به گزارش اصفهان زیبا؛ در ماهیت «نگارگری» رازی وجود دارد که ذات این هنر را از دنیا و هر آنچه مربوط به آن است جدا کرده و به سمت آسمانها سوق میدهد. نمیتوان بهسادگی از تأثیر نقش و نگارههای خلقشده در این فضا، بر ذهن کنجکاو و بینهایت طلب انسان گذشت. بدونشک هنر نگارگری با ارادتی که از بن جان به مفاهیم عمیق الهی دارد، یکی از مقدسترین هنرهایی بوده که توسط انسانهایی با روح بزرگ به جا مانده است.
کمتر اصفهانیای است که استاد رضا بدرالسما، نگارگر بزرگ این شهر را نشناسد. این استاد فروتن جهان هنر، سالیان سال است که هنر ارزشمند خود را وقف خلق آثاری فاخر با محوریت اسلام، ایران و اصفهان کرده است؛ آثاری که هم در کیفیت و هم در کمیت، از دید بسیاری از اساتید حاضر در این حوزه بینظیرند. میتوان گفت با وجود چنین شخصیتهای برجستهای در زمینه هنر نگارگری، چشمه این هنر در شهر ما، هرگز نخواهد خشکید؛ درست برعکس زایندهرود!
وجود هنرمندانی در سطح استاد بدرالسما بدونشک سرمایهای بزرگ برای هر ملت است. اگر فرهنگ را مهمترین عنصر هر کشور بدانیم، قطعا هنرمندان بزرگ با خلق آثار منحصربهفرد خود نقش بسزایی در تبیین و گسترش فرهنگ دارند. در ادامه «اصفهان زیبا» با این نگارگر برجسته اصفهانی به مصاحبه پرداخته است.
به نظر شما نگارگری چگونه میتواند با مسائل روز ارتباط برقرار کند؟ شما چگونه جهان امروز را با هنری اصیل بیان میکنید؟
در هنر والای نگارگری، توانایی بسیار زیادی در ارتباط با جهان اطراف وجود دارد. درواقع به کمک این هنر میتوان مفاهیم عمیق را بهخوبی بیان کرد و همچنین میتوان با کمکگرفتن از جذابیتهای موجود در این فضا، به بیان خلاقانه مسائل روز پرداخت. خوشبختانه دست ما نگارگران برای خلق اثر و مفهومی که میخواهیم به مخاطب انتقال پیدا کند، باز است. البته این موضوع مستلزم مهارت زیاد هنرمند است که بتواند آنچه در ذهن خودش ایجاد میشود را بهصورت یک نگاره درآورد و به نمایش بگذارد.
درباره ایده تابلو «هل من ناصر ینصرنی» بفرمایید. تکنیک خلق این اثر چگونه بوده است؟
ما در نگارگری معمولا با گواش، آبرنگ، رنگهای آکریلیک و رنگهایی که بهتر در آب حل میشوند به خلق آثار میپردازیم. من معتقدم در هنر والای نگارگری، تکنیکهای گوناگون خیلی موضوع اصلی ما نیستند؛ بلکه موضوع و درونمایه یک نگاره است که چگونگی طرح و بیان آن اهمیت دارد. درواقع هنرمند باید با تمرین و تکرار زیاد بتواند موضوعی را که در ذهن خود دارد به یک اثر فاخر تبدیل کند. خوشبختانه هنر نگارگری این خاصیت را دارد که در بیان مفاهیم، بسیار منعطف و حالتپذیر است.
نگاره «هل من ناصر ینصرنی» با تکنیک گواش و آبرنگ خلق شده است و موضوع آن یاریرساندن حضرت اباعبدالله (ع) است که در حقیقت همان یاریدادن اسلام و پیامبر خاتم (ص) خواهد بود. این موضوع بسیار مهم است؛ چراکه پس از رحلت پیامبر ما و با رویکارآمدن بنیامیه، انحراف در مسیر مسلمانان ایجاد شد و به همین دلیل بوده است که امام حسین(ع) فرمودند: «اگر قیام نکنم دیگر نامی از اسلام جدم باقی نمیماند.» از طرفی، نبی مکرم اسلام نیز میفرمایند: «حسین از من است و من از حسین هستم.»
در این نگاره بیان میشود کسانی که راه پیامبر اسلام را ادامه میدهند، باید به یاری امامحسین(ع) بشتابند. نماد این افراد در جامعه کنونی ما شهدا هستند و ما سعی کردیم در نگاره خود از آنها یاد کنیم. در این اثر تلاش شده است که نشاط نیز به نمایش گذاشته شود و با حرکتی که در این تصویر نمایان است، سعی میشود جوانی که شور و هیجان دارد را به نمایش بگذاریم. در این اثر تلاش کردیم از لباس معاصر استفاده کنیم و حرکت جریان عاشورا نیز در خطوط دورانی این نگاره و پرچمی که در دست آن رزمنده است، بیان شده است.
نگاره میلاد امام حسن عسکری(ع) چگونه خلق شد؟
خوشبختانه مدتهاست که این توفیق را داشتهام نگارههای متعددی را برای چهارده نور الهی خلق کرده و آثارم را به پیشگاه این معصومین تقدیم کنم. اثر مربوط به میلاد امام حسن عسگری(ع) نیز با همین نیت کشیده شده است. امیدوارم همانگونه که نام این امام بزرگوار زیباست، ما نیز بتوانیم اثری با زیبایی مطلوب ایجاد کنیم.
این اثر با الهام از نقوش نگارگری ایرانی کار شده و همچنین در این تابلو، تلفیقی از سنت و رئال دیده میشود. بههرحال این اثر به مناسبت میلاد امام حسن عسگری(ع) کار شد و امیدواریم توفیق خلق آثار بیشتری را در این زمینه داشته باشیم.
فکر میکنید زندگی و شخصیت امام حسن عسگری(ع) چقدر در آثار هنرمندان نمایان شده است؟
متأسفانه درباره امام حسن عسگری(ع) آثار زیادی دیده نمیشود. بههرحال من امیدوارم به لطف پیروزی انقلاب اسلامی و خون شهدای گرانقدر، بتوان آثار متعددی ازایندست خلق کرد. هرچه بتوانیم آثار بیشتری درباره معصومین(ع) داشته باشیم، بیشتر از گذشته به بیان کلام و راه این بزرگواران به زبان هنر نزدیک خواهیم شد.
برای خلق جزئیات نگارههای آیینی خود، از چه مفاهیمی الهام میگیرید؟ آیا این جزئیات و حواشی بهکاررفته در آثار شما طبق اصولی ثابت خلق میشوند یا بر اساس ذوق عرفانی و هنری شما؟
من معتقدم خود معصومین(ع) به هنرمندان در خلق این سبک از آثار هنری یاری میرسانند. درواقع باید توجه کرد که برای خلق آثار آیینی، کافی است قلم را برداریم و از خداوند کمک بخواهیم تا ما را در پیادهکردن تکنیکها و اصول هنری خود یاری دهد. پس اگر هنرمندی تنها به امید الهامشدن مفاهیم باشد و دست به خلق اثر نزند موفق نخواهد شد؛ بلکه الهام و یاری خداوند در صورت تلاش و اقدام هنرمند است که به یاری او خواهد آمد. فراموش نکنید بالاترین پاداش یک هنرمند، لذتی است که از دیدن اثر خودش تجربه میکند.
در درجه اول سعی میشود با توجه به شناختی که نسبت به نگارگری اولیه وجود دارد و با بهکارگیری اصول ثابت آن و همچنین اصول طرحشده در نقوش مرجع گذشته، اثر جدیدی را خلق کنیم. البته این نکته بسیار مهم است که خود اصول هنر نگارگری برگرفته شده از خلقت خداوند است؛ چراکه یک نگارگر در درجه اول، آفریدههای خداوند را به تصویر میکشد. پس نگارگری در مسیر حرکتی است که مخلوقات به سمت پروردگار دارند. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «انا لله و انا الیه راجعون»؛ یعنی همه از خدا هستیم و اگر به این دنیا آمدهایم برای این هدف است که نهایتا به خالق خود بازگردیم و اصطلاحا از کثرت به وحدت برسیم. نگارگر باید مخاطب خود را به سمت این هدف بکشاند و این همان مسیری است که ما هر روز در نمازهای خود از خداوند متعال طلب میکنیم.
شمـا نگارههـایی با محوریت شاعران ایرانی خلق کردهاید. از دغدغه خود برای خلق این آثار بفرمایید. تصویر ذهنی شما از این شاعران چگونه ایجاد میشوند؟
وقتی اشعار شعرای ایرانی را مطالعه میکنیم، انگار خودبهخود یک تابلویی مقابل چشمان ما نقش میبندد و این ذهنیت نتیجه تصویرسازی ذهن ما در اثر مطالعه مفاهیمی است که شاعر در شعر خود قرار داده است. از طرفی، هنرمندان ما آثار متعددی را درباره شاعرانی همچون سعدی، مولانا، حافظ، فردوسی و خیام کار کردهاند. مخصوصا درباره حضرت حافظ آثار و نگارههای زیادی مشاهده کردهایم. به نظر من همانگونه که وقتی به اشعار حافظ مراجعه میکنیم و با خواندن این اشعار به حالات گوناگون خود پی میبریم، برای خلق چنین آثار هنری نیز میتوان از این شعرای بزرگ که با عالم بالا ارتباط دارند، کمک بگیریم.
برای من الهامگرفتن از شعرهای حضرت حافظ بسیار لذتبخش است. برای مثال وقتی این بیت را میخوانید: «آخرالامر گل کوزهگران خواهی شد/ حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی»؛ به مفاهیم بسیار والایی دست خواهید یافت. حافظ در این بیت تلاش میکند همان مفهوم بازگشت همه بهسوی خداوند را بیان کند و همچنین به انسان توصیه میکند که در این دنیا ظرف وجودی خود را پر از معرفت الهی کند. به تصویرکشیدن چنین مفاهیمی با کمک هنر نگارگری بسیار لذتبخش خواهد بود.















