به گزارش اصفهان زیبا؛ از ابتدای مهرماه، منازعه میان ایران و آمریکا به مرحله جدیدی رسیده است؛ تحریم هوایی. آمریکا از 27 کشور خواسته به هواپیماهای ایران سوخت ندهند و پروازهایشان را لغو کنند.
این یعنی مسافرانی که رفتوآمدهایشان دشوار و پرهزینهتر خواهد شد، بعضا داروها و مواد اولیهای که به کشور وارد نمیشود و از همه مهمتر، احساسی که برای شهروندان ایجاد میشود: «درهای دنیا یکییکی به رویمان بسته میشود.»
در چند روز گذشته، رسانههای فارسیزبان خارج از ایران بخش قابلتوجهی از اخبارشان را به تحریم هوایی ایران اختصاص دادهاند. ایراناینترنشنال در برنامهای از «دورخیز آمریکا برای محاصره هوایی ایران» سخن گفته و در اینستاگرام از مخاطبانش درباره «اعمال محاصره هوایی» پرسیده است.
گزارش دیگری از همین رسانه، واکنشهای متفاوت مخاطبان را بازتاب میدهد: گروهی محدودیت را فشاری بر حکومت میدانند و گروهی از دشوارتر شدن سفرها، انتقال دارو و دیدار خانواده نگراناند. ایندیپندنت فارسی هم در تیتر خود از «انزوای هوایی ایران» و لغو پیاپی مسیرها نوشته است؛ اخباری که بنظر میرسد ابعاد موضوع را برجستهتر آنچه هست، نشان میدهند.
وزارت خزانهداری آمریکا در ۸ سپتامبر اعلام کرد ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و شماری از شرکتهای پشتیبان و واسطه را هدف تحریم قرار داده است. این وزارتخانه همچنین درباره پیامد همکاری شرکتهای خارجی با خطوط هوایی تحریمشده هشدار داد و چند مجوز مرتبط با هوانوردی را تعلیق کرد. بنابراین، فشار بر خدمات فرودگاهی، فروش و پشتیبانی پروازها واقعی است؛
اما چنین تصمیمی بهخودیخود، خبر از توقف همه پروازها به همه کشورها نمیدهد.
درواقع، ذهن ممکن است با شنیدن کلمه «محاصره»، آسمانی را تصور کند که هیچ هواپیمایی از آن خارج نمیشود، اما برای سنجیدن این تصویر باید به خودِ اقدام نگاه کرد.
در مطالعات ارتباطات، رابرت انتمن توضیح میدهد که رسانه وقتی یک اتفاق را روایت میکند، همه ابعاد آن واقعیت را با یک میزان اهمیت نشان نمیدهد؛ بلکه بعضی بخشها را بیشتر در معرض دید قرار میدهد و برجسته میکند و بعضی بخشها را کمرنگ یا حذف میکند. همین انتخاب میتواند روی اینکه مخاطب مسئله را چطور تعریف و تفسیر کند، اثر بگذارد. از سوی دیگر، کاسپرسون و همکارانش از «تقویت اجتماعی خطر» صحبت میکنند؛ به این معنی که پیامها و واکنشهای اجتماعی میتوانند اثر یک خطر را فراتر از محدوده فنی آن گسترش دهند. البته استناد به این نظریهها به این معنا نیست که در موضوع مورد بحث ما، یعنی تحریم هوایی ایران، هیچ نگرانی وجود ندارد و همهچیز ساختگی است؛ بلکه مطالعه آنها کمک میکند ذهنمان کمی از محاصره اخبار خارج شود و به ورای بازنماییهای رسانهای نیز بیندیشیم.
سهم حملونقل هوایی
از صادرات و واردات؟
یکی از نخستین مسائلی که به نظر میرسد با اعمال محدودیتهای هوایی برای کشور ایجاد میشود، در حوزه تجاری است. این در حالی است که سالهاست در کشور ما، به دلیل برخورداری از سواحل عریض و ژرف، بخش قابلتوجهی از حملونقل کالا از طریق بنادر تجاری صورت میگیرد. بنا به گفته معاون سازمان توسعه تجارت، در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۰۰ میلیون تن از ۱۵۵ میلیون تن صادرات و حدود ۳۰ میلیون تن از ۴۲ میلیون تن واردات از مسیر دریای عمان و خلیج فارس بوده است. همچنین به گفته مجیدرضا حریری، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، سهم تجارت هوایی در ایران تنها در حدود ۳ درصد است. بنابراین، از منظر اقتصادی، تحریمهای هوایی اثر قابلتوجهی بر حملونقل و تجارت کشور ندارد.
احمد صالحی، اقتصاددان بینالملل، نیز در گفتوگو با رسانهها گفته است: «تنها ۵ درصد مردم، مخاطب ایرلاینهای ایرانی بودهاند و با وجود عدم ورود چین و روسیه به تحریم هوایی علیه ایران، تأثیر قابلتوجهی در تجارت ایران رخ نخواهد داد. این به معنای از کار افتادن بخش عمده تجارت خارجی ایران نخواهد بود.»
بهخصوص که چین طی سالهای اخیر دست به تولید هواپیما زده و سفارشهای قابلتوجهی در داخل چین و خارج از آن برای هواپیمای C919 شرکت COMAC دریافت کرده است؛ روندی که نشان میدهد انحصار صنعت هواپیمایی که پیش از این در اختیار چند شرکت بزرگ غربی بود، در حال شکستهشدن است.
با این حساب، اگرچه همین اعداد و ارقام کوچک که سهم تجارت هوایی را نشان میدهند، فقدانشان میتواند مسئلهساز باشد، اما تجربه نشان داده که تجار خیلی زود به راهکارهای جایگزین دست پیدا میکنند و چنین تحریمهایی بیشتر مسافران را درگیر میکند تا بازارهای تجاری.
عمر محدودیتها چقدر است؟
بر فرض اینکه فقدان تجارت هوایی آزاد میتواند مشکلات زیادی برای کشور ایجاد کند، پرسش بعدی این است که دقیقا گستردگی محدودیتهای ابلاغشده، در عمل چقدر است؟
مدیرعامل شهر فرودگاهی امام خمینی در ۳ مهر گفت پروازهای ایران به گرجستان، عراق، عمان و امارات متوقف شده، در حالی که برخی مسیرها، از جمله ترکیه و چین، برقرار ماندهاند. دو روز بعد، تسنیم با بررسی برنامه فرودگاه امام از دستکم ۲۴ پرواز ورودی و خروجی شرکتهای ایرانی به ۱۱ مقصد خارجی در ۵ مهر خبر داد؛ در فهرست خروجی آن روز، استانبول، آنکارا، ازمیر، ایروان، پکن، شانگهای، گوانگژو و هوشیمین دیده میشد. گزارشی دیگر مسیرهایی به چین، روسیه، ترکیه، افغانستان، پاکستان، ارمنستان، بلاروس، تاجیکستان و مالزی را همچنان در شبکه پروازی کشور دانسته است. با این حساب، ارتباط هوایی ایران بهطور کامل قطع نشده و بخشی از مسیرهای مهم واقعا از دسترس خارج شدهاند.
از سویی، عمر چنین محدودیتهایی نیز با پرسش مواجه است. کشورهای همسایه تا چه زمان میتوانند ارتباط خود را با ایران محدود کنند و پذیرای تبعات آن باشند؟ بهطور مثال، در چنین شرایطی، ایرلاینها یا باید برخی پروازها را لغو کنند یا مسیرهای طولانیتری را انتخاب کنند که میتواند بیش از ۵۰ درصد به زمان سفر و مصرف سوخت اضافه کند. در نتیجه، شرایط ژئوپلیتیک ایران بهگونهای است که اعمال چنین فشاری فقط به ایران محدود نمیشود و میتواند برای کشورهای اطراف و شرکتهای هواپیمایی آنها نیز هزینههایی ایجاد کند. شاید همین موضوع در ادامه موجب شود برخی کشورها برای کاهش این محدودیتها، با دولتهای خود یا حتی آمریکا رایزنی کنند.
همانطور که رئیس سازمان حجوزیارت در آخرین گفتوگوی خود بیان کرد: پروازها به عتبات عالیات مشمول تحریمهای بینالمللی نمیشود. رسانه عراقی «العهد» نیز گفته نخستین پروازها از تهران به مقصد نجف اشرف چهارشنبه آینده انجام خواهد شد. از سویی، رسانه عراقی «۹۶۴» از تجمع حامیان برقراری پروازهای ایرانی در بصره و کوفه خبر داده است.
جنبش النجباء هم برای تحصن مقابل فرودگاه نجف فراخوان داده و دفتر نخستوزیر عراق نیز اعلام کرده با آمریکا برای گرفتن استثناهایی مرتبط با درمان، تحصیل و سفرهای زیارتی گفتوگو میکند. این خبرها نشان میدهند ابعاد برخی تصمیمها منحصر به کاغذ نمیماند و واکنشهای جهانی میتواند آنها را تحتتأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، تجربه تحریمهای پیشین نشان داده کشور ما نیز، اگرچه به سختی، اما راههای عبور از محاصره را پیدا میکند. بهطور مثال، در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱، صادرات نفت ایران به حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت، اما بهتدریج به یک میلیون بشکه و سپس حدود یکونیم میلیون بشکه رسید. تجربه نشان میدهد یک کشور نمیتواند مانند یک دونده، برای مدت طولانی با حداکثر سرعت حرکت کند و طبیعتا در ادامه انرژی آن کاهش مییابد. پس در رابطه با تحریمها نیز بخشی از فشارها در ابتدا با شدت زیادی اعمال میشود، اما در ادامه آثار آن تعدیل میشود.
اضطراب محاصره واقعیتر از اِعمال آن
در روزهایی که میگذرانیم، بخشی از مسیرهای پروازی متوقف شده، هزینه و دشواری جابهجایی افزایش یافته و برای مسافران، بیماران، دانشجویان، خانوادههایی که میان ایران و دیگر کشورها رفتوآمد دارند و برخی فعالان اقتصادی، محدودیتهای واقعی ایجاد شده است. اما همانطور که بیان شد، شاید مهمترین مسئله فقط خود تحریم نباشد؛ بلکه تصویری باشد که از آن ساخته میشود. میان «محدودشدن بخشی از ارتباطات هوایی» و «بستهشدن آسمان» فاصله زیادی وجود دارد؛ فاصلهای که میتواند با انتخاب واژهها، تکرار برخی تصاویر و برجستهشدن بعضی ابعاد ماجرا در رسانهها، در ذهن مخاطب کوچک یا بزرگ شود.



