به گزارش اصفهان زیبا؛ تئاتر از بدو پیدایش انسان وجود داشته و جزئی از خمیره ذاتی انسان است. شاید بسیاری از افراد این موضوع را نفهمیده باشند و باور نکنند؛ اما ما بازیگران در حالت گریم پیوسته کار کرده و بازی میکنیم.
بیژن گنجعلی متولد سال 1331 در آبادان است.پدر او سینمادار بوده که از زمان کودکی همراه پدرش به سینما رفته و فیلمهای سینمایی را تماشا کرده است. او با استعداد و علاقهای که به هنر داشته از 31سالگی تئاتر را شروع کرده و سالیان متوالی در این حرفه فعالیت داشته است. اکثر کارهای او در اصفهان بوده و با دوستان متعدد اصفهانی کار کرده است.
عمده فعالیتم در هنر تئاتر بوده است
او درباره آغاز فعالیتهای هنریاش به «هممحله» میگوید: «بنده حدود 74 سال سن دارم و از سال 1359 کار نمایش تئاتر را شروع کردم و بهطورمستمر در کارها متفاوت نمایشی، تصویری، صداوسیما، صداپیشگی، دوبلوری، کار فیلم، صوت و در مراکز فرهنگی فعالیت داشتهام. عمده فعالیتم در طول این سالها در هنر تئاتر بوده است و بهطور پیوسته هنر تئاتر را از اساتید متفاوت در این حرفه آموختم و دوستان زیادی در این رابطه داشتهام.»
هنرمند تئاتر باسابقه کوی ولیعصر تصریح میکند: «بنده کارهای دوبله را در تلویزیون انجام دادم و در کارهای نمایشی مانند نمایشهای هفته مرکز صداوسیمای اصفهان فعالیت داشتهام و گویندگی، صداپیشگی و مجری نمایشنامههای هفته رادیویی اصفهان بودم. دوبلوری یک کار نمایشی سینمایی را هم بر عهده داشتهام. درواقع در طول این سالها سر سفره همه این هنرها بودهام؛ اما زمینه اصلی کار بنده در هنر تئاتر و تصویر بوده است.»
او ادامه میدهد: «در حال حاضر به دلیل شرایط جسمی و کهولت سن فعالیتهایم بهمراتب کمتر از قبل شده و به نظرم بهتر است که از افراد جوانتر برای انجام این فعالیتها استفاده شود. بنده هم دیگر زیاد راغب به انجام این نوع فعالیتها در این شرایط سنی نیستم.»
گنجعلی خاطرنشان میکند: «شرایط جسمی بنده آن قدرت اولیه را برای انجام این نوع فعالیتها را ندارد و اگر دوستان از من بخواهند کار تصویر را انجام دهم، بنده به انجام این کار بیشتر راغب هستم. یکزمانی عاشق انجام کار تئاتر بودم؛ اما اکنون به دلیل شرایط فیزیکی و افت بدنی که دارم، باید از افتوخیزها و فعالیتهای زیاد کار تئاتر دور شوم و بیشتر سعی میکنم کار تصویر و فیلم را انجام دهم. آخرین کار تصویری بنده هم با خانم رها سلیمانی بود که یک فیلم سینمایی به نام جیرون را کار کردیم که عکس و تصویرهای این فیلم در اینترنت وجود دارد.»
خاطرات کاری و اثرهای ماندگار در ذهن
گنجعلی درخصوص خاطرات کاری و اثرهایی که در ذهن او ماندگار شدند، اظهار میکند: «بهطور طبیعی وقتیکه یک نفر در هر حرفهای کار میکند و در هر موقعیتی قرار میگیرد، خاطراتی برای او رقم میخورد. در کار هنری بهطور طبیعی خاطرات زیادی برای هنرمندان اتفاق میافتد. برای بنده هم خاطراتی روی صحنه، در اجرای زنده، تصویر و رادیو اتفاق افتاده است. شاخصترین اثری که در ذهنم ماندگار شده و همیشه آن را برای دوستانهم تعریف کردهام، این بود که قبل از اینکه ازدواج کنم کار تئاتر را انجام میدادم و در یک فیلم نقش یک مرد جوانی را بازی کردم که متأهل شده و با همسر و فرزندش زندگی میکرد. تصاویر پشتصحنه این فیلم را گرفتند و عکس و تفسیر آنهم برای آن زمان موجود بود. بعدها که بنده ازدواج کردم، همسرم این عکسها و تفسیرها را در آلبوم دید. ایشان نمیدانست این عکسها مربوط به پشتصحنه آن فیلم است و یادم میآید که این داستان موجب بروز دعوا و برپاشدن آتشی در زندگی بنده شد و با میانجیگری بزرگترها و تفهیم کامل موضوع برای همسرم این ماجرا ختم به خیر شد.»
او ادامه میدهد: «البته خاطرات دیگری هم در هنگام اجرای کار داشتهام،؛ مثل شکستهشدن دکور صحنه حین کار که من بدون وقفه به کارم ادامه دادم. این اتفاقها همه در زندگی کاریام خاطره است. من به این کار هنری علاقه داشتم و به نظرم در وجودم بهصورت ذاتی و فطری قرار داشت. یادم میآید زمانی که کودک بودم قبل از جنگ تحمیلی، پدرم سینمادار در شهر آبادان بود و من در کودکی با پدرم به محل کار ایشان میرفتم. از زمان کودکی فیلمهای زیادی را دیدم و شخصیت کودکانی را که در فیلمها میدیدم در وجود و روحیه بنده بسیار تأثیرگذار بود. دیدن این فیلمها عاملی برای ورود بنده به دنیای هنر شد.
این هنرمند تئاتر تصریح میکند: «بنده تا زمانی که قبل از جنگ در آبادان بودم هیچوقت بازیگری نکردم و تمام اتفاقهای بازیگری بعد از انقلاب رخ داد. از زمانی که به اصفهان آمدم نزد استاد ابراهیم کریمی که استاد باتجربه و سرشناسی بودند این حرفه را بسیار آموختم. علاوه بر این در کلاسهای آموزشی استاد علی نصیریان، هادی مرزبان و داود رشیدی هم شرکت و از کلاسهای آموزشی آنها هم استفاده کردم؛ اما در کل آنچه باعث شد بنده شکل اصلی هنری خودم را پیدا کنم، آموزش و کسب تجربه از استاد ابراهیم کریمی بود که از تجربههای ایشان بسیار فراگرفتم و در این زمینه کار کردم و این هنر را ادامه دادم.»
ظرافتها و دغدغههای یادگیری هنر تئاتر
او در مورد ظرافتها و دغدغههای یادگیری هنر تئاتر برای هنرمند این حرفه میگوید: «تئاتر از بدو پیدایش انسان بوده و جزئی از خمیره ذاتی انسان است. شاید بسیاری از افراد این موضوع را نفهمیدهاند و باور نکنند؛ اما ما بازیگران در حالت گریم پیوسته کار کرده و بازی میکنیم و برخوردهای نمایشی داریم. در حال حاضر گفتوگوی بنده با روزنامه هم به یک بازی تبدیل شده و به یک نمایش رفتاری و گفتاری تبدیل میشود. این خمیر بازی است که در هر انسانی وجود دارد؛ اما بعضی از افراد از این خمیر بازی بهعنوان یک حرفه استفاده میکنند و این هنر در ذات و خمیره وجود آنها قرار دارد.»
گنجعلی تأکید میکند: «من هم از زمان کودکی که فیلمهای نمایشی را میدیدم با تصور نمایش در ذهن، سعی داشتم که با نمایش همذاتپنداری کنم؛ به همین دلیل اولین فرصت و اولین برخورد با یک استاد، منجر به این اتفاق شد که در این هنر غرق شوم و با تمام وجود از هنر تئاتر استقبال کنم. جای خرسندی دارد که با ورود به این فضا این هنر را خوب یاد گرفتم و از آن بسیار خوب استفاده کردم. نزدیک به پنجاه سال از عمر هفتادساله خودم را به انجام این هنر پرداختم. به نظرم علاوه بر استعداد و علاقهای که فرد در این مسیر دارد، باید پشتکار هم برای انجام این حرفه هم داشته باشد تا بتواند موفق شود.
در حقیقت پشتکار داشتن هنرمند تئاتر یکی از مؤلفههای اصلی و پارامترهایی است که او را در این مسیر به موفقیت نزدیک میکند.»
او عنوان میکند: «30 سال است که بعد از تمامشدن کارم و بازنشستگی، تماموقت بنده صرف کار نمایش شده است و ساعتهای طولانی کار هنری انجام دادم و مرتب در فیلمبرداری و صحنه حضور داشتم. به دلیل علاقه زیادم به هنر که در ذات وجودیام بوده هیچوقت از انجام کار خسته نشدم و همیشه قوت قلب گرفتم. زمانی که روی صحنه هستم و یک شخصیت دیگری را بازی میکنم آن شخصیت برای من زندگی اصلی شده و زندگی شخصی بنده، زندگی فرعیام است که با روزمرگی طی میشود. در واقع آن شخصیت اصلیام روی صحنه باعث میشود که وارد یک فضای دیگر و در موقعیت دیگری شوم و با تمام وجودم شیوههای نمایشی احساسی را که روی صحنه بازی میکردم، به تصویر کشیده شود. بنده ازجمله بازیگرانی بودم که با تمام وجودم دوست داشتم احساسی کار کنم و سالیان متوالی این شیوه را برای کار انتخاب کردم.»
لزوم داشتن عزتنفس و شرافتپذیری در فضای هنری
این هنرمند تئاتر به جوانانی که علاقهمند به یادگیری این حرفه هستند، توصیه میکند: «بهطوریقین در گذشته افرادی که این هنر را شروع کردند مشقتهای زیادی را متحمل شدهاند. زمانی که ما این هنر را شروع کردیم، با فنون آموزشی متفاوت میتوانستیم این هنر را بیاموزیم. در حال حاضر جوانان در موقعیتی هستند که از ابزارهای متفاوتی میتوانند برای یادگیری این هنر استفاده کنند. کسانی که قصد دارند از طریق این هنر زندگی شخصی خودشان را شکل دهند و باشخصیت هنریشان کار هنری انجام دهند، بهطورطبیعی باید از اطلاعات و رسانه ملی بهرهگیری کنند؛ به دلیل اینکه برای یادگیری در این حرفه به آنها کمک زیادی میکند.»
او اضافه میکند: «اما آنچه به آن اعتقاد زیادی دارم و از خود هنر برایم بسیار ارزشمندتر بوده، عزتنفس و شرافتپذیری یک فرد در فضای هنری است. با توجه به اینکه فضای هنر بسیار زیبا و دلانگیز و شورانگیز است؛ اما میتواند فضای بسیار خطرناکی هم باشد. مهمترین نکته که جوانان مشتاق قبل از یادگیری الفبای هنر باید بیاموزند، این است که چطور عزتنفس و شخصیت وجودی خودشان، یعنی پاکدامنی و نجابتشان را در این فضا حفظ کنند و بهطوریقین در این صورت هنر برای جوانان بسیار دلنشینتر خواهد بود.»
این هنرمند پیشکسوت تئاتر در توصیه به جوانان مشتاق به هنر میگوید: «در این حرفه علاوه بر مطالعه، آموزش و استفاده از پارامترهای بیرونی مانند آموزشگاه و دانشگاه، تقویت عزتنفس و شریف زندگیکردن را مدنظر داشته باشند. توجه به این موارد میتواند در موفقیت آنها در این حرفه بسیار مؤثر باشد. پیگیری و تداوم استفاده از این فضا میتواند برای پیشرفت هنرمند تئاتر بسیار مؤثر باشد.اما بازیگر هم باید از مؤلفههایی مانند علاقه و استعداد بازیگر و پشتکار برخوردار باشد. عدمسوءاستفاده از فضای موجود در کار هم بسیار مهم است و تأکید بنده بیشتر به پاکدامنی هنرمند است و نجابت حرف اول را در این حرفه میزند. به نظرم یک بازیگر باید پاکدامنتر از حرفههای دیگر باشد؛ به دلیل اینکه داشتن این ویژگی برای بازیگر بسیار مهم است تا بتواند در حرفه موفق عمل کند.»



