تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر بازار بورس

«ترند»های سرنوشت‌ساز!

تا همین چند ماه پیش، یکی از انتقادهای اساسی به عملکرد مسئولان سازمان بورس، بی‌توجهی آن‌ها به سخن فعالان بازار و در واقع آن چیزی است که در بطن بازار رخ می‌دهد.

تاریخ انتشار: ۰۹:۱۱ - دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
«ترند»های سرنوشت‌ساز!

تا همین چند ماه پیش، یکی از انتقادهای اساسی به عملکرد مسئولان سازمان بورس، بی‌توجهی آن‌ها به سخن فعالان بازار و در واقع آن چیزی است که در بطن بازار رخ می‌دهد.

در آن زمان برای هر مشکل و بن‌بستی که به وجود می‌آمد، گزینه‌های روی میز محدود به مواردی بود که یا پیش از آن آزموده شده یا پیشنهاد‌هایی بود که به ذهن حاضران در جلسه می‌رسید. اما از اواخر سال گذشته شرایط فرق کرد.

از یک‌سو تعداد سهام‌داران رشد چندین و چند برابری پیدا کرده به‌نحوی‌که تا پایان سال کدهای بورسی به مرز 50میلیون عدد می‌رسد.

افرادی هم که به جرگه سهام‌داران پیوستند نیز بازه سنی وسیع‌تری پیدا کرده و هم از اقشار و اصناف مختلف به این بازار پا گذاشته‌اند.

انقلاب عصر ارتباطات در بازار سرمایه

از سوی دیگر نباید انقلاب عصر ارتباطات را در بازار سرمایه نادیده بگیریم.

حدود 15 سال پیش راه ارتباطی سهام‌داران با بورس و اطلاع از قیمت‌ها مشاهده تله‌تکست تلویزیون یا حضور در تالارهای منطقه‌ای با تابلویی بود که هر 15 دقیقه یک‌بار به‌روزرسانی می‌شد.

حالا فارغ از اینترنت که تحول بزرگی در عرضه سرمایه‌گذاری در بورس ایجاد کرده است، باید به شبکه‌های اجتماعی هم اشاره کرد؛

شبکه‌هایی که بی‌راه نیست بگوییم در یک سال اخیر، بیشترین عضو فعال را در قیاس با دیگر گروه‌ها داشته‌اند.

کمتر پیش می‌آید که در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، ورزشی یا حتی سیاسی، کانال شخصی که در هیچ فیلم و سریال و مسابقات ورزشی حضور نداشته،

بیش از چند صد هزار نفر عضو فعال داشته و مطالب روزانه او بیش از چند صد هزار بار دیده و بازنشر شود.

شبکه‌های اجتماعی؛ جولانگاه فعالان بازار سرمایه

اما اکنون تلگرام، اینستاگرام، توییتر و دیگر شبکه‌های اجتماعی جولانگاه فعالان بازار سرمایه شده است.

در این شرایط هر موج رسانه‌ای در این شبکه‌ها می‌تواند به عزل یک مسئول یا لغو شبانه یک دستورالعمل منجر شود.

این موضوع را می‌توان به فال نیک گرفت؛ چراکه شفافیت بیشتر در هر عرصه‌ای، خواسته عموم مردم است.

چه کسی است که نقش رسانه‌ها در شفاف‌سازی و افشاگری‌ها را مثبت ارزیابی نکند.

اواخر سال گذشته بود که اعلام خبر کاهش دامنه نوسان از 5 به 2درصد، چنان موجی در رسانه‌ها ایجاد کرد

که باعث شد عمر این ابلاغیه فقط چند ساعت باشد و در ادامه وزیر اقتصاد و حتی رئیس بانک مرکزی برای ملغا کردن آن پا به میدان گذاشتند.

حتی به خاطر ترکش‌های این اتفاق، رئیس وقت سازمان بورس نیز ترجیح دهد جای خود را به شخص دیگری بدهد.

نامشخص بودن روش سازمان بورس

اما به نظر می‌رسد اکنون سازمان بورس از آن‌طرف بام افتاده است. نقشه راه هم مشخص است.

ابتدا یک ترند توییتری راه می‌افتد، در ادامه برخی از کانال‌های تلگرامی له یا علیه یک موضوع یا قانون، پست‌های مکرری منتشر می‌کنند و ذهن‌ها آماده می‌شود.

چند روز بعد هم ابلاغیه‌ای منتشر می‌شود که نشان می‌دهد رسانه‌ها کار خودشان را کرده‌اند.

در هفته گذشته به‌یک‌باره برخی کانال‌ها از معایب معاملات الگوریتمی گفتند و ریزش این چند وقت را به این‌گونه معاملات ربط دادند.
در ادامه موجی راه افتاده و همانند صحرای محشر یکی پس از دیگری معایب معاملات الگوریتمی نمایان می‌شود.

ادمین‌های کانال‌های پرمخاطب نیز حتی اگر ندانند معاملات الگوریتمی چیست و آن را «لگاریتمی» بخوانند، باز هم روی موج ایجادشده سواری می‌کنند.

ناگهان یک روز صبح خبر ممنوعیت معاملات الگوریتمی منتشر می‌شود. این روند نه فقط یک‌بار بلکه در هفته‌های اخیر به دفعات تکرار شده است.

کافی است مسئله‌ای در رسانه‌ها ترند شود، این بار مسئولانی که بیش‌ازاندازه به فضای مجازی اهمیت می‌دهند، حتی ممکن است مسائلی را که جزو ذات بازار است هم نقض کنند.

این‌که معاملات الگوریتمی باید متوقف می‌شد یا نه، یا ممنوعیت نوسان‌گیری روزانه اقدام مدبرانه‌ای بود یا نه، مسئله‌ای نیست که بخواهیم اینجا واکاوی کنیم یا قضاوت قطعی درباره آن داشته باشیم.

صحبت از حجم و فرکانس تصمیماتی است که در بازار گرفته می‌شود. نه به این‌که در گذشته مسئولان سازمان گوش شنوایی برای فعالان بازار نداشتند،

نه به حالا که ادمین‌های شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان کارشناس به جلسات هم‌اندیشی در بورس، برنامه‌های کارشناسی صداوسیما و حتی مجلس دعوت می‌شوند.