عادلانه با آنان است. یک نظام حکمرانی خوب باید چارچوبی را ایجاد کند که در آن حقوق تمامی سهامداران، اعم از خرد و کلان، به رسمیت شناخته شده و از آن حمایت شود. این امر شامل دسترسی به اطلاعات به موقع و دقیق، امکان مشارکت و رأیگیری در مجامع عمومی، برخورداری از سود سهام متناسب و محافظت در برابر رفتارهای خودسرانه یا داخلی است.
علاوه بر این، تضمین برخورد عادلانه با تمامی طبقات سهامداران از ایجاد تضاد منافع و تمرکز قدرت در دست گروهی خاص جلوگیری میکند.سومین رکن، شفافیت و افشای اطلاعات است که خون حیات حکمرانی شرکتی محسوب میشود. شرکتها موظفند اطلاعات مالی و غیرمالی مربوط، دقیق و به موقع را در مورد عملکرد، موقعیت مالی، ریسکها و مسائل مربوط به حاکمیت خود منتشر کنند.
این افشاگری نه تنها شامل گزارشهای مالی مطابق با استانداردهای بینالمللی، بلکه شامل گزارشهای مربوط به مسئولیت اجتماعی شرکت، پایداری محیط زیستی و اخلاق کسبوکار نیز میشود. شفافیت، امکان نظارت مؤثر را فراهم کرده و سرمایهگذاران را قادر میسازد تا تصمیمات آگاهانهای اتخاذ نمایند.چهارمین مؤلفه، نقش ذینفعان در حکمرانی شرکتی است.
رویکردهای مدرن حکمرانی، فراتر از نگاه صرف به سهامداران، به رسمیت شناختن نقش و حقوق تمامی گروههایی است که تحت تأثیر فعالیتهای شرکت قرار میگیرند یا بر آن تأثیر میگذارند. این گروهها شامل کارکنان، مشتریان، اعتباردهندگان، تأمین کنندگان و جامعه محلی هستند. مکانیسمهای مؤثر برای درنظرگیری منافع ذینفعان، مانند ایجاد کانالهای ارتباطی شفاف، رعایت حقوق کارکنان و توجه به مسائل زیستمحیطی و اجتماعی، نه تنها ریسکهای تکراری را کاهش میدهد، بلکه به ایجاد یک مزیت رقابتی پایدار و کسب “مجوز اجتماعی” برای فعالیت شرکت منجر میشود.
در نهایت، سیستم کنترل داخلی و مدیریت ریسک به عنوان پایه اجرایی حکمرانی خوب عمل میکند. این سیستمها برای حصول اطمینان از دستیابی به اهداف عملیاتی، قابلیت اطمینان گزارشگیری مالی، رعایت قوانین و مقررات و کارایی عملیات طراحی شدهاند. یک چارچوب قوی مدیریت ریسک، شرکت را قادر میسازد تا ریسکهای بالقوه را شناسایی، ارزیابی و مدیریت کند و از وقوع بحرانهای غیرمنتظره که میتواند ارزش شرکت را نابود کند، جلوگیری نماید.در نتیجه، حکمرانی شرکتی یک پارادایم پویا و چندبعدی است که مستلزم تعهد مستمر از سوی تمامی سطوح سازمان است. یک الگوی حکمرانی اثربخش، که بر پایه اصول شفافیت، پاسخگویی، انصاف و مسئولیتپذیری بنا شده است، نه تنها به عنوان یک سپر در برابر فساد و سوءمدیریت عمل میکند، بلکه سنگ بنای جلب اعتماد، کاهش هزینه سرمایه، افزایش عملکرد مالی و در نهایت، خلق ارزش پایدار برای تمامی ذینفعان در بلندمدت است. در اقتصاد جهانی امروز، کیفیت حکمرانی شرکتی به یکی از معیارهای اصلی ارزیابی و تمایز بین شرکتهای پیشرو و پیرو تبدیل شده است.



