آصف بیات استاد جامعه شناسی و مطالعات خاورمیانه دانشگاه الینوی نیز درباره این کتاب مینویسد: «این کتاب نوآورانه، از طریق مشاهدات دقیق مردم نگارانه، اولین سری از مطالعات جامعه شناختی در باب زندگی روزمره در ایران است. عباس کاظمی با تحلیل زندگی اجتماعی اشیا مانند کراوات، جین و پیکان تا ایدئولوژی خشونت، شادی و کنکور، فهم و درک ما را از پیچیدگیها و تناقضات زندگی اجتماعی در ایران پساانقلابی بالا برده است».
عباس کاظمی در درآمد کتاب به اهدافی اشاره میکند که برای نوشتن این اثر در ذهن داشته است. او مینویسد: «کتاب بخشی از تجربه زیستهام است بی آنکه خواسته باشم شرح حال نویسی کنم. هنگامی که شش سالم بود، انقلابی عظیم به همراه تحولات ریز و درشت آن رخ داد. هم نسلان من بزرگ شدند و قامت افراشتند، با جریان پر خروش انقلاب همراه شدند و مبارزه کردند و سپس هر یک نگاه و مراد خود از انقلابی بودن را تفسیر کردند. وقتی به کلاس اول رفتم، انقلاب یک ساله شده بود. تمامی زندگی را شوری در برگرفته بود که آن را پایانی نبود. انقلاب چونان سرودی برلبان مردم جاری بود. مردم حالتی متفاوت داشتند، گوئی همگی جوانان بالغی شده بودند با آرمانهای بزرگ و آرزوهای بی پایان. نسل ما که کلاس اول را تجربه میکرد، تفاوتهای عظیم را در مدرسه و سال به سال تجربه میکرد. مدرسه بخشی از انقلاب شده بود: معلمان، کارکنان، دیوارنوشتهها و سرودهای انقلابی سر صفها دایما تغییر میکردند، هر روز شعارها طولانیتر میشدند و تحول آنها، تحول جامعه انقلابی را به سادگی نشان میدادند. تغییرات جزئی و سریعی که خود را در عرصههای متفاوتی چون پوشاک، فراغت، آداب مذهبی، شیوه سخن گفتن، شکل آرزوها و امیال مردم نشان میداد، حکایت از پرورش ذهنیت فرد انقلابی داشت، ذهنیتی که باید خود را با حجم عظیمی از تغییرات تطبیق میداد.»
این کتاب شامل سه بخش اصلی است. بخش اول: فرهنگ امرمادی و زندگی روزمره، بخش دوم: زندگی سیاسی اشیا در ایران انقلابی، بخش سوم: جامعه پساانقلابی. شاید بتوان گفت بخش اصلی کتاب «زندگی سیاسی اشیا» است. ما به عنوان یک خواننده در این بخش، زندگی روزمره در جامعه انقلابی را از زبان اشیا میخوانیم. از دیدگاه نویسنده مفهوم اشیا نه در معنای محدود آن یعنی آبژه (object) و ماده (materia) بلکه در معنای وسیع آن یعنی چیز (thing) در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال در این بخش میخوانیم: «امروزه در نظر مردم پیکان صرفاً اتوموبیلی بوده که در زمانهای مشخص تولید میشده و اکنون نیز از خط تولید خارج و به فراموشی سپرده شده است، اما به نظر من پیکان تنها یک اتوموبیل نبود، بلکه کلیتی به نام فرهنگ را در زمانه خود نمایندگی میکرد. اگر هر شی علاوه بر حیات مادی حامل زندگی فرهنگی نیز باشد، چرا پیکان در حکم نمادی برای بازنمائی کلیت فرهنگ در زمانه خود نباشد؟ ژیژک در تعریف کلیت و دیالکتیک نیز چنین برداشتی دارد که برخی از عناصر فرهنگی نسبت به برخی دیگر در بازنمائی کلیت ارجحیت دارند، یعنی برخی عناصر در یک مجموعه میتوانند از قدرت بازنمائی بیشتری برخوردار باشند. بدین معنا پیکان شاید نمونه عالی برای بازنمائی و فهم زمانه خودش باشد. این اتوموبیل چهار دهه از زندگی خود را پشت سر گذاشته است. بنابراین هر نسلی میتواند این آبژه متحرک را با خاطره نسلی خود پیوند زند و به شکلی متفاوت بفهمد، مثلاً برای جوانانی که در دهه 1340 و 1350 زندگی میکردند پیکان نماد جامعه مصرفی و فراغت بوده است اما برای نسل من پیکان با ناداشته ها، فقر، جنگ و به طور کلی زندگی در دهه 1360 بازنمائی میشود.»
طرح جلد کتاب اثر محمدباقر جاوید در نگاه اول دقیقاً یادآور روزها و ماههای منتهی به انقلاب 1357 است. دیوارنوشتههایی با مضامین سیاسی و ایدئولوژیک که اصل جدائی ناپذیر مبارزات مردم آن زمان بوده است. «امر روزمره در جامعه پساانقلابی» تنها برای سیاسی خوانها و خوانندگان حرفهای آثار سیاسی جذاب نیست و میتواند مخاطب عامتر را نیز با خود همراه کند زیرا با نمادهایی سر و کار دارد که برای نسل پیش و پس از انقلاب ملموس و قابل درک است. از این رو میتواند پیشنهاد مناسبی برای تمامی دوستداران کتاب باشد. این اثر را نشر «فرهنگ جاوید» در 247 صفحه منتشر و روانه بازار کتاب کرده است.




