به گزارش اصفهان زیبا؛ من «الکساندرا یارمولسکا ریماشوسکا» هستم. اوایل اردیبهشت ماه سال 1323 شمسی بود که من به همراه چند صد کودک لهستانی دیگر، از میانه جنگجهانی دوم به اصفهان فرستاده شدیم. اگر بخواهم اصفهان را توصیف کنم، باید بگویم شهری است در دامنه کوهها و در نزدیکی کویر که رودخانه زیبا و حیاتبخش زایندهرود از میان آن میگذرد. گنبدهای آبی مساجد، بازارها و کاروانسراهای قدیمی، کاخهای شاهان صفوی و عبور کاروانهای شتر از میان شهر، جلوهای از سرزمینهای پر رمز و راز شرقی را به این شهر میبخشید.
درعین حال، در خیابانها و کوچههای اصفهان، ماشینهای بزرگ فورد و کادیلاک آمریکایی، درحالیکه مردان ایرانی به همراه زنانشان، پوشیده در جامههای فاخر پاریسی در آن سوار هستند، با سرعت از کنار قاطرهای بارکش و درشکهها میگذرند. بعضی مردها، عمامههای سفید و سبز بر سر دارند. زنان معمولا چادرهای تیره رنگ بر سر میکنند. اصفهان شهر بزرگی است با خیابانهای عریض اصلی و خیابانهای فرعی که بهخصوص در مرکز شهر به کلاف درهمپیچیدهای از کوچههای باریک ختم میشود.
امکان گمشدن غریبهها در این کوچههای پیچدرپیچ بسیار زیاد است. حیاط خانههای کوچک و بزرگ شهر، معمولا به باغ و باغچههای پرگل و گیاه، درختان بادام و انجیر و بوتههای گل سرخ و انار آراسته شده است. خیابان زیبای چهارباغ با ردیف درختان سبز و بلندش از میان شهر میگذرد. این تصویر اصفهان دهه 1940 است و در این پسزمینه شرقی، ما بچههای لهستانی، در پشت دیوارهای اقامتگاه خود، در فضایی کاملا لهستانی جدا از شهر و مردمش زندگی میکردیم.
نام ابوالقاسم جلا
حرفه عکاس
شهرت عکاسی از پناهندگان لهستانی در اصفهان
آتلیه عکاسی مهر، عکاسخانه شرق
تاریخ عکاسی از پناهندگان لهستانی 1321 تا 1324 خورشیدی



