او عاشق تنفس در فضای انقلاب بود

استاد سید علی نکوئی زهرایی پیش از پیروزی انقلاب ازجمله مبارزان اصفهان بود و اکثر مواقع طرف مشورت مبارزان و علمای وقت این شهر و در تعامل و رفت‌وآمد با آن‌ها بود. ایشان جدای از فعالیت‌های سیاسی نقش مؤثری هم در زمینه‌های فرهنگی و آموزشی ایفا می‌کرد. اولین فرماندار اصفهان پس از انقلاب بعد از پایان جنگ تحمیلی و به دلیل نابسامانی‌های ناشی از این موضوع که تعداد زیادی از هم‌وطنان عزیز ما به‌خصوص مهاجرین جنگ را تحت‌الشعاع قرار داده بود، در راستای خدمت به این قشر عزیز به‌عنوان رئیس بنیاد مهاجرین جنگ تحمیلی در اصفهان منصوب شد.

تاریخ انتشار: ۰۷:۱۰ - سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه

همچنین در اوج جنگ و با عنوان استاندار کرمانشاه پشتیبان رزمندگان بود و در این زمینه بسیار فعال. تا پایان جنگ در این استان به همراه خانواده زندگی می‌کرد و حتی منزل مسکونی ایشان یک‌بار مورد هدف بمباران هوایی قرار گرفت و بخشی از آن نیز تخریب شد؛ آنچه باعث شد یکی از فرزندان ایشان در سنین دبستان دچار مشکل موج‌گرفتگی شود. اکثر رزمندگان و فرماندهان آن زمان در استان کرمانشاه خاطرات خوشی از همکاری، مساعدت و همیاری با ایشان دارند. پس از جنگ نیز در سمت استاندار چهارمحال و بختیاری مشغول به کار شدند و در دولت آقای خاتمی هم به‌عنوان استاندار استان قزوین و بعدازآن در زمان آقای موسوی لاری (وزیر کشور) به‌عنوان مشاور عالی و مدیرکل حوزه نظارتی فعالیت خود را ادامه داد.
پس از بازنشستگی اما به اصفهان بازگشت و یک محور هماهنگی را در جمع بسیاری از فعالین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی استان تشکیل داد. او محور اصلاح‌طلبان در استان اصفهان نیز به شمار می‌رفت، بسیار خوش‌نام، علاقه‌مند به نظام و جمهوری اسلامی ایران بود.
 بنده به‌عنوان شخصی که ایشان را سال‌های سال می‌شناختم و مدت زیاد همراه و همکار ایشان بودم، عشق و علاقه او نسبت به امام (ره) را در وجود ایشان احساس می‌کردم که هیچ‌گاه حتی ذره‌ای از آن کم نشد. مسئله‌ای دیگری که در مورد ایشان بسیار مطرح بود، اعتقاد عمیق و راسخ سید به انقلاب و تنفس در فضای انقلاب و اندیشیدن به مبانی انقلاب اسلامی بود. ایشان شخصیت خستگی‌ناپذیر و پرکاری داشت. هیچ‌گاه ندیدم برای کاری که انجام می‌دهد زمان و فضای خاصی را پیش‌بینی کرده باشد. او بسیار مردمی بود و ارتباط گسترده‌ای با جامعه داشت.
 به خاطر دارم حتی در دوران جنگ درگیر بسیاری از بحران‌های حاصل از آن بود و به خاطر حس مسئولیتی که نسبت به مردم داشت همیشه در پایان روز به محله‌های مختلف شهر سر می‌زد. از زبان خودشان شنیدم که در شرایط نامناسب جنگ به واحدهای صنفی سر می‌زد و توزیع ارزاق عمومی را بررسی می‌کرد. او می‌گفت: «همین‌که می‌دیدم ارزاق مردم تأمین می‌شود و مردم تحت‌فشار نیستند همه خستگی کار از تنم خارج می‌شود.» این حس مردمی‌بودن در همه ابعاد زندگی‌شان نمایان بود. از طرفی بسیار بی‌آلایشی بود و ساده زیستی را سرلوحه تمام عمرش قرارداد. تا جایی که افرادی که به منزل ایشان ورود می‌کردند، این سادگی و پاک دستی را غیرقابل‌تصور عنوان می‌کردند؛ آنچه تا آخرین لحظات عمرشان نیز وجود داشت و بر آن تأکید داشتند.
 این چهره مبارز، انقلابی و فرهنگی اصفهان بر ایجاد زمینه و فضا برای حضور مردم در صحنه سیاست کشور تأکید می‌کرد؛ چراکه امید ایشان به مردم بود و معتقد بود مردم می‌توانند با حساسیت بر مبانی انقلاب و وضعیت جامعه، آینده و بقای انقلاب را تضمین کنند.