او پس از دوران جانبازی به ورزش روی آورد که ادامهدار نبود؛ اما یک تصمیم ناگهانی زندگی او را تغییر داد تا مدال طلای پرتاب نیزه در پاراالمپیک آتن و مدال طلای بازیهای آسیایی گوانگجو در کارنامه افتخاراتش بدرخشد.
شروع رقابتهای پاراالمپیک توکیو بهانهای شد تا به سراغ این ورزشکار کهنهکار رفته و از تجربه حضور در این رویداد بزرگ و مدالآوری در آن با او به گفتوگو بنشینیم.
چطور شد که سمت ورزش رفتید؟
سال 66 بعدازاینکه جانباز شدم، دوسالونیم در بیمارستانهای مختلف بستری بوده و به گفته پزشکان با وجود مصدومیت شدید، از قدرت بدنی فوقالعادهای برخوردار بودم که توانستم زنده بمانم. به دلیل طولانیشدن دوره درمانم، نتوانستم ادامه تحصیل بدهم و تصمیم گرفتم به سراغ ورزش بروم و رشته وزنهبرداری را انتخاب کردم؛ اما به دلیل درد کمر این رشته را رها کردم و سمت رشته بسکتبال با ویلچر رفتم که به دلیل مشکلات مجروحیت این رشته را هم ادامه ندادم.
بعد از دو رشته سراغ دوومیدانی، آنهم بهصورت حرفهای رفتید؟
سال 79 و زمانی که مسابقات پاراالمپیک سیدنی در حال برگزاری بود، نیمههای شب با تماشای مسابقات ورزشکاران که آن زمان بیشتر جانبازان بودند، احساساتی شدم و پس از رازونیاز با خداوند، قاطعانه با خودم عهد بستم که با موفقیت در عرصه ورزش برای کشورم افتخارآفرینی کنم. چند روز پسازاین تصمیم، به آسایشگاه شهید مطهری رفتم و فعالیتم را در رشته دوومیدانی شروع کردم.
وقتی دوومیدانی را شروع کردید، به نیت قهرمانی و حضور در پاراالمپیک بود؟
من با توجه به شناخت و علاقهای که پیدا کرده بودم، فعالیت در رشتههای پرتابی را آغاز کردم؛ اما در آن زمان امکان فعالیت در این رشته وجود نداشت و با سختی و مشقت، وسایل مورد نیاز را تهیه میکردم. به خاطر انگیزه زیادی که داشتم، یک سال و سه ماه بعد، به عضویت تیم ملی درآمدم و راهی مسابقات جهانی فرانسه شدم. اولین مدال من در مسابقات قهرمانی کشور برنز بود؛ اما بعدها در هر مسابقهای که شرکت داشتم، به مدال طلا رسیدم.
برای حضور در پاراالمپیک آتن سهمیه گرفتید یا فدراسیون نفرات اعزامی را تعیین میکرد؟
من در مسابقات جهانی فرانسه در پرتاب نیزه به مدال طلا و در پرتاب دیسک به مدال برنز رسیدم. در مسابقات جهانی نیوزیلند هم در سه رشته پرتاب نیزه، دیسک و وزنه شرکت کردم و با مدالهایی که در این رقابتها کسب کردم، سهمیه حضور در پاراالمپیک را به دست آوردم.
شرایط آمادهسازی ملیپوشان برای حضور در پاراالمپیک آتن رضایتبخش بود؟
در آن زمان ورزشکاران شهرستانی در شهرهای خودشان تمرین میکردند و تنها یک مرحله اردوی چندروزه در تهران داشتم؛ اما حالا توجهها به ورزشکاران پاراالمپیکی بیشتر شده و اردوهای متعددی را برگزار میکنند.
زمانی که به آتن اعزام شدید، تصور میکردید با قهرمانی برگردید؟
من تا پرتاب پنجم، نفر سوم گروه بودم؛ اما برای پرتاب ششم، خدا کمک کرد و به ائمه اطهار (ع) توسل کردم و پرتابی انجام دادم که حتی در تمرینات هم سابقه این پرتاب را نداشتم و حتی مرا برای تست دوپینگ هم بردند. با این پرتاب رکورد پاراالمپیک را شکستم که هنوز هم ورزشکار دیگری نتوانسته به آن دست پیدا کند.برای این پرتاب فشار زیادی به بدنم وارد شد که آسیبدیدگیاش هنوز در کتفم وجود دارد. قبل از مسابقات پاراآســـیــایـــی گــوانــگـجـــو نــیــز، در حین تمرینات، کتفم از جا درآمد و خیلی از این بابت ناراحت بودم؛ اما در اصفهان پیش شخصی رفتم که کتفم را جا انداخت و توانستم به مسابقات پاراآسیایی اعزام شود.
زمانی که مسابقات پاراالمپیک برگزار میشود، چه احساسی دارید؟ (نادری با شنیدن این پرسش، دستخوش احساسات زیادی شد و قادر به پاسخگویی نبود و به ناچار مصاحبه را با ده دقیقه تأخیر ادامه دادیم.)
میگویند یک ورزشکار دو بار میمیرد؛ یکبار زمانی که در اوج از ورزش کنار میرود و مجبور به خداحافظی میشود و یکبار هم به مرگ طبیعی. حضور در پاراالمپیک افتخار بزرگی بود که نصیب من شد؛ اما هر بار که این مسابقات برگزار میشود، از لحاظ روحی به هم میریزم که چرا نتوانستم در دورههای بیشتری در این مسابقات شرکت کنم. آخرین حضور من در مسابقات برونمرزی، رقابتهای جهانی امارات بوده که به خاطر نامهربانیها و کملطفیهای برخی مسئولان، دستخالی به ایران بازگشتم و از همان زمان ورزش را برای همیشه کنار گذاشتم.
در آن زمان پاداش ورزشکاران المپیکی و پاراالمپیکی تفاوت داشت؟
متأسفانه تبعیض نامناسبی وجود داشت که بعدها این قانون را تغییر دادند. من که طلای پاراالمپیک را گرفته بودم، 15 میلیون پاداش گرفتم؛ اما ورزشکاری که در المپیک طلا گرفته بود، 100 میلیون پاداش گرفت و از نهادها و ارگانهای مختلفی نیز به وی پاداش دادند؛ در حالی که در استان اصفهان، فقط استاندار وقت دو سکه طلا به من داد.



