چهره های اصفهان: میرداماد و شیخ بهایی

در گوش قدردانی من حلقـه زر است

یکی از دلایلی که دوران صفوی را نقطه اوج دوره‌های پادشاهی ایران، پس از اسلام می‌دانند، به سبب حضور بزرگ‌مردان و عالمانی بوده است که در دستگاه سلطنت صفوی حضور داشته‌اند.

تاریخ انتشار: ۱۳:۱۹ - چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
در گوش قدردانی من  حلقـه زر است

به گزارش اصفهان زیبا؛ یکی از دلایلی که دوران صفوی را نقطه اوج دوره‌های پادشاهی ایران، پس از اسلام می‌دانند، به سبب حضور بزرگ‌مردان و عالمانی بوده است که در دستگاه سلطنت صفوی حضور داشته‌اند. ارادت پادشاهان صفوی، التزام، احترام و اهمیتی که به وجود آن بزرگان داشته‌اند، مثال‌زدنی و درخور توجه است. دو تن از بزرگانی که در دربار شاه‌عباس صفوی حضور داشته و مایه برکت آن سلطنت بوده‌اند، یکی علامه بزرگ «میرمحمد باقر داماد استرآبادی» معروف به میرداماد، دانشمند فقیه شیخ بهایی و دیگری میرفندرسکی است.

نقل است که روزی شاه‌عباس برای تفرج سوار بود و این دو عالم ربانی نیز که تقرب تمام داشته‌اند، حاضر رکاب بوده‌اند. شاه محض امتحان صدق و صفای باطن ایشان، نزد میرداماد که به جهت بزرگی جثه‌اش عقب‌تر می‌آمد و آثار خستگی در بشره‌اش ظاهر بود، آمد و گفت: «این شیخ (بهایی)اصلا وظیفه تمکین و وقار را رعایت نکرده و جلوتر می‌رود و اسب بازی می‌کند، برخلاف جناب شما که با کمال تمکین و وقار هستید. میرداماد گفت: «مطلب نه چنین است، بلکه اسب شیخ از کثرت فرح و انبساطی که از حامل بودن وجود محترمی مانند شیخ دارد، رقص و وجد می‌کند و نمی‌تواند آرام بگیرد که عالم معظمی مثل شیخ بر وی سوار شده‌است.»

پس شاه پنهانی پیش شیخ رفته و گفت که میر از کثرت فربهی و بزرگی جثه، اسب را هم خسته کرده و به زحمت انداخته؛ به‌طوری که تاب حرکت ندارد. شیخ گفت: «مطلب نه چنین است، بلکه آن خستگی که در اسب میر مشاهده می‌شود، فقط در اثر عجز و ناتوانی از باربرداری علمی است که کوه‌های بزرگ از تحمل آن عاجز هستند.» سلطان در دم پیاده شد و در میان آن همه جماعت حاضرین رکاب، محض شکرانه آن نعمت بزرگ و صفای باطن و پاکدلی علمای عصرش، به خاک افتاد و سجده شکر به جا آورد.

نام میر برهان الدین محمد باقر داماد استرآبادی
شهرت میرداماد، معلم ثالث
حرفه فیلسوف، متکلم و فقیه
تخلص اشراق
دوران حیات صفویان
آرامگاه حرم علی بن ابیطالب(ع)