به گزارش اصفهان زیبا؛ دوستی خالهخرسه، تمثیلی است از انسانی که برای دیگری دلسوزی و مهربانی دارد؛اما این دلسوزی به ضرر آن دیگری تمام میشود. مصداق بارزش در سیاست، کسانی را دربر میگیرد که فکر میکنند اگر بدون سروصدا و به جای مردم و نمایندگان آنها تصمیم بگیرند، به جامعه فرصت تنفس دادهاند، جامعه را از التهاب رهایی بخشیدهاند و به این وسیله، زندگی آسودهتری را به مردمان جامعه ارزانی داشتهاند.
پیش فرض سخن من در جایی است که این نگاه، قصد دلسوزی هم دارد و اصلا بهدنبال تأمین منافع گروهی خویش نیست؛ البته پرواضح است که گروههای دربسته قدرت، همواره در معرض فسادند؛ اما تکیه اصلی صحبت من جای دیگری است، جایی که همراهی ذهنی جامعه با سیاستها، به بهای آرامش جامعه نادیده گرفته میشود.
چنین جامعهای در بلندمدت دچار شکاف میان مردم و حاکمیت خواهد شد.شکاف میان مردم و حاکمیت یعنی مردم به فرایندهای حکمرانی بیحس شوند. این بیحسی به مرور زمان، بدبینی ایجاد میکند.
اگر میبینیم از زاویه نگاه مردم، هر تصمیم حاکمیتی غلط انگاشته میشود، ثمره همین بدبینی است. بدبینی محصول مستقیم درگیرنبودن جامعه با امرحکمرانی است. بدبینی تورم یافته، دوباره التهاب ایجاد میکند و مانع آرامش جامعه میشود.
حکمرانی پنهان هیچ توجهی به رشد جامعه ندارد. جامعه در قبال مواجهه با مسائل، رشد میکند.
اگر مسائل، از جامعه پنهان شد، جامعه عقب میماند. حس امروز مردم ما به پدیدهای مثل مقاومت با حس 20 سال پیش چقدر متفاوت شده است؟ گمان بنده این است که اگر مقاومت در این سالها، 100منزل طی کرده باشد، جامعه ما 10 منزل جلوتر آمده است. دلیلش پنهاننگهداشتن مسائل حقیقی و درگیر کردن جامعه، صرفا در حیطه تبلیغات و شعار با مسائل واقعی ما در نسبت با اسرائیل و… بوده است.
حکمرانی بدون درک و همراهی و اراده مردم، توان پیشبرد امور را ندارد. تفاوت بنیادین پدیده انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با چالشهای امروز حکمرانی در این نقطه است.
شوربختانه اینکه در سالهای اخیر، نه تنها مردم که حتی نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی نیز به نحو متأخر از مسائل آگاهی پیدا میکنند.



