به گزارش اصفهان زیبا؛ در این دنیا صحبت از آدمهایی است که اهداف متفاوتتری نسبت به بقیه دارند. این مدل انسانها در تلاشاند جهان بهتری برای امثال خود بسازند؛ هدفی که موجب سعادت خود و افراد دیگر است. آنها از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند و خالصانه برای رسیدن به خانه آخر قدم برمیدارند. این اشخاص گاه به مجموعهای تبدیل میشوند که در کنار هم بدون هیچ چشمداشتی با شوق مضاعف به سمت هدف اصلی میروند.
آدمهایی که با نیت قلبی مخصوص در کنار هم جمع شده و دیگر فعالیت و هدفهای خود را بهگونهای دیگر توصیف میکنند. یکی از این مجموعهها، کانونهای فرهنگی هستند که فعالیتهای متفاوتی دارند. ازجمله کانون فرهنگیهنری حضرت زهرا (س) که چند سالی است شبوروز خود را با آن گذراندهام.
در سختی و خوشی کنار هم بزرگ شدیم
مثل این سه سال، برای انجام کاری به سمت کانون حضرت زهرا (س) واقع در محله کردآباد روانه شدم. در مسیر چندسؤال مهم به ذهنم خطور کرد. آنها را به ذهنم سپردم تا سر فرصت جوابی برایشان پیدا کنم. در همین فکرها بودم که به نزدیکی کانون رسیدم. ورودی کانون حالت راهرومانند دارد که به هنگام عبور باغچه کوچک کانون هر چشمی را به خود جذب میکند. پلههای ورودی را بالا رفتم و درب اصلی را باز کردم.
بهمحض ورود، کادر کانون را دیدم که برای جلسه آماده میشدند. بعد از سلام و احوالپرسی با بچهها صحبت را تمام کردیم تا جلسه شروع شود. جلسه درباره برنامههای اجرایی و مناسبتهای مذهبی در طول سال بود؛ چراکه همه فعالیتکردن در چنین ایامی را وظیفه اصلی خود میدانستیم. مسئول کنونی کانون، الهه عبداللهی، بعد از شروع جلسه از ما میخواهد که ایدههایمان را برای مناسبت پیش رو بگوییم تا بهترین آن را باهم انتخاب کنیم.
هرکسی ایده خود را میگوید و طبق معمول ترکیبی از ایدهها انتخاب میشود. نتیجه این سالها نشان میدهد بهترین کارهای ما ترکیبی از ایدههای کادر کانون بوده است.
بعد از یکساعتونیم صحبت بیوقفه جلسه که به پایان رسید، به سمت مسئول و مربی کلاسهای کانون رفتم. درباره محتوای جلسه بعدی کلاس برای کودک و نوجوان کانونی، کمی باهم صحبت کردیم. تصمیم گرفتیم چگونه و باچه روشی محتوا را برای کانونیها ارائه دهیم تا جذابیت بیشتری داشته باشد. تصمیم که گرفته شد، به سمت عبدالهی رفتم و به او گفتم: «وقت دارید کمی درباره کانون باهم صحبت کنیم؟»
او سری تکان داد و گفت: «کمی صبر کن الان میآیم.» به سمت بچهها رفت و پس از خداحافظی پایانی، به سمت من آمد. اولین سؤالم را اینگونه پرسیدم: از چه سالی کانون حضرت زهرا (س) تأسیس شد و بهطور رسمی فعالیت خود را شروع کرد؟
او گفت: «کانون فرهنگیهنری حضرت زهرا(س) تقریبا از سال ۱۳۸۴ تأسیس شد. در سال ۱۳۹۲ مجوز خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میگیرد و فعالیت خود را شروع میکند؛ اما کانون به همین محیط محدود نمیشود و فعالیت خود را در بنیاد خیریه المهدی هم آغاز میکند. کانون حضرت زهرا (س) در بنیاد المهدی هم پرونده فعال دارد و در سال ۱۴۰۲ یکی از برترین کانونها در بنیاد المهدی شناخته شد. لازم به ذکر است که عمده فعالیتهای مجموعه مختص کودک، جوان و نوجوان است.»
سؤال بعدیام را اینگونه از او پرسیدم: فعالیت کانون از همان اول مختص چه سنی بود؟
پاسخ او به من این بود: «از ابتدا فعالیت کانون مختص جوانان و نوجوانان بود؛ ولی الان بین کانونیها کودکی میبینیم که به انتخاب خود در کانون حضور پیدا میکند. البته الان عمده افراد کانون همان جوان و نوجوان است.»
برایم جالب بود که بدانم از بین تمام فعالیتهای کانون، کدام فعالیت برای او بارزتر است و این سؤال را از او پرسیدم.
در جواب گفت: «فعالیتهای کانون در چندسال اخیر، مذهبی، فرهنگی، تفریحی و… بوده است که بهواسطه همین فعالیتها افراد زیادی به کانون جذب شدند. این فعالیتها شامل کلاسهای فرهنگی و مذهبی برای تقویت روح، اوقات فراغت سالم، دوستی کانونیها با امامزمان (عج)، اردوهای درونشهری و برونشهری برای کانونیها، اهدای جایزههای کوچک و بزرگ… است و بارزترین آنهاست؛ اما اصلیترین و جدیدترین فعالیت کانون حضرت زهرا(س) کارآفرینی است.»
حرفش را تأکید میکنم: بله! درست گفتید. در این چند سال این اتفاق جدیدترین اتفاق بوده است. در حال حاضر که کانون تقریبا درآمد دارد؛ اما قبلا که درآمدی نداشت بودجه موردنیاز خود را چگونه تهیه میکرد؟
عبداللهی تصریح کرد: «کانون قبلا بودجه خود را برای برنامهها، از مسجد نورالله و خیران تهیه میکرد. البته کانونو مسجد نورالله همچنان از هم جدا نیستند و با هم در راستای یک هدف حرکت میکنند؛ اما امروز کانون بهجز اینها از دو راه دیگر درآمد دارد؛ اولین آن برگزاری کلاسهای تربیتی، مذهبی و تفریحی است که اینها شامل دورهها، اردوها، کلاسهای تابستانه، کلاسهای تقویت دروس و… میشود. مورد دوم، کارآفرینی است. کارآفرینی این مجموعه،با ساخت و تولید وسایل مذهبی شروع شد؛ البته ناگفته نماند چندسالی است بنیاد برنامههای مذهبی دارد که کانونها با اجرای این فعالیتها حوالهای دریافت میکنند. این حوالهها برای خرید جوایز بیشتر برای جوانان و نوجوانان است.»
به یاد میآورم که از آغاز فعالیت کادر کانون، از بچهها خواسته شد هدف اصلی خود را مشخص کنند. از او میپرسم به نظر شما هدف اصلی کانون چیست؟
مسئول کانون خاطرنشان کرد: «هدف اصلی و مقصد واقعی کانون چندمورد است. ما در کانون تمام تلاشمان را میکنیم تا بچهها اسلام را بهدرستی بشناسند. در کنار این اهداف، بچهها میتوانند سالمترین اوقات فراغت را در کانون تجربه کنند و در یک محیط سالم نکتههای جدید یاد بگیرند و به دیگران آموزش دهند. با این آموزشها بهعنوان افرادی اجتماعی و آگاه به خوب و بد دنیا، در راستای اهداف خود قدم برمیدارند.»
با خودم فکر میکنم که واقعا کادر کانون خیلی تغییر کرده است. چقدر خودمان تغییر کردهایم!چقدر در کنار هم باتجربه و بزرگتر شدهایم! در این چند سال که در کنار کادر کانون بودم، دیدم که چه سختیهایی را در راه خدا به جان خریدند تا بهترین اتفاق برای کانون باشد.
در کنار هم بودیم. در کنار هم به خاطر نداشتن بودجه و جشننگرفتن ناراحت شدیم. در کنار هم بانی و خَیر پیدا کردیم. در کنار هم بودیم وقتی بعد از چند سال شکل ظاهری کانون تغییر پیدا کرد و دیوارها و پردهها را نو کردیم.
وقتی کتابهای بیشتری برای کتابخانه کوچک کانون خریدیم. در کنار هم بودیم وقتی خودمان برای بچهها رزق و هدیه تهیه میکردیم. در کنار هم بودیم وقتی خودمان از خوشحالی و لبخند بچهها عکس گرفتیم. اکنون ما چند دختر کانونی هستیم که در کنار هم تمام تلاشمان را میکنیم تا به هدف اصلی برسیم. در این راه سختیها را به جان میخریم و با یاری خدا پرقدرت ادامه میدهیم.



