ترامپ که پس از اعلام نتایج انتخابات نوامبر و پیروزی بایدن به هر نحوی طرفداران خود را تحریک میکرد، تا جایی پیش رفت که عنوان سرکرده یک کودتای سفید علیه سیستم حاکم آمریکا به او نسبت داده شد و هماکنون در مواجهه با دومین استیضاح خود قرار گرفته است. صحبت از برکناری چهل و پنجمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا پیش از اتمام ریاستش بر دولت است. چراکه به عقیده تحلیلگران بیجوابماندن این اقدام ترامپ ممکن است باعث تکرار آن از سوی دیگر رؤسای جمهور این کشور و کاندیداتوری دوباره ترامپ در انتخابات 2024 شود.
امیر علی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا در گفت وگو با «اصفهان زیبا» به بررسی دلایل بهوجود آمدن اعتراضات برآمده از تحریکات دونالد ترامپ و همچنین پیامدهای آن در استیضاح دوباره ترامپ پرداخت. به گفته این تحلیلگر مسائل بینالملل، افول دموکراسی در ایالات متحده تنها به عملکرد ترامپ طی این 4 سال مرتبط نیست؛ بلکه زمینههای آن به دههها پیش و از زمان قدرتگرفتن دولت دلانو روزولت (سیودومین رئیسجمهور آمریکا) بر میگردد. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
تحلیل شما از شورش شش ژانویه در آمریکا چیست؟ این تیر آخر ترامپ در تحریک هوادارانش به نفع او بود یا به ضررش؟برخی از کارشناسان این اتفاق را به نفع ترامپ در باجگیری سیاسی از نظام آمریکا برای انتخابات دوره بعدی میدانند.
این اتفاق قطعا به ضرر ترامپ تمام شد. آنچه که باعث شد او نهتنها دیگر به تغییر نتایج انتخابات ریاستجمهوری 2020 فکر نکند، بلکه در مواجهه با دومین استیضاح خود نیز قرار گرفته است. با این شرایط نام او به عنوان رئیسجمهوری که دو بار در تاریخ سیاست آمریکا استیضاح شده است، ثبت خواهد شد. هماکنون جدال بر سر حفظ بقا در کاخ سفید است نه موضوع انتخابات.
آیا عملکرد دونالد ترامپ طی چهار سال ریاستجمهوریاش، افول دموکراسی را در شرایط حاضر رقم زد یا عوامل دیگری هم در این جریانات دخیل است؟
شورش شش ژانویه و حمله به نهاد قانونگذاری آمریکا لطمه بسیار بزرگی به ساختار دموکراسی این کشور وارد کرد. اما این فرایند از سالها پیش آغاز شده بود و تنها به اقدامات دونالد ترامپ در تحریک هواداران افراطیاش برنمیگردد. از دههها پیش تضعیف دموکراسی در آمریکا شروع و روز بهروز بر شدت آن افزوده شد، تا اینکه این آتشفشان در ششم ژانویه به یکباره فعال شد. از این جهت دلایل این موضوع باید بررسی و ریشهیابی شود؛ اینکه چرا با وجود بنیادهای قوی و نهادهای قدرتمند دموکراسی در جامعهای که خود را حافظ دموکراسی میداند، مدارای سیاسی کنار گذاشته و شرایط به اینجا کشیده شد. تا جایی که در جریان تلاش برای تغییر نتایج انتخابات جامعه آنقدر دوپاره و قطبی شد که دو حزب دموکرات و جمهوریخواه تحمل یکدیگر را نداشتند.
همانطور که اشاره کردید هم اکنون مردم در کشوری که مدعی دموکراسی است، از نبود دموکراسی رنج میبرند. به نظر شما چه عواملی باعث ایجاد این موقعیت و نارضایتی مردم شد تا جایی که معترضان حمله به کنگره را تنها راه نشان دادن اعتراضشان دانستند؟
اگر تنها ترامپ را مقصر این شرایط بدانیم، کمی گمراهکننده است. موضوع مدنظر بنده برگرفته از یک روند تاریخی 120ساله است که در نهایت به ششم ژانویه ختم شد. قدرتگرفتن نهاد دولت طی این سالها از عوامل مهم و تأثیرگذار در بهوجودآمدن شرایط کنونی ایالات متحده به حساب میآید. در ساختار قانونی آمریکا نقش اول متعلق به کنگره با عنوان منتخب مردم است، اما در عوض، نهاد دولت روزبهروز قدرت گرفت. بهخصوص پس از بحران 1929 و با طرح نیو دیل که روزولت ارائه کرد، سلطه و سیطره نهاد دولت و تمام ارکان زندگی درآمریکا افزایش پیدا کرد. همچنین الزامات در اجرای برخی از برنامههای رفاه اجتماعی باعث شده دولت دست بالا را در نظام آمریکا داشته باشد. در حالی که نقش پول در تمکین و هدایت جامعه، بسیار مؤثر است، دموکراسی یا جمهوریت آمریکا به تدریج رنگ باخت و الیگارشی مالی در آمریکا حاکم شد. از سوی دیگر، شرایط جمهوری آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم به سمت امپراطوری حرکت کرد و هیئت حاکمه از رفاه مردم آمریکا زد تا بتواند این امپراطوری بزرگ را اداره کند. در حال حاضر مردم به دلیل وجود مشکلات اقتصادی در ایالات متحده از نبود شغل و مسکن رنج میبرند و فضای بد معیشتی روز به روز آنها را ناراضیتر از قبل میکند. کرونا نیز مزید بر علت شد و این فضا را وخیمتر کرد. همه این عوامل در کنار هم باعث بروز این نارضایتی از حکومت آمریکا شده است.
از نقش ترامپ در این شرایط بگویید. آیا او عامل اصلی در آغاز یک دوره هرج و مرج و بیقانونی در ایالات متحده به حساب نمیآید؟
در سال 2016 شخصی سوار بر موجی از اعتراضات اجتماعی وارد عرصه سیاست آمریکا شد تا برای حل این مشکلات طرحی نو بر اندازد، اما نیروهای حافظ اولیگاریشم مالی و امپراطوری جهانی اجازه تغییرات را به این شخص تازه وارد ندادند. سرانجام در یک ائتلاف نانوشته همگی این جریانات دست به دست هم دادند و بیتدبیری، توهمات و خودشیفتگی ترامپ نیز شرایط را وخیمتر کرد و در نهایت این اتفاقات رخ داد. از طرفی هر آن کسی که در قیام ششم ژانویه به خیابانها آمد، شیفته و مرید ترامپ نبود. بلکه برخی از آنها نسبت وضع موجود در حوزههایی همچون دینی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اعتراض داشتند و خواهان تغییر از سوی بدنه جامعه بودند.
سؤال همین است که تکلیف این معترضان یا 70 میلیون نفری که در انتخابات نوامبر به ترامپ رأی دادند، چه میشود؟ آیا با روی کار آمدن جو بایدن این هرج و مرج، بی قانونی و افول دموکراسی که آینده سیاسی آمریکا را تهدید میکند، برطرف خواهد شد؟
همه اینها بستگی به عملکرد دولت بایدن دارد. اگر بایدن بتواند بحرانهای موجود در ایالات متحده را مدیریت کند و به بخشی از اعتراضات پاسخ دهد و آشتی ملی صورت گیرد، شرایط تا اندازهای مساعد خواهد شد. بایدن باید به جای حذف رقبا به رفع نگرانیهای آن دسته از افرادی که احساس میکنند تقلب در انتخابات صورت گرفته، بپردازد. او باید صحبتهای معترضان را بشنود و این شکاف میان دموکراتها و جمهوریخواهان را ترمیم کند. در این صورت ممکن است بخشی زیادی از آن 70 میلیون از گروه حامیان ترامپ خارج شوند و به بدنه اصلی اجتماع بپیوندند. اما اگر این شرایط مدیریت نشود و جامعه به صورت رادیکال باقی بماند و از آن طرف بایدن نیز شروع به انتقام و برخوردهای حذفی کند، فضا نهتنها مساعد نمیشود بلکه ممکن است اتفاقاتی شدیدتر از شش ژانویه هم رخ دهد.
نگاهی هم به موضوع استیضاح دوباره دونالد ترامپ در پی اغتشاشات شش ژانویه کنگره آمریکا بیندازیم. براساس شواهد آیا روند استیضاح دونالد ترامپ ادامه دار و به بعد از ترک او از دولت و زمانی که او دیگر رئیسجمهور نیست، موکول خواهد شد؟
این طور خواهد بود. چراکه تا روز 19ژانویه سنا جلسهای نخواهد داشت؛ اولین جلسه سنا در روز 19 ژانویه برگزار خواهد شد و فردای آن روز ترامپ دیگر رئیس جمهور آمریکا نیست. بهعبارتی پرونده اتهامی او در دادگاه سنا به دوره بعد از ریاستجمهوری ترامپ موکول میشود. در واقع محکومیت ترامپ به خلع او از ریاستجمهوری ختم نمیشود. چراکه او دیگر در آن زمان رئیسجمهور ایالات متحده نیست. اما تبعات دیگری برای ترامپ دربرخواهد داشت؛ آنچه کنگره آمریکا به دنبال آن است.
استیضاح رئیسجمهوری که یک روز پس از محکومیتش خود به خود از دولت خارج خواهد شد، چه منفعتی برای نظام آمریکا به همراه دارد؟
این استیضاح باعث تشدید شکافهای جناحی در ایالات متحده میشود، اما هدفگذاری انجامگرفته توسط مخالفین ترامپ در کنگره به این خاطر است که اگر او در دادگاه سنا محکوم شود، دیگر نمیتواند در انتخابات ریاستجمهوری 2024 آمریکا شرکت کند. در واقع هدف اصلی از استیضاح ترامپ در یک روز مانده به روی کارآمدن جو بایدن و خروج خود به خود ترامپ از کاخ سفید به این خاطر است که مانع بازگشت او به قدرت سیاسی شوند. موضوعی که برای نظام آمریکا بسیار مهمتر از عزل او از ریاست جمهوری است.
پس چالش عدم اتحادی که در پی این استیضاح بهوجود خواهد آمد، چه میشود؟ آیا این اهمیتی برای نظام آمریکا ندارد و تهدیدی برای رؤسای جمهور بعدی این کشور نیست؟
بله، همانطور که اشاره کردید، از دیگر چالشهای استیضاح ترامپ، ایجاد عدم اتحاد میان جناحهای سیاسی جمهوریخواه و دموکرات و همچنین تفرقه در جامعه آمریکاست. اما تصمیم به محاکمه ترامپ گرفته شده است. چراکه برخی از مقامات آمریکایـــــی معتقدند عدم واکنش به اتفاقات شش ژانویه باعث تکرار آن در آینده خواهد شد. بنابراین باید مجازات سنگینی علیه ترامپ صورت گیرد تا درس عبرتی شود برای آیندگان.














