به گزارش اصفهان زیبا؛ اسلام نهاد خانواده را بهمثابه شاهراه اصلی رسیدن انسانها به کمال دانسته و رستگاری و پیشرفت و امنیت جامعه را در گرو سلامتی و پویایی خانواده میداند؛ لذا در معارف و آموزههای اسلام، بهمنظور حفظ این نهاد توصیههای فراوانی در حوزههای گوناگون ارائه شده است.
ازسوییدیگر، در آیات قرآن کریم و سیره حضرات معصوم(ع)، زن بهعنوان محور خانواده، جایگاهی والا و مبرز دارد؛ چنانکه در قرآن کریم، آنگاه که از تحقق آرامش و سکون برای انسانها سخن به میان آمده، از زن بهعنوان آرامشدهنده یاد شده است. از منظر دین اسلام، زن بیشترین نقش را در احیای منزلت و قداست خانواده ایفا کرده و در حفظ کیان، آرامش و امنیت روانی آن نقشی بیبدیل برعهده دارد.
همین جایگاه ویژه و ممتاز خانواده و زن در تربیت نسلی مؤمن و کارآمد سبب شده تا دشمنان پیشرفت و ترقی این مرزوبوم، در پی فروپاشی این نهاد مقدس برآیند و با تقدسزدایی از مفهوم خانواده و ازبینبردن کارکردهای مطلوب آن، به ساحت معظم آن دستدرازی کنند. نمونهای از این کارشکنیها، ایجاد تغییر در سبک معماری و شهرسازی ممالک اسلامی بود که به تغییر سبک زندگی زنان، بهعنوان محور نهاد مقدس خانواده منجر شد. زیست عفیفانه، آرام و باوقار بانوان که در سایه سبک معماری اسلامی پدید آمده بود، با دستدرازی بیگانگان و مدد مدرنیته و منفعتهای اقتصادی با چالشهایی همراه شد که بهمرورزمان به تغییر سبک زندگی زنان انجامید.
معماری اسلامی
معماری اسلامی همواره تجلی مفاهیم و آموزههای دینی و در پی حفظ حریم انسانها بوده است. یکی از اصول مهم این سبک معماری، ساخت بنا بر پایه حفظ حریم و حجاب بانوان و صیانت از حرمت زنان است. در خلق فضاهای معماری اسلامی، مراعات اصل حجاب در سطوح مختلف بهطور کامل لحاظ میشود؛ چنانکه در ساخت بناها به حجاب دیداری و صوتی و رفتاری توجه ویژهای شده و حریم دیداری و شنیداری ساکنان بهطورکامل حفظ میشود.
سرایی امن، بر مبنای آموزههای دینی
توجه به باطن و درون یکی از خصیصههای مردمان قدیم این سرزمین بود. آنها ارزش و منزلت انسانی را وابسته به درون و نهاد بشر میدانستند و توجه به ظاهر افراد، جایگاهی در اندیشه و قضاوت آنها راجع به دیگران نداشت. این خصلت در معماری مردمان گذشته نیز بهوضوح دیده میشود. در معماری گذشتگان، توجه به درون خانه، بیش از بیرون آن ارزشمند بود و به نمادهای خارجی خانه عنایتی نمیشد. این امر برخاسته از فرهنگ تواضع و نداشتن تفاخر و مبتنی بر آموزههای دینی بود. دیوارهای خارجی خانهها، تنها با کاهگل یا آجر پوشیده میشد؛ بهطوریکه نمای خارجی خانه ثروتمندان دقیقا همانند نمای خانه عامه مردم و حتی فقرا بود و سکوت و آرامشی را به رهگذر هدیه میکرد. مؤلفههایی چون حفظ حیا، نداشتن تفاخر، ریا و خودنمایی، پرهیز از برهنگی، پرهیز از استعمال سازههایی که منجر به رشد خودپسندی شود، در ساختمانهای درونگرای ایرانی اسلامی، بهخوبی دیده میشد.
محصول معماری اسلامی، خانههای درونگرایی بود که پاسخی به نیاز سیر در انفس و درون خویشتن محسوب میشد و با تعالیم قرآنی، همچون آیه ۵۳ سوره فصلت، کاملا همسو و همراه بود. خانههای درونگرا در عین اینکه مانند حصاری از زیست عفیفانه محافظت میکرد، خود جهانی کوچک بود که خانواده را دربرمیگرفت. حیاط خانه کثرتها را وحدت میبخشید و آب مانند آیینه، آسمان زندگی را تطهیر میکرد. هشتی، فضایی تنگ و نیمهتاریک بود که پس از کوچه و درِ ورود به خانه بنا میشد و رابطه بین بیرون و اندرون و حریم زندگی را تنظیم میکرد. فضای باز، نیمهباز و بسته در خانههای اسلامی نماد تسلسلی برای سکوت، مکث، عبادت و اندیشه بود که آدمی را به عالم والا سوق میداد.
در خانههای سنتی ایران براساس آموزههای دینی، اسراف و مصرفزدگی به حداقل میرسید و ایرانیان با استفاده از انرژیهای طبیعی چون انرژی خورشید و باد، مصرف انرژی فسیلی را به حداقل ممکن رسانده بودند. آنها با طراحی سازههایی همچون سقف گنبدی، سرداب، بادگیر و … دمای مناسب در هر فصل را با کمترین مصرف انرژی تأمین میکردند.معماران با ساماندهی اجزای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا، فضای داخلی ساختمان را از فضای بیرونی جدا میکردند و تنها یک هشتی، این دو را بههم پیوند میداد. خانهها دو سکوی متفاوت در ورودی خانه داشتند. درهای ورودی دارای دو کوبه جدا، ویژه مردان و زنان بود. دو دالان جدا از هم وجود داشت که یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش درونی خانه به هشتی راه داشت. این دالانها طولانی و پیچدرپیچ ساخته میشد تا با حفظ حریم ساختار بیرونی و اندرونی خانهها، به حفظ بهتر حریم بانوان منجر شود. اندرونی جایگاهی برای زندگی آسوده خانواده بود و افراد غیرخانواده و غریبه بدان راهی نداشتند. بیرونی ویژه مهمانان بود که جداگانه پذیرایی میشدند. علاوه بر ویژگیهای فوق، بهمنظور رعایت مسائل بهداشتی و حرمت انسانی، سرویسهای بهداشتی، در دورترین نقطه خانه ساخته میشد که منطبق بر دستورات دینی بود.
مدرنیته و تغییر سبک معماری
مدرنیته که بهدنبال انقلاب صنعتی و با توسعه تکنولوژی پدید آمد، همه زمینههای فعالیتهای انسانی را تحت تأثیر قرار داد. گستره این تغییرات از صنعت به معماری و از معماری به هنر و درنهایت به شهرسازی و سبک زندگی انسانها رسید. مدرنیته در ایران نیز سبک و سیاق معماری و شهرسازی و درنهایت سبک زندگی را هدف قرار داد و تعاملات انسانها را به واسطه تغییر در فرم و شکل شهر، کاهش داد.
بهدنبال سفرهای اروپایی ناصرالدینشاه قاجار و اشتیاق او بر تقلید از ظواهر تمدن غربی، معماری درونگرای ایرانیاسلامی بهمرور جای خود را به معماری برونگرایی غربی داد و بخشهایی از ساختمان خانه، همچون اندرونیها و هشتیها که نقش حافظان حریم خانه را برعهده داشتند، از نقشه خانهها حذف شد. پساز آن و در دوران پهلوی، جریان معماری مدرن اروپایی رواج یافت و معماران آن دیار شروع به ساختوساز در ایران صاحبتمدن کردند. آنها ابتدا بناهای دولتی را میساختند؛ اما بهمرور، تأثیر سبک معماری ناخوانده غربی بر بناهای مسکونی نیز دیده میشد. با تغییر مدل شهرسازی و ایجاد مسکن در اطراف خیابانها و تغییر الگوی مسکنسازی از درونگرایی به برونگرایی، اولین تغییرات سبک زندگی در راستای کمرنگکردن بعد حریم خانوادهها، در حوزه معماری و شهرسازی آغاز شد.
معماری مدرن و پیامدهای آن برای بانوی ایرانی
اعمال سیاستهای نوسازی جدید، ساختار شهری و نهادهای مدنی در ایران را دستخوش تحولات گستردهای کرد و منجر به دگرگونی سامانه کالبدی شهر و سبک زندگی مردم شد. این تحولات، ابعاد مختلفی همچون برونگراشدن معماری خانه، کمشدن مساحت آن، کاهش جمعیت ساکن در خانه و ازهمگسیختگی روابط محلهای را در پی داشت. معماری اسلامیایرانی که تا قبلاز این، آمیخته به هنر و براساس نیازهای ساکنان و آداب اسلامی بود، جای خود را به انبوهسازی مدرن داد و تأمین نیازهای روحی و جسمی ساکنان، خصوصا زنان، تحتالشعاع سود بیشتر قرار گرفت.
تغییرات بنیادی در سامانه کالبدی شهر در بخشهای مسکن، تجهیزات شهری، حملونقل و … به وجود آمد. بهتدریج و به بهانههای اقتصادی، راهروها و فیلترهایی که حریم دیداری و شنیداری ساکنان خانه را تأمین میکرد، بهطورکلی حذف شد. مهمانخانه، نشیمن و آشپزخانه به اتحادی ناهمگون رسید و پنجرههای دو واحد آپارتمانی کاملا روبهروی هم قرار گرفت؛ بهطوریکه ساکنان خانه، خصوصا بانوان، برای حفظ حریم خصوصی ناچار به استفاده دائمی از پردههای ضخیم شدند.
دربهای ورودی آپارتمان نیز بهگونهای تعبیه شده که با گشودهشدن آن، مرکز و قلب خانه، برای هر ناظر بیرونی مکشوف خواهد بود. این تحولات معماری تأثیرات عمیقی بر زندگی زنان گذاشت و چالشهایی را برای زیست مؤمنانه آنها ایجاد کرد. برای نمونه، در زندگی آپارتماننشینی، فضایی برای استفاده و حضور آزاد زنان در فضایی بدون سقف و بهرهمندی از طبیعت منظور نشد و زنان برای استفاده آزادانه از نور و هوای مناسب در محدودیت قرار گرفتند. تبدیلشدن حیاط خانه از یک فضای کاملا خصوصی و امن به یک فضای عمومی در مجتمعهای مسکونی و اشراف خانههای مجاور یا مشاعبودن آن با دیگر ساکنان، رعایت پوشش شرعی را در همه فضاها بر زنان ملزم کرده و این موضوع احتمالا تأثیر منفی در نگرش دختران به حجاب خواهد داشت و در درازمدت به نارضایتی آنها از حجاب بهعنوان عامل محرومیتزا در استفاده از فضای طبیعی میانجامد.
ازسوییدیگر، معماری مدرن که ازهمگسیختگی روابط محلهای را نیز درپی داشت، فعالیتهای اجتماعی زنان را هم تحتتأثیر قرار داد. در روزگار قاجار، سبک زندگی عموم مردم در خانهها دستهجمعی بود. مساحت خانهها زیاد بود و چندین خانوار در کنار یکدیگر زندگی میکردند و زن در خانه در فعالیتهای اجتماعی مشترکی همکاری میکرد. گسترش آپارتماننشینی، روابط اجتماعی گذشته را سست کرد و زندگی و خواست فردی، بر زندگی و خواست جمعی مقدم شد و محلههای نوساز یا بازسازیشده از وجود زندگی محلهای خالی شد.
در جامعه امروز مردم بهمثابه افرادی منفرد در شهر پراکنده هستند و هرکدام بهدنبال کار و مشکلات خود بوده و فضایی نمییابند که در آن درنگ کنند تا دیگری و دیگران را ببینند و کشف کنند. این زندگی منفرد مخاطرات بسیاری را هم برای خانواده و هم برای زنان سرزمینمان در پی خواهد داشت.



