از سویی معاون هماهنگکننده ارتش نیز طی سخنانی تأکید کرد دشمنان ما باید بفهمند که اگر بخواهند حرف یا حرکتی انجام دهند، همانطور که دشمنان در هشت سال دفاع مقدس آسیب دیدند، مجددا به سرنوشت آنان گرفتار خواهند شد. به گفته کارشناسان، اگرچه این رویکردها و تهدیدهای رژیم صهیونیستی علیه کشورمان موضوع تازهای نیست، اما احتمال احیای برجام، ترس آنها را از هرگونه فعالیت هستهای ایران در به خطر افتادن موقعیت منطقهای اسرائیل بیشتر کرده است و تمام تحرکهای اخیر این رژیم با هدف ایجاد خلل در مذاکرات برجامی و شکست ایران در مقابل آمریکا صورت میگیرد. این احتمالها زمانی قوت گرفت که نفتالی بنت، نخستوزیر این رژیم، در جریان گفتوگوهای برجامی پای خود را از اعلام بیانیهها و برگزاری سخنرانیها علیه ایران فراتر نهاد و علاوه بر فرستادن وزیر جنگ خود و رئیس موساد به واشنگتن با هدف رایزنی در خصوص مسئله هستهای ایران، در ادامه این رویکرد نیز برای دیدار با مقامهای عرب در امارات شخصا راهی منطقه شد تا مطالبههای خود را رودررو به مقامهای آنها اعلام کند. این سفر در ظاهر با هدف تقویت روابط بین دو کشور صورت گرفت؛ اما به تحلیل کارشناسان، نشاندهنده حساسیت زیاد اسرائیل در خصوص تعاملهای جدید ایران با اعراب و البته با محوریت فعالیتهای هستهای ایران انجام شده است.
«اصفهانزیبا» در بررسی تحرکهای اخیر رژیم صهیونیستی در جریان دور هفتم مذاکرات وین و با محوریت تهدیدهای نظامی اخیر این رژیم علیه ایران با محمدجواد جمالی نوبندگانی، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم، گفتوگو کرد. به گفته جمالی نوبندگانی، تحرکهای منطقهای و تهدیدهای رژیم صهیونیستی با هدف کارشکنی در گفتوگوهای ایران با کشورهای 1+4 صورت میگیرد که البته بر مذاکرات وین و سیاست کشورهای منطقه و اعراب در خصوص ایران تأثیرگذار نیست. این تحلیلگر سیاست خارجی معتقد است که اسرائیل به هر شکل ممکن به مقابله با ایران برخاسته و با سردادن شعارهای بیاساس علیه ایران به دنبال ابراز وجود هر چه بیشتر خود است. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
مقامهای اسرائیل بارها در قالب بیانیه و سخنرانی مکرر، ایران را تهدید کردهاند و اخیرا نیز با بحث در خصوص رسیدن ایران به نقطه «گریز هستهای» و متعاقبا اقدام نظامی رژیم صهیونیستی در قالب تهدید، نگران مذاکرات هستهای و رفع تحریمها هستند. هدف اسرائیل از ادامه این رویکرد بیاساس در ارتباط با کشورمان چیست؟ آیا این سیاست اسرائیل بیشتر جنبه نمایشی دارد و با هدف شکست مذاکرات هستهای صورت میگیرد یا موضوع دیگری مدنظر آنهاست؟
تهدیدهای رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران از گذشته وجود داشته و اخیرا نیز با پیشبینی تقویت روابط ایران با غرب افزایش پیداکرده است. به نظر میرسد رژیم صهیونیستی همچنان بر اساس شعار اولیه خود (از نیل تا فرات) که یک شعار تهاجمی است، عمل میکند و دائما درصدد است که موجودیت خود را در چهارچوب مناطق غصبشدهاش، حفظ کند؛ از سویی، با افزایش قدرت ارتش مقاومت در منطقه خاورمیانه، نگرانیهای رژیم صهیونیستی در خصوص موقعیتش در منطقه با توجه به تهدیدهای بالقوه نهاد مقاومت و ایران علیه این رژیم بیشتر شده است؛ بنابراین او با افزایش تهدیدهای بیاساس خود علیه کشورمان خواهان مقابله با این شرایط در منطقه است.
در حال حاضر کشورهایی همچون پاکستان، افغانستان، ایران، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و حتی یمن همگی علیه رژیم صهیونیستی در یک خط واحد قرار دارند؛ بنابراین سیاست رژیم صهیونیستی درباره ایران و منطقه و تلاش برای تحتتأثیر قراردادن اعراب در مقابله با ایران بسیار طبیعی است. به عبارتی، خروج دونالد ترامپ از برجام بهواسطه فشار و تشدید زیاد بنیامین نتانیاهو شکل گرفت. هماکنون نیز از مهمترین نگرانیهای اسرائیل، احیای برجام و برگشت روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای اروپایی و از طرفی لغو تحریمها علیه کشورمان است.
در تهدیدهای رژیم صهیونیستی از حمله نظامی به ایران صحبت شد. درواقع هــدف رژیم صهیونیستی از طرح حمله به ایران و گستاخیهای اخیر سران این رژیم صهیونیستی مبنی بر ادعای یک حمله نظامی به فعالیتهای هستهای ایران چیست؟ آیا اصلا اسرائیل از توان نظامی کافی برای رویارویی نظامی با ایران بهرهمند است؟
همه دغدغه رژیم صهیونیستی عدم کاهش فشار حداکثری بر ایران است. او به دنبال فروپاشی اقتصادی، اجتماعی و نارضایتی در ایران و البته شکست مذاکرات وین است که خوشبختانه در هیچکدام از این موارد کاری از پیش نبرده است؛ به همین خاطر هم این روزها بسیار شتابزده و بیاثر عمل میکند؛ تا جایی که بسیاری از ژنرالهای نظامی و مقامهای امنیتی رژیم صهیونیستی معتقدند تمام این شعارها از سوی اسرائیل توخالی است و ما توان ادامه درگیریها با جمهوری اسلامی ایران را نداریم؛ چراکه محور مقاومت همچون سرپنجههای جمهوری اسلامی عمل میکند و میتواند روزانه هزاران موشک را در تلآویو و حیفا بر بسیاری از شهرهای اسرائیل فرود آورد. حتی اگر حملهای نیز صورت گیرد، این رژیم صهیونیستی است که باید نگران شرایط پسازاین اقدام خود باشد؛ چراکه ایران در پاسخ به تهدیدهای نظامی این رژیم گفته است که تنها با یک حرکت از سوی اسرائیل باید انتظار سرنوشت دشمنان ایران در هشت سال دفاع مقدس را داشته باشد؛ بنابراین حمله رژیم غاصب اسرائیل به ایران در سخن، آسان و در عمل، برای آنها بسیار دشوار است. از سویی، اسرائیل شاهد عواقب تمام دشمنان ایران در منطقه است و با این فضا میداند که نمیتواند به مقابله با ایران و حمله نظامی به تأسیسات هستهای کشورمان بپردازد؛ چراکه آمریکا و حتی کشورهای منطقه با داشتن روابط نزدیک با اسرائیل در قالب پیمان ابراهیم نیز به قدرت انکارناپذیر کشورمان پی بردهاند و هیچگاه حاضر به همکاری در اقدامات نظامی اسرائیل علیه ایران نخواهند شد.
به روابط نزدیک اعراب با رژیم صهیونیستی اشاره کردید. اخیرا نخستوزیر این رژیم نیز شخصا در سفر به امارات بهدنبال اجرای سیاستهای منطقهای کشورش بود که البته واکنشهای بسیاری را به دنبال داشته است. کمی از تاریخچه رابطه رژیم صهیونیستی با اعراب و رویکرد کنونی آنها در تعامل با یکدیگر بگویید.
اگر به تاریخ ایجاد کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که تأسیس بیشتر این کشورها همزمان با تأسیس رژیم صهیونیستی بوده که البته بهوجودآورنده هر یک از این کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی، دولت انگلستان و بریتانیای کبیر است؛ بنابراین رژیم صهیونیستی دستپرورده بریتانیاست. هماکنون کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس نیز بدون داشتن هرگونه اختیار یا دموکراسی همچون برگزاری انتخابات، با مدیریت انگلیس در حال فعالیت هستند. درواقع خاندانهای موردتأیید بریتانیا در این کشورها، بر سر کار آمدند و پس از تجزیه امپراتوری عثمانی، دولتهای کوچکی را برای خود ایجاد کردند؛ کشورهایی که با یک تماس یا تشر از سوی قدرتهای فرامنطقهای بهسرعت تغییر رویکرد میدهند؛ کما اینکه اخیرا شاهد برخی تنشها در خاورمیانه بودهایم که همگی به دخالت قدرتهای فرامنطقهای و البته دستنشانده آنها، همچون رژیم صهیونیستی، برمیگردد.
بــه تــحـلــیــل شــمــا، سیاست کشورهایی همچون امارات زیر سایه انگلستان است و رژیم صهیونیستی نیز با دستور قدرتهای بالادستی خود همچون انگلیس و آمریکا به تنش در منطقه و بهخصوص با ایران پرداخته است و سیاست مستقلی از سوی این رژیمها وجود ندارد؟
دقیقا. اولا رژیمهای حاکم بر کشورهای حوزه جنوبی خلیجفارس، بهخصوص امارات، دستنشاندگان بریتانیا هستند و نمیتوانند از اساس مخالف رژیم صهیونیستی عمل کنند؛ کمااینکه تابهحال دیده نشده است هیچیک از آنها در هیچ جنگی، علیه رژیم صهیونیستی شرکت کنند. میتوان گفت نزدیکی میان اعراب و رژیم صهیونیستی همیشه وجود داشته و در حال حاضر با عادیسازی روابط میان آنها در قالب پیمان ابراهیم، بسیاری از کشورهای منطقه این رابطه را علنی کردهاند.
درست است؛ اما در حال حاضر کشورهایی همچون امارات و عربستان به دنبال احیای روابط با ایران بهعنوان دشمن بزرگ اسرائیل در منطقه هستند و دیدارهای دیپلماتیک مقامهای این کشور با ایران دال بر این قضیه است و نشان از این دارد که اعراب نیز به پوچ بودن شعارهـــا و تــهـدیــدهـــای رژیـــم صهیونیستی علیه ایران پی بردهاند؛ اما این پرسش مطرح است که آیا نزدیکی اعراب با اسرائیل در تناقض ارتباط با ایران نیست؟
رژیمهای حوزه جنوبی خلیجفارس همگی میدانند که در کاخهای شیشهای نشستهاند. کشورهایی همچون اماراتمتحده عربی و عربستان شاهد قدرت ایران در منطقه و مقابله کشورمان با آمریکا بودهاند؛ ایرانی که بهصورت مستقل توانست پهپاد آمریکایی را از بین ببرد و پایگاه عین الاسد را نیز نابود کند. بنابراین اعراب میدانند که هر زمان ایران تصمیم بگیرد، میتواند در مقابل غرب قد علم کند و به تهدیدهای آنها پاسخ دهد. به عبارتی، زمانی که به اعراب ثابت شده است قدرتهایی همچون آمریکا و انگلیس قدرت مقابله با ایران و دفاع از خود را در منطقه ندارند، شعارهای رژیم صهیونیستی را هم جدی نمیگیرند و در تلاش برای نزدیکشدن به ایران برخواهند آمد؛ چراکه میدانند تنشهای منطقهای در وهله اول دامنگیر خود آنها خواهد شد؛ به همین خاطر هم اخیرا وارد تعامل با جمهوری اسلامی ایران شدهاند.
پس رابطه نزدیک و همزمان اعراب با ایران و اسرائیل در قالب پیمانها و توافقهای متعدد چگونه تعریف میشود؟
همانطور که اشاره کردم، اماراتیها ازنــظــر حــاکمیــتــی، رژیــم بــسیــار وابــســتــهای هستــنــد و نمیتوانند خارج از مدار آمریکا و بریتانیا و رژیم صهیونیستی عمل کنند و این یک واقعیت است؛ چراکه آنها زاییده تفکرهای این قدرتها هستند و با یک فشار آمریکا و انگلیس ممکن است از دور خارج شوند؛ بنابراین، این کشورهای غیرمستقل نمیتوانند بهتنهایی در خصوص سیاستهای داخلی و خارجی خود تصمیم بگیرند. زمانی که داماد ترامپ اعلام کرد معاهده ابراهیم باید شکل گیرد، کشورهای عربی بدون کمترین مقاومت این کار را انجام دادند؛ زیرا تصور آنها این بود که با پیشبینی مایک پومپئو و فشار آمریکا بر ایران از طریق تحریمها، جمهوری اسلامی ایران و به دنبال آن، محور مقاومت ازهمپاشیده خواهند شد؛ اما پس از مدتی دیدند که خود آنها در آستانه فروپاشی هستند، نه ایران. از سویی، این کشورها جمهوری اسلامی ایران را نیز بهعنوان یک همسایه قوی در منطقه میدانند و نمیتوانند این واقعیت را انکار کنند که اگر در سیاست با ایران دست از پا خطا کنند، ضربههای مهلکی خواهند خورد. به همین خاطر همزمان با روابط نزدیک خود با اسرائیل، به تعامل با ایران نیز ادامه میدهند. در حال حاضر شاهد روابط نزدیک امارات با ایران، انجام مانور مشترک ایران و عمان در دریای عمان و درک دیپلماتیک قطر در رابطه با کشورمان و همچنین گرایش عربستان در ارتباطگیری دوباره با ایران بیش از گذشته هستیم. البته این به آن معنا نیست که از این به بعد کل مواضع اعراب علیه جمهوری اسلامی تعدیل خواهد شد؛ بلکه تغییر سیاست اعراب در رابطه با ایران مبنی بر این است که آنها فعلا خواهان برقراری روابط خوب همراه با احترام و بدون تنش با جمهوری اسلامی هستند. به عقیده بنده، اوضاع منطقه بهشدت در حال تغییر و به نفع روابط خوب ایران با همسایگانش پیش خواهد رفت.
با این تفاسیر، بااینکه رژیم صهیونیستی در سالیان گذشته به هیچکدام از اهدافش نرسیده و نسبت به گذشته منزویتر نیز شده است، به چه دلیل با آگاهی از این شرایط بازهم به سیاست خود در قبال ایران ادامه میدهد و دستبردار نیست؟
رژیم صهیونیستی به دنبال این است که همچنان تحرکهای دیپلماتیکش را با هدف ایرانهراسی در کشورهای منطقه ادامه دهد؛ به همین خاطر بالاترین مقام سیاسی اسرائیل شخصا به امارات سفر کرد تا از نزدیک در خصوص ایران رایزنی کند که این نشاندهنده اهمیت فراوان نگرانی آنها در خصوص ایران و روابط اعراب با کشورمان است؛ اما به عقیده بنده، عربستان، قطر، امارات و بهخصوص حاکمان جوان این کشورها با داشتن درک درست و تجربه کافی در خصوص رابطه با ایران، همگی میدانند که جمهوری اسلامی میتواند لنگرگاه خوبی برای آنها باشد و تهدیدهای رژیم صهیونیستی نیز هیچگونه خدشهای به اقتدار جمهوری اسلامی وارد نخواهد کرد.
همانطور که اشاره کردید، ازجمله اهداف اسرائیل در تهدید علیه ایران، شکست مذاکرات وین است. آیا تهدیدهای نظامی علیه ایران و تحرکهای اخیر اسرائیل در قالب سفر به منطقه بر روند مذاکرات ایران با کشورهای 1+4 یا سیاست کشورهای عربی در خصوص ایران خللی وارد خواهد کرد؟
این تحرکها بر مذاکرات وین و بر سیاست کشورهای منطقه و اعراب در خصوص ایران تأثیرگذار نیست؛ درعینحال آمریکا هم تقریبا به این نتیجه رسیده که رژیم صهیونیستی تنها به دنبال تشنجآفرینی است و ایالاتمتحده نمیتواند هزینهای برای این موضوع بدهد. در مقابل، کشورهای حوزه جنوبی خلیجفارس نیز همچون ایالاتمتحده متوجه این موضوع شدهاند که این عربدهکشیهای رژیم صهیونیستی همچون آدمی است که در تاریکی میترسد و دادوفریاد میکند. به عقیده بنده، از طریق اقتدار جمهوری اسلامی مذاکرات وین پیش میرود و رژیم صهیونیستی نیز تنها برای اینکه اعلام موضع کند، به سیاستهای بیاثر خود در حین مذاکرات ایران با غرب ادامه میدهد. از سویی، رژیم صهیونیستی با گذشت چند دوره انتخابات همچنان نتوانسته است نخستوزیری قوی برای خود بر سرکار آورد که این خود از عوامل فروپاشی این رژیم محسوب میشود؛ بنابراین همه این عوامل دستبهدست هم داده تا اسرائیل با سروصدا بخواهد ضعفهای خود را بپوشاند.
کمی هم به دور هفتم مذاکرات وین بپردازیم. ارزیابی شما از این دور مذاکرات ایران با کشورهای 1+4 و پیشبینیتان در خصوص نتایج این گفتوگوها چیست؟
هماکنون مذاکرات بسیار فشرده و سنگین است؛ دیوار بیاعتمادی طرفین نیز بسیار بالا رفته است. با خروج دونالد ترامپ از برجام و انجامندادن تعهدات از سوی اروپاییها، مذاکرات این دوره، با فشارهای هر یک از طرفین در مرحله چانهزنی قرار گرفت و ممکن است نتیجه زودرسی حاصل نشود. از طرفی، با اقدامات اخیر ایران در رابطه با سایت هستهای کرج و توافق کشورمان با آژانس بینالمللی انرژی اتمی به همراه برخی از خبرها در خصوص مواضع نرمتر آمریکا در ارتباط با رفع تحریمها، میتوان به توافقی منطقی در آینده این مذاکرات امیدوار بود؛ آنچه رژیم صهیونیستی را تا اندازهای عاصی کرده است و به نظر میرسد در این فضا اسرائیل خود را تنهاتر از هر زمان دیگری احساس میکند.
اصل مذاکرات وین ابتدا بر مبنای صنعت هستهای ایران و پسازآن مسائل دفاعی و موشکی کشورمان و تقویت جبهه مقاومت است. اروپاییها معتقدند که این مذاکرات از بعد امنیتی اهمیت بسیار زیادی دارد؛ به همین خاطر حاضر به پرداخت هزینههای بسیار در مذاکرات بهمنظور چشمپوشی ایران در کاهش ظرفیت غنیسازی و برخی از منافعش در برجام هستند. در مقابل آمریکا اما همچنان بر مواضع دونالد ترامپ در حال موجسواری است و از اهرم فشار تحریمها علیه کشورمان برای فشار بیشتر به ایران استفاده میکند. بنده معتقدم مادامیکه ایران محکم و با جدیت بر اجرای مواضع خود پافشاری کند و آنها متوجه شوند که ایران اهل باج دادن نیست، این دور مذاکرات با تمام بازیهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان بازهم به نفع ایران تمام خواهد شد.



