بافتتاریخی، میراث زرتشتیان ایران، قنات، غذاهای محلی، زردک، ارده و حلوا ارده، مزرعه عروسکها، منارجنبان خرانق، اقامتگاه انارعقدا و مسجد صلیب و کلک زرتشتیان، همه فقط بخشی از انبوه کلیدواژهها و عباراتی هستند که حالا بعد از سفر اردکان، به ذهنم متبادر میشوند. در گزارش پیش رو سعی کردهام روایت و تصاویری از این خطه کمترشناخته شده را برای شما مخاطبان روزنامه ترسیم و دعوت کنم که خودتان دست کم دو روز آخر هفته را برای دیدن اردکان، خرانق و عقدا در نظر بگیرید؛ مخصوصا اگر علاقهمند به دیدن بافتهای تاریخی و میراث ادیان هستید.
در اردکانگرام چه گذشت؟
منتخبی از راویان سفر طی شش روز شرکت در یک رویداد رقابتی به نام اردکانگرام (ardakan.gram@) اردکان، عقدا و خرانق را از زوایای مختلف دیدند و به تولید محتوای فارسی و انگلیسی در قالبهای متن، عکس، ویدئو و اسکیس پرداختند. رویداد با یک افتتاحیه در صبح روز شنبه دوم بهمنماه 1400 آغاز شد و بعد از آن هر شرکتکننده به طور انفرادی یا در قالب گروههای کوچک شش روز را برای تولید محتوای روزانه و انتشار در وبلاگ و اینستاگرامشان صرف کردند. عصر پنجشنبه هفتم بهمن ماه هم اختتامیه جشنواره به صورت آنلاین برگزار و اسامی برگزیدگان اعلام شد. هیئت داوران رویداد را اسامی نامآشنایی تشکیل داده بودند؛ دکتر پژمان نوروزی (pj.norouzi@) که بیشتر او را با گردشگری علمی و طراحی موزه و نجوم میشناسیم. حسین عبدالهی (hossein.abdollahi@) که برگزیده اول جشنواره سفرنویسی قشم بود، سالهاست در سایتش به نام «کافه جهانگرد» مینویسد و روایت جهانگردیهای خاصش در اینستاگرام پرطرفدار است. ستایش فرجی که او را با عنوان پژوهشگر خوراک میشناسیم و صفحه اینستاگرام (wodesata@) بسیار فعال و جذابی دارد. علیرضا عالمنژاد (alireza_alamnezhad@) که او را با کافه تهرون، مؤسسه گنجینه هزارافسان و تورهای گردشگری ویژهاش در تهران به یاد میآوریم و محسن ادیب (adibmohsen@)، پژوهشگر، عکاس و بنیانگذار و مدیرگروه کویرها و بیابانهای ایران که برگزیده جشنواره ماکوگرام هم بود. شرکتکنندگان موظف بودند، به سوژهیابی و تولید و انتشار محتوا بپردازند و داوران در پایان هر روز استوریها و پستهای اکانتهای اینستاگرام و وبلاگهای شرکتکنندگان را بررسی و ارزیابی میکردند. در پایان سومین رویداد از سری سفرنگاریها، اسامی برندگان به این ترتیب اعلام شد: در بخش اینستاگرام ملی، جایزه اول به بیتا منتظر، جایزه دوم به امیر امیری و جایزه سوم به سمانه رستمی تعلق گرفت و از کاظم حسینی هم تقدیر شد. در بخش اینستاگرام بومی داوود دهقانی به عنوان نفر اول و سمانه مهدی زاده به عنوان نفر دوم برگزیدگان اعلام شدند و از عباس تشکری تقدیر شد. در بخش اینستاگرام انگلیسی تعداد شرکتکنندگان به حد نصاب نرسید؛ ولی از ماریه سادات کربلایی تقدیر شد. در بخش وبلاگ و وبسایت هم جایزه به شهرام شهریار تعلق گرفت. یک جایزه هم به عنوان «بخش ویژه» در نظر گرفته شده بود که به داوود دهقانی اعطا شد؛ اما از پریسا باجلان هم به خاطر تولید محتوای ارزشمندش تقدیر شد. داوود دهقانی (askmeyazd@) جایزه برگزیده مردمی را هم از آن خود کرد و با سه جایزه رکورددار اردکانگرام شد!
ارده را کجا میکارند؟!
میز صبحانه در اردکان، متفاوت چیده میشود؛ فرقی نمیکند در هتل جهانگردی اردکان باشید یا در یک بومگردی داخل بافت تاریخی؛ سه آیتم ارده، حلواارده و شیره انگور حتما در بساط صبحانه هست. روز اول حضورمان در اردکان با دوستان رسانهای سر میز صبحانه بحث این آیتمهای خوشمزه بود که ناگهان یکی از حضار رو به همه ما گفت: «میدونستید ارده رو توی اردکان نمیکارند؟» ما چند ثانیه مکث کردیم و در میان انفجار خنده گفتیم: «کنجد!» ولی این یک واقعیت درباره اردکان بود که همه ما را متعجب کرد. خاک اردکان برای کاشت کنجد مناسب نیست و ماده اولیه مهمترین سوغات اردکان، از خارج از کشور (به طور ویژه از پاکستان) و خارج از مرزهای این استان وارد میشود؛ اما آن قدر فراوری محصولات کنجدی در این خطه پررونق است که هر جا نام اردکان میآید، حرف از ارده و حلوا ارده میشود و حتی قرار است به زودی دومین جشنواره ملی فراوردههای کنجدی هم در این شهرستان برگزار شود. ما طی یک روز از سه کارگاه تولید ارده و حلوا ارده دیدن میکنیم؛ از سنتیترین کارگاه گرفته تا صنعتیترینشان و برای اولین بار طعم واقعی انواع ارده، حلوا ارده، حلوا شکری و محصولات کنجدی دیگر را درکمیکنیم.
باغ پسته، به مزرعه عروسکها تبدیل شد
گلخدیجه از شهر به باغ پسته کوچ کرده و ساکن ساختمان محقری در میان باغ شده بود. دلیل این کوچ اجباری هم بیماری همسرش بود. گلخدیجه برای ما که در طبقه دوم خانهاش نشستهایم رو به او و مشتاق شنیدنیم، از سختیها و ناراحتیهایش میگوید و میرسد به آن لحظه خاص که تصمیم گرفت عروسک بسازد. همه غمها و شادیها و رؤیاهایش را گره زد به تاروپود پارچهها و عروسکهای ریز و درشت خلق کرد. آن قدر عروسک ساخت که اسم باغ پستهاش را گذاشتند مزرعه عروسکها و از دور و نزدیک برای دیدن گلخدیجه و عروسکهایش روانه «مزرعه عروسکها» شدند؛ جایی در میانه جاده چوپانان-اردکان که حالا به مقصد گردشگری تبدیل شده و هیچ بینندهای نیست که با دیدنش غافلگیر نشود. برایش صفحه اینستاگرام (farm_dolls_ardakan@) راه انداختهاند و پای گل خدیجه به تلویزیون و تهران هم باز شده است. با گل خدیجه تور مزرعه عروسکها را تجربه میکنیم و یکی یکی برایمان روایتهای هر عروسک را میگوید؛ خیلی سریع! عروسک «پیر خارکن» را میبینیم و اسمش را قبلا در شریفآباد از زبان زنان زرتشتی هم شنیده بودیم وقتی داشتند آجیل مشکلگشا را توضیح میدادند. گلخدیجه درخت نخلی را تبدیل به عروسک کرده و اسمش را گذاشته «سمانه خانم». سمانه خانم که با همسرش اقامتگاه خشت و ماه را در اردکان راهاندازی کردهاند. غلام، عروس کویر، ماهبیبی، شهین و مهین و همسر دوزنیشان، حسنی چاهکن و… تجربه خیلی عجیبی است ملاقات با گلخدیجه و عروسکهایی که حتی شمردنشان هم سخت است! مادر مزرعه عروسکها فقط یک درخواست دارد؛ یک تابلو که سر جاده راه را به علاقهمندان مزرعه عروسکهای اردکان نشان دهد و کمی حمایت تا عروسکهای بزرگی که در باغ گذاشته زیر آفتاب و باد و باران خراب نشوند.
شریفآباد اردکان، جلفای اصفهان است
شریفآباد قبلا روستایی زرتشتینشین بوده و حالا محلهای است در اردکان که علاقهمندان آیینها و میراث زرتشتیان از آن به عنوان مقصد جذابی یاد میکنند. نام شریفآباد همانقدر برای زرتشتیان ایران مهم است که نام جلفای نو برای ارمنیان ایران. در شریفآباد یک نیایشگاه زرتشتی میبینیم و میرسیم به آتشکده شاه ورهرام ایزد شریفآباد که میگویند آتش آن از دو آتش مقدس گرفته شده است. بعد از بافتگردی و پیمودن طول یک قنات زنده با همراهی دو مقنی، به خانه سلامت میرویم تا پای صحبتهای زنان زرتشتی بنشینیم و از زبان مردان مقنی درباره قنات بشنویم و آش شولی خوشمزه بخوریم و کاربافی را تمرین کنیم. نام شریف آباد را اما بعدا باز هم میبینیم؛ مخصوصا بر کتیبهای در نیایشگاهی بر فراز کوه با نام «پیر هریشت»؛ جایی که برای زرتشتیان مقدس است و ردپای داستان ناگفته زنی ساسانی در آن وجود دارد که کوه او را بلعیده تا نجات پیدا کند.
نورآقایی: اردکانگرام یک نقطه آغاز است
در اقامتگاه بومگردی شبستان، چند دقیقهای با آرش نورآقایی که رئیس شورای سیاستگذاری اردکانگرام است، گفتوگو میکنم. صحبتمان از روایت ملاقاتهای پراکنده او با این خطه از سرزمین ایران آغاز میشود و به کتاب کاشان (اهل کاشانم) میرسد؛ کتابی که از انتشار آن به عنوان نقطه عطف زندگیاش در حیطه تولید محتوا یاد میکند و میگوید: «وقتی میخواهید با استاندارد کتابهای مهم گردشگری دنیا (دیکی، لونلیپلنت، نشنالجئوگرافیک و…) تولید محتوا انجام دهید، تازه میفهمید چه چالشهای زیادی بر سر راه تولید محتوای استاندارد، اثرگذار و علمی وجود دارد. مثلا مسجدی به نام مسجد کله در قهرود بود که ویژگیهای فوقالعادهای داشت. من برای عکاسی از در این مسجد چهار بار مراجعه کردم تا بتوانم این عکاسی را انجام دهم. تازه من که با هماهنگیهای محلی و آشناهای متعدد در منطقه قرار بود این کار پژوهشی را انجام دهم با این مشکلات روبهرو شدم.»
دیدارهایی که خیلی طبیعی باید ممکن باشند، ولی برای دستیابی به آنها باید از رانتهای مختلف استفاده کنید؛ یکی از معضلاتی است که نورآقایی از آن به عنوان سد راه تولید محتوای کیفی یاد میکند و البته برای همه ما کاملا ملموس است. او تأکید میکند: «اگر بخواهید خلاق باشید و تولید محتوای استاندارد و علمی انجام دهید، دچار چالشهای جدی هستید. در کتاب کاشان سختی کار تولید محتوا را کاملا درک کردیم؛ مخصوصا که در کتابهای مشابه همه بیشتر از تحقیقات کتابخانهای استفاده کرده بودند؛ ولی اساس کار ما تحقیقات میدانی بود و برای کتاب کاشان 17 بار سفر کردیم و برای اردکانگرام هم بیشتر از 20 بار! گروههای مختلف طی زمانهای مختلف به فواصل مختلف این سفرها را با محوریت تولید محتوا انجام دادند.»
ســرنــدکردن جـــاذبههـــایی که بـــرای گردشگران مناسباند از محتوایی که برای پژوهشگران تهیه میشوند، کار دیگری است که نورآقایی از آن صحبت میکند و میگوید: «شناختی که در این سفرهای متعدد پیدا میکنیم تو را به این نتیجه میرساند که باید تفاوتی بین منابع ارزشمندی که قابلیت معرفی به گردشگر را ندارند، قائل شوی. عقدا در کتاب اردکان [اهل اردکانم] جایگاه دارد؛ ولی واقعیت این است که عقدا منبع گردشگری است و ارزش ذاتی دارد که به ارزش تجاری تبدیل نشده است. اردکان هم همینطور است.»
فقر اطلاعات مستند و علمی، مشکل دیگری است که نورآقایی از آن به عنوان مشکل مهم بر سر راه تولید محتوا یاد میکند و البته صحبتها میرسد به زیرساختهای میزبانی از گردشگران که اندک است و نورآقایی بر لزوم خلاقبودن برای جذب گردشگر هم تأکید میکند و تعریف میکند که در همین سفرها، ایدههایی هم به مسئولان محلی داده که میتوانند میراثشان را با نگاهی نو در معرض دید گردشگران بگذارند؛ مثلا هدایت باد در مسیر ویژه و مهندسیشده در بادگیرها برای تولید «صدای اردکان».
کار متفاوت دیگری که در اردکانگرام انجام شده و نورآقایی بران تأکید دارد این است که شرکتکنندگان طی مدت حضور، خودشان مدیریت هزینه را برعهده داشتهاند و به کسانی که در انتها محتواهای قابلقبولی به دبیرخانه ارائه دادند، کمکهزینهای پرداخت شد. نورآقایی از این رفتار به عنوان حرکتی در راستای احترام به جامعه محلی و توسعه پایدار یاد میکند.
ملاحسینی: «یونان کوچک» را از «موزه عبرت» به «کانون تجربههای جذاب» تبدیل کنیم
رضا ملاحسینی اردکانی را که انجمن چارسوق کویر را هم راهاندازی کرده و در برگزاری اردکانگرام نقش کلیدی داشته است، در اقامتگاه انار عقدا میبینم و از او درباره اهمیت اردکان میپرسم. ملاحسینی که 20 سال است در اردکان زندگی نمیکند اما همه این سالها برای حفاظت از میراث منطقه و معرفیاش تلاش کرده است، میگوید: «اردکان از حوالی سالهای 86، 87 کمکم معرفی شد. چون اعتبارات مناسبی تخصیص داده شده بود و مرمتهایی در بافت توسط شهرداری و میراث شروع شد.» او از پروژه پردیسان تحت نظارت صندوق احیای میراث فرهنگی یاد کرد که معطل مانده بود؛ ولی اخیرا با سرمایهگذاری چادرملو قرار است به احیای بافت تاریخی و تبدیل برخی از خانههای تاریخی به مجموعههای اقامتی بپردازد. ملاحسینی از پروژهای که به تربیت راهنماهای محلی برای اردکان در نوروز 88 پرداخت و برگزاری هشت دوره اردکانشناسی به عنوان اقداماتی که طی دهههای گذشته در حوزه معرفی اردکان انجام شده، یاد کرد.
او از اقدامی گفت که طی آن برداشت تمام بناهای 50 هکتار بافت تاریخی اردکان و شناسنامهدارکردنشان صورت گرفت؛ اقدامی که در پی راهاندازی مرکز پایش و بانک داده انجام شد و حوالی سال 94 این اقدامات به خارج از حصار بافت هم تسری پیدا کرد. به روایت او، در بافت تاریخی اردکان از بناهای دوره ایلخانی و آلمظفر تا قاجار و پهلوی میتوانید ببینید و قدیمیترین اثر در شهر اردکان مربوط به قرن ششم است که یک سنگ مزار است. به گفته ملاحسینی در کتب تاریخی اسم اردکان از قرن هفتم به بعد آورده شده اما از خرانق و عقدا و میبد اسامی وجود داشته است. اولین بار هم به واسطه ورود صوفی معروف (دادا محمد که از اصفهان میآید)، اسم اردکان در کتب تاریخی مطرح میشود. محله شیخداد یزد و مجموعه بندرآباد در رستاق ردپای او را در خود دارد. اوج اعتبار اردکان از صفویه به بعد و به خصوص در دوره قاجار است.
اردکان، مانند همه شهرهای کویری مظهر تمدن کاریزی است؛ سازگاریشان با محیط، بهرهمندی از طبیعت و توان اکولوژیک و مدل بومی ویژهشان بسیار قابل توجه هستند. او اضافه میکند: «یکی از القاب اردکان، یونان کوچک است که از دوره صفویه به دلیل حضور فلاسفه و فضلا و منجمان و… به آن اطلاق شده است. حتی نقل شده که زبان مردم کوچهوبازار زبان ریاضی بوده است.»
او از اردکان به عنوان «موزه عبرت توسعه ناپایدار» یاد و تصریح کرد: «هر شهری که آرزو دارد توسعه صنعتی پیدا کند، بیاید محیط زیست و تغییرات فرهنگی اردکان را ببیند. ما الان دنبال این که اردکان مقصد گردشگری اول کشور شود نیستیم. میخواهیم اردکان به کانون تجربه تبدیل شود. گردشگری اصولی و پایدار اتفاق بیفتد و به اندازه خودش شناخته شود.»
عالمنژاد: منظر فرهنگی اردکان را به گردشگران معرفی کنیم
علیرضا عالمنژاد، را در اقامتگاه خالومیرزا در عقدا، میبینم وقتی جلسه داوری تمام شده و قرار است دقایقی در این اقامتگاه ایلخانی جذاب، به گفتوگو بپردازیم. عالمنژاد صحبتهایش را با تأکید بر لزوم دستیابی به شناخت و فهم درستی از مقصد گردشگری به عنوان پایه و اساس تولید محتوای درست، صحبتهایش را آغاز میکند و میگوید: «وقتی بر اساس مطالعه به تحلیل درستی از مقصد منتخب رسیدیم، میتوانیم به شناخت دقیقتری برسیم. ببینید، خیلی از ما به میمند سفر کردهایم؛ ولی وقتی میخواهیم دلیل ویژهبودن این منطقه را توضیح بدهیم اگر شناخت دقیق نداشته باشیم، درمیمانیم. تعریف ثبت جهانی میمند این است که منظر فرهنگی میمند ثبت جهانی شده؛ یعنی صرف خانههای دستکند نبوده که اینجا ثبت جهانی شده، زندگی که در تابستان و زمستان داشتهاند، باغها و محصولات کشاورزی و صنایع دستیشان همه مختصات زندگی ویژه میمند را تشکیل میدهند.»
عالم نژاد تأکید میکند: «وقتی میگوییم شهرستان اردکان شامل سه بخش است، باید به منظرهای فرهنگی این منطقه هم توجه کنیم و تعاملهایشان را در نظر بگیریم. مثلا جالب است که اردکان و میبد فاصله خیلی کمی دارند ولی بسیار با هم متفاوتاند. اگر آدمهایی باشند که عمیقتر این مسائل را تحلیل کنند و پیوندی میان مطالعات مستند کتابخانهای با مطالعات میدانی و تاریخ شفاهی ایجاد کنند، تولید محتواهای ارزشمندی حاصل میشود.»
علیرضا عالمنژاد را به تورهای گردشگری ویژهاش میشناسیم که در آنها محوریت با داستانگویی است و گردشگر با لایههای مختلف مقصد گردشگری و داستانها درگیر میشود. از او میخواهم درباره این گونه تجربههایش در اردکان بگوید. او البته این کار را منوط به صرف زمان کافی برای شناخت لایههای مختلف اردکان، تحلیل و روایت قصهها میداند و البته نقبی به یک تجربه شخصی میزند: «من میتوانم بگویم چیزی در اردکان دیدهام که شاید بتوانم بگویم فقط من دیدهام و همراهانی که با من بودند. آن هم یک پلاک است. حدود 90 سال پیش اداره ثبت املاک کشور پلاککوبی میکند و در خیلی از شهرها هنوز هست. حالا من در هر شهری میروم به دنبال پلاکهای 90 ساله میگردم. پریروز یک دانه از این پلاکها را در اردکان پیدا کردم. ببینید، خود این ماجرا یک قصه است که میشود دربارهاش با گردشگران صحبت کرد.»
جان کلام عالمنژاد در این گفتوگو این بود که هر شهری اگر میخواهد کار ویژهای در گردشگری انجام دهد باید افراد اهل دلی را تربیت کند یا افراد متخصصی را دعوت کند تا با شناخت و تحلیل لایههای مقصد، به داستانهای جذاب و روایتهای ویژه دست یابند که بتوانند با ایجاد اتصال میان ابنیه و جاذبهها از یک سو و منظر فرهنگی و قصههای نهان شهر از سوی دیگر، توجه گردشگران بیشتری را جلب کنند و به مقصد گردشگری جذابتری تبدیل شوند.



