برای آن دسته از سهامداران که بورس را به نمادهای شاخص ساز، لیدر و بزرگ بازار میشناسند، راه زیادی تا پس گرفتن سقف تاریخی که در اواسط مرداد ثبت شده بود، باقی مانده است.
اما برای آن دسته از سهامداران که شاخصکل هموزن جایگاه مهمتر و قابل استنادتری دارد، بورس فاصله زیادی برای شکستن رکورد تاریخی خود ندارد.
پارادایم سرمایهگذاری سهامداران به نحوی تغییر کرده است که این روزها نمادهای کوچک و بنیادی در کانون توجه قرار دارند
و نمادهای بزرگ حتی با وجود عملکرد درخشان و شرایط مناسب، با موج عرضههای سنگین مواجه میشوند.
بررسی بازدهی نمادهای مطرح در ماه آذر نشان میدهد باوجود بازدهی مثبت بورس در آخرین ماه پاییز، برخی نمادها همانند شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی یا پالایشگاه اصفهان،
چیزی جز زیان برای سهامدارانشان نداشتند و این در حالی است که بسیاری از نمادهای کوچکتر بین 30 تا 50 درصدی بازدهی داشتند.
حتی نمادهایی هم بودند که توانستند در عرض یک ماه بازدهی 100درصدی و بیشتر هم داشته باشند. اما این تغییر پارادایم از کجا نشئت میگیرد؟
جو بیاعتمادی به حقوقیها
جرقه بیاعتمادی سهامداران به بورس از بلاتکلیفی در عرضه صندوق «پالایش» نشئت گرفت.
درست در زمانی که رئیسجمهور از مردم خواست همهچیزشان را به بورس بسپارند، ناهماهنگی بین وزارتخانههای اقتصاد و نفت، سهامداران را سردرگم گرد.
اگرچه صندوق دارا دوم یا همان پالایشی یکم عرضه شد؛ ولی سهامداران از آن تاریخ تاکنون با دیده تردید به صحبت مسئولان مینگرند.
زیان 18درصدی صندوق پالایش یکم تا پایان روز شنبه نیز مزید بر علت شد تا سهامداران به عرضههای احتمالی بعدی که از سمت دولت صورت گرفته یا تبلیغ میشود، بیرغبت شوند.
اما تیر خلاص بر پیکر اعتماد سهامداران زمانی زده شد که برخی از فعالان نامآشنای بازار از تریبون رسانه ملی به مردم وعده دادند
در هر روز 10 هزار میلیارد تومان نقدینگی برای حمایت از بورس به بازار تزریق خواهد شد.
این وعده عملی نشد تا خردهسرمایهگذاران به سهامداران حقوقی نه بهعنوان یک حامی بلکه در بهترین حالت به دید یک نوسانگیر نگاه کنند.
این روزها نیز سهامداران خرد ترجیح میدهند از نمادهای تأثیرگذار بر شاخص و بهعبارتدیگر از بازی بزرگان دوری کنند.
در نتیجه سهامداران حقیقی از گروههای کوچکتری همانند مواد غذایی، دارویی، سیمانی، رایانه و… بیشتر استقبال کرده اند
و در مقابل گروههایی همانند فلزات اساسی، خودرویی، بانکی و پالایشی که تا پیشازاین نقش لیدر بازار را بر عهده داشتند، به جولانگاه حقوقیها تبدیل شود.
در نتیجه این موضوع، نمادهای شاخصساز در هفتههای گذشته یا درجا زدهاند یا با افت قیمتی که تجربه کردهاند کام سهامداران خود را تلخ کردهاند.
کوتاهشدن افق سرمایهگذاری
در چهار ماه نخست سال اگر کسی از احتمال ریزش بورس سخن میگفت، با واکنش منفی سهامداران مواجه میشد؛
چرا که اغلب سهامداران به دنبال کسب سود رؤیایی بودند و افق سرمایهگذاری خود را بلندمدت میدیدند.
حتی برخی از سهامداران از این میگفتند که تا چند سال آینده با یک سهم میمانند؛ چرا که انتظار سود چند صددرصدی از آن دارند.
رشد چشمگیر بورس در ماههای ابتدایی، سهامدارانِ اغلب تازهوارد را متوهم کرده بود.
اما با اتفاقاتی که در فاصله مرداد تا آبان رخ داد، افق سرمایهگذاری برخی از سهامداران تغییر کرده است.
این دسته از سهامداران ترجیح میدهند در اغلب روزها «نقد» باشند و در فرصت مناسب نوسانهای 10 تا 20 درصدی شکار کنند.
رفتار نوسانی شاخصکل، نامشخص بودن سیاست دولت در برابر بورس، ریسکهای سیستماتیک موجود از قبیل روی کارآمدن بایدن،
رفع یا کاهش تحریمها، انتخابات ریاست جمهوری 1400 و… ناتوانی سهامداران در ترسیم چشمانداز واضحی برای ماههای پیش رو را به دنبال دارد.
در این شرایط به جای «گیرکردن» در رفتار خنثای نمادهای شاخصساز، نوسانگیری و تمرکز بر نمادهای کوچکتر، استراتژی این گروه از سهامداران است.
چالش همیشگی حقوقیها
این روزها کافی است میزان عرضه حقوقیها در یک نماد از 30درصد فراتر رود، چند دقیقه بعد موج اعتراضها به فروش حقوقیها در شبکههای اجتماعی بالا میگیرد.
برخی از سنگاندازی حقوقیها بر سر راه صعود قیمت آن سهم گلایه میکنند و برخی دیگر این عرضهها را از چشم بازارگردانها میبینند.
موجهای توییتری و تلگرامی به قدری قدرت یافته است که واکنش مسئولان را به دنبال داشته باشد.
یکی خبر احتمال بازنگری در ساختار بازارگردانها را اعلام میکند و دیگری به دفاع از بازارگردانها میپردازد.
مدیر روابط عمومی سازمان بورس نیز هفته گذشته از این گفت که میزان خرید بازارگردانها در ماههای گذشته دو برابر میزان فروش آنها بوده است.
عرضه حقوقیها در گروههای فلزات اساسی، خودرویی، بانکی، پالایشی و چند رشتهای صنعتی بیشتر از دیگر گروهها رصد میشود و موردانتقاد قرار میگیرد.
در نتیجه سهامداران حقیقی ترجیح میدهند از فضای مبهم این گروهها فاصله بگیرند و به سمت گروههایی بروند که حقوقیها نقش کمرنگتری دارند.



