اردوبهشتی عجیب…

فیلم به شیوه‌ای شروع شد که انتظار یک فیلم ضعیف را در مخاطب ایجاد کرد؛ تا پایان پرده اول به نوعی ادامه یافت که انتظار فیلمی فراتر از حد معمول را از آن نداشتیم.

تاریخ انتشار: ۱۵:۳۶ - پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
اردوبهشتی عجیب…

به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم به شیوه‌ای شروع شد که انتظار یک فیلم ضعیف را در مخاطب ایجاد کرد؛ تا پایان پرده اول به نوعی ادامه یافت که انتظار فیلمی فراتر از حد معمول را از آن نداشتیم و پس از آن، طوری ما را در حس و فضای خاص خودش فروکشید که دیگر نمی‌توانستیم از دیدن ادامه آن دل بکنیم.در ابتدای فیلم، دیالوگ‌گفتن‌های بس مضحک حامد بهداد حالمان را گرفت.

دیالوگ‌های شخصیت ناظر هم به خوبی نوشته نشده بودند و به حرف و حدیث‌های امنیتی‌سیاسی سال هشتادویک نمی‌خوردند، ولی تهران آن سال‌ها خوب تصویر شده بود. کارگردانی هم لحظاتی زبردستانه بود، گاهی نه و در بسآمد فیلم‌ نیز‌ نمی‌توان نظر مشخصی راجع‌به آن داد. در کل، نیمه اول فیلم، نیمه‌اولی کش‌دار و حوصله‌سربر بود؛ تا وقتی به اولین پلان دادگاه رسیدیم.

پلان‌های دادگاه، جز نماهای میز قاضی، کارگردانی خوبی داشتند. اما این تنها نقطه قوت پلان‌ها نبود. در این پلان‌ها، بهدادی جاافتاده از منظز بازی و کمی متحول از لحاظ شخصیت ظهور کرد که با کمک موسیقی‌متن آریا عظیمی‌نژاد ورق فیلم برگشت؛ بهدادی که توانسته بود با حفظ شخصیت مظلوم و از همه جا رانده ابتدای فیلم، مرد لبریز و در پی حقیقتی را به نمایش بگذارد. هرچه این سه مولفه خوب عمل کردند، چیدمان صحنه دادگاه از نظر واقع‌گرایی بیشتر به یک لطیفه شباهت داشت؛ دادگاهی که قاضی در آن گویی، عضوی از حلقه مباحثه شاکیان و متشاکیان بود.یکی دیگر از نکات بسیار قبل‌توجه موسیقی متن فیلم بود.

در نماهای تیتراژ ابتدایی، مراسم تعزیه‌خوانی را می‌بینیم که به ذهنمان بیاید ارتباط زیادی به روایت اصلی داستان ندارد؛ ولی به یقین این‌طور نیست. تعزیه و سپس پشت‌صحنه آن در ابتدای فیلم، نمونه‌ای کوچک از تقابل بین حق و باطل است که در ادامه فیلم شاهد آن هستیم؛ اما با یک تفاوت بزرگ.

شاه‌مهدی با بازی حامد بهداد، دیگر آن آدم قبلی نیست که سرش در لاک خودش نگه دارد و هم و غمش بر این باشد که هرچه زودتر به مناقشه‌ها پایان دهد؛ حتی اگر به دروغ و در راستای خواسته طرف ظالم ماجرا باشد. او دیگر به دنبال عافیت‌طلبی نیست. حق و باطلی را در مقابل خودش می‌بیند و هرگز حاضر نیست در مسیر احقاق آن پا پس بکشد؛ حتی اگر پایانی جز نابودی زندگی خانوادگی و وضع‌مالی‌اش نداشته باشد.