به گزارش اصفهان زیبا؛ در گوشهای از جهان که تاریخش با رنج و مقاومت گرهخورده است، مردمی در محاصره و زیر سایه جنگ زندگی میکنند. غزه، این قطعه کوچک از سرزمین فلسطین، به نمادی جهانی از مقاومت، محنت و غم تبدیل شده است. آنچه در غزه میگذرد، تنها یک درگیری سیاسی یا مرزبندی جغرافیایی نیست؛ آزمونی برای وجدان بشریت و ارزشهای جهانی است. در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح میشود: وظیفه ما، بهعنوان انسانهای ساکن این کره خاکی، در قبال مردم فلسطین و ساکنان غزه چیست؟
فراتر از روایتهای یکسویه
وظیفه اول ما، فراروی از روایتهای رسانهای غالب و جستوجوی حقیقت است. بحران فلسطین ریشه در تاریخ استعمار، آوارگی اجباری (نکبه ۱۹۴۸) و اشغال نظامی دارد. شناخت این تاریخ، نه از جهت جانبداری، بلکه برای درک عمق فاجعه ضروری است. مردم فلسطین، به ویژه در غزه، نه فقط با فقر و محرومیت، بلکه با محاصره همهجانبه از سال ۲۰۰۷، محدودیت در حرکت، دسترسی به غذا، آب سالم، برق و مراقبتهای پزشکی مواجهاند. این محاصره، زندگی را به یک زندان بزرگ تبدیل کرده است.
غزه؛ آزمایشگاه مقاومت و رنج
غزه، با تراکم جمعیتی بالا، بیشترین تعداد جوانان را در خود جای داده است، جوانانی که زیر آسمان غزه، به جای رؤیاپردازی برای آینده، با ترس از بمبها و نگرانی از نان شب بزرگ میشوند. بمبارانهای مکرر، زیرساختها را نابود و روان یک نسل را زخمی کرده است. وظیفه ما درک این واقعیت است. هر کودک، هر مادر و هر پدر در غزه، داستانی از فرار، ازدستدادن و امید دارند. این داستانها باید شنیده شوند.
از همدلی تا اقدام
سکوت در برابر ظلم، همدستی با ظالم است. مردم جهان باید با استفاده از ابزارهای مدنی، رسانههای مستقل و شبکههای اجتماعی، صدای مردم غزه را بلند کنند. این صدا باید به گوش نهادهای بینالمللی، دولتها و افکار عمومی برسد.
مردم در دموکراسیها میتوانند بر سیاستمداران خود فشار بیاورند تا از اشغال و نقض حقوق بشر در فلسطین حمایت نکنند. این فشار میتواند در شکل توقف فروش سلاح، تحریم اقتصادی رژیم اشغالگر و حمایت از قطعنامههای بینالمللی برای محافظت از غیرنظامیان باشد.کمکهای مالی و معنوی به سازمانهای معتبری که در غزه فعالیت میکنند (مانند آژانس امداد سازمان ملل برای پناهندگان فلسطینی- اونروا) میتواند مرهم کوچکی بر زخمهای مردم باشد.
بحران فلسطین نباید بهانهای برای تنفر از یهودیان یا توجیه خشونت علیه مسلمانان شود. دفاع از حقوق فلسطینیان باید بر مبنای حقوق بشر و عدالت باشد؛ نه بر اساس تعصبهای قومی یا مذهبی.آگاهیبخشی درباره تاریخ فلسطین در مدارس، دانشگاهها و محافل عمومی، نسل آینده را به این بیعدالتی حساس میکند. هنر، سینما، ادبیات و موسیقی میتوانند ابزارهای قدرتمندی برای انتقال این رنج باشند.
وظیفه جامعه بینالملل و نهادهای جهانی چیست؟
جامعه بینالملل نمیتواند در پشت دیوارهای بیتفاوتی پنهان شود. سازمان ملل متحد، دیوان بینالمللی دادگستری و سایر نهادها باید به وظایف قانونی خود عمل کنند. اشغال زمینها، ساخت شهرکهای غیرقانونی، انتقال جمعیت و اعمال خشونت سیستماتیک باید موردپیگرد قضایی قرار گیرد. «مسئولیت حفاظت» (R2P) که برای دیگر مناطق جهان طرح میشود، باید درباره مردم فلسطین نیز بهطور عادلانه بهکار گرفته شود.
عدالتمحور، نه سکوتمحور
هیچ صلح پایدار و حقیقی بدون عدالت امکانپذیر نیست. صلح واقعی نه با نادیدهگرفتن حقوق یک طرف، بلکه با بهرسمیتشناختن حقوق مسلم مردم فلسطین برای تعیین سرنوشت، بازگشت آوارگان (بر اساس قطعنامه ۱۹۴) و ایجاد دولتی مستقل با مرزهای مشخص بهدست میآید.
غزه نباید بهعنوان زندانی جداافتاده نگریسته شود؛ بلکه باید بخشی از یک راهحل جامع برای کل فلسطین باشد.فاجعه غزه، زخمی باز بر پیکر بشریت است. در جهانی که ادعای دفاع از حقوق بشر و دموکراسی دارد، تحمل این وضعیت غیرانسانی، نقض غرض است.
وظیفه ما، بهعنوان مردم جهان، تنها همدردی نیست؛ بلکه تبدیل همدردی به اقدام جمعی است، اقدام برای متوقفکردن خشونت، شکستن محاصره و احقاق حقوق انسانی مردم فلسطین. تاریخ، ما را بهخاطر سکوتمان قضاوت خواهد کرد. بیایید در کنار عدالت و انسانیت بایستیم؛ زیرا دفاع از غزه، دفاع از کرامت انسانی همه ماست. امروز، فلسطین؛ فردا، میتواند هر جایی از این جهان باشد.




