به گزارش اصفهان زیبا؛ جشنواره دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود، با تمرکز بر نگاه جسورانه و خلاق دانشجویان، امسال نیز میزبان صداهای تازهای در ادبیات داستانی بود.
جشنواره دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود، در سال ۱۳۹۳ به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و با همراهی زندهیاد داریوش اسماعیلی بنیانگذاری شد.
نخستین دوره آن، یک سال بعد و با رویکردی تازه و آیندهنگر در سال ۱۳۹۴ برگزار شد. جشنوارهای که از آغاز، خود را به مرزهای جغرافیایی محدود نکرد و با نگاهی ملی، گام در مسیر کشف و پرورش استعدادهای جوان در حوزه داستاننویسی نهاد.
در حالیکه این رویداد از ابتدا با چشماندازی ملی شکل گرفته بود، پنجمین دوره آن، همزمان با دهمین سال تأسیس جشنواره، بهصورت منطقهای برگزار شد؛ تغییری که برخلاف مسیر پیشین آن، دایره مخاطبان را محدودتر از دورههای گذشته ساخت.
نگاه دانشجویی؛ وجه تمایز جشنواره زایندهرود
یکی از مهمترین اهداف جشنواره، معرفی چهرههای مستعد به دنیای حرفهای داستاننویسی بوده است؛ هدفی که در طول سالها، با انتشار آثار بسیاری از برگزیدگان دورههای گذشته تحقق یافته و جایگاه جشنواره را در میان رویدادهای معتبر ادبی تثبیت کرده است.
این جشنواره از ابتدا تاکنون، بستری برای پیوند میان دانشجویان، دانشگاه و جامعه ادبی فراهم کرده و به پویایی فکری نسل جوان کمک کرده است.
وجه تمایز اصلی این جشنواره، تأکید آن بر نگاه دانشجویی است؛ نگاهی که به دلیل ویژگیهای سنی و فکری این گروه، سرشار از جسارت، تازگی و خلاقیت است.
استقبال گسترده دانشجویان از سراسر کشور و حتی دانشجویان ایرانی مقیم خارج از کشور در دوره پیشین، نشان از ظرفیت این جشنواره در شکل دادن به گفتمانی نو در ادبیات جوان ایران دارد.
در پنجمین دوره، دبیری علمی و اجرایی جشنواره را سیاوش گلشیری و سمیرا قاسمی بر عهده داشتند.
فعالیت ارزشمند، نیازی به تعریف بیش از حد دیگران ندارد
در بخشی از مراسم این دوره، آیین نکوداشت ضیاء موحد، شاعر، استاد فلسفه و منطق و یکی از چهرههای برجسته جنگ ادبی اصفهان، برگزار شد.
بسیاری از جشنوارهها در هیاهو و تکرار غرق میشوند، اما در میان همین شلوغیها گاهی صدایی شنیده میشود که به زوایای پنهان و واقعی ماجرا میپردازد. سخنان این استاد پیشکسوت فراتر از تعریف و تمجیدهای معمول بود؛ تلنگری به ضرورت استمرار، تأمل و بیتوجهی به جنجالهای بیحاصل.
او در سخنانی کوتاه اما تأملبرانگیز بر اهمیت پشتکار و تمرکز بر مسیر فردی تاکید کرد و اظهار داشت:
«اگر کسی کاری ارزشمند انجام دهد، نیازی به تعریف و تمجید بیش از حد دیگران نیست؛ چرا که خود آن کار راهش را پیدا خواهد کرد. آنچه اهمیت دارد، استمرار در کاریست که دوست داریم و مطالعه فراوان؛ نه توجه بیش از حد به حرف رقیبان.»
موحد همچنین با اشاره به پیشینه علمی خود در حوزه فلسفه و منطق، به علاقهاش به ادبیات پرداخت و گفت: «من دانشآموخته فلسفهام، اما منطق را در دپارتمان ادبیات نیز آموختهام و همین پیوند، علاقهام به ادبیات را جدیتر کرد.
زمانی که وارد این عرصه شدم، مجموعهای از شعر و تأملات ادبیام آماده بود که در همان فضا تبلور یافت و جان گرفت.»
در ادامه، «اصفهان زیبا» در گفتوگویی اختصاصی با برخی از برگزیدگان پنجمین دوره جشنواره دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود، روایتهایی شنیدنی از تجربه نوشتن، دغدغههای ادبی و کشف جهان از دریچه داستان را با مخاطبانش به اشتراک میگذارد.
گفتوگویی خواندنی برای آنان که دل در گرو نوشتن و کشف جهان از منظر ادبیات را دارند.
«نجوای زیر پلهها»: داستان تعلیق و تأمل
سیدعلی مستجابالدعواتی، دانشجوی پسادکتری و عضو بنیاد ملی نخبگان دانشگاه اصفهان، با داستان «نجوای زیر پلهها» موفق شد عنوان برگزیده بخش داستان کوتاهکوتاه پنجمین دوره جشنواره زایندهرود را از آن خود کند؛ داستانی رازآلود و وهمآلود که در ژانر ترس و تعلیق میگنجد و مخاطب را تا پایان، در مرز حیرت و هراس نگه میدارد.
او درباره داستانش میگوید: «داستان درباره مردی است به نام نیما که تنها در خانهای زندگی میکند. کمکم یک سری اتفاقات عجیب مثل نجوای شبانه، جابهجایی اشیاء و اتفاقاتی از این دست برای او رخ میدهد.
شب سوم، این نجواها او را به سمت دری مخفی در زیر پلهها هدایت میکنند؛ دری که به زیرزمینی تاریک باز میشود. آنجا، با دیواری پوشیده از عکسهایی کهنه که چشم و دهان ندارند، مواجه میشود و در میان آنها، عکسی از خودش را میبیند که صورت ندارد.
وقتی میخواهد فرار کند آن پلههایی که از آنها پایین آمده بود ناپدید میشوند و چیزی یا کسی سرد، دستش را میگیرد… و آنچه بعد از آن رخ میدهد، به تخیل خواننده واگذار میشود.»
این داستان ۵۰۰ کلمه دارد و نویسنده تلاش کرده در این فضای فشرده، علاوه بر روایت منسجم و ایجاز، حس رمز آلودگی و ترس را بهدرستی منتقل کند.
او اضافه میکند: «در داستان کوتاهکوتاه، انتخاب واژهها، ایجاز، و ایجاد تأثیر عاطفی در کمترین حجم ممکن، بسیار حیاتیست. این قالب، مستلزم تمرکز بالا و وسواس در پرداخت است.»
مستجابالدعواتی از سال ۱۳۹۴ در جشنوارههای مختلف داستاننویسی شرکت کرده و موفق به کسب جوایز متعددی شده است.
او میگوید که این نخستین تجربهاش در جشنواره زایندهرود بود و از میان دو اثری که برای این دوره ارسال کرده بود، خود «نجوای زیر پلهها» را برای داوری نهایی انتخاب کرده است.
اولین درس نویسندگی: بنویس و پاره کن!
او در پاسخ به این پرسش که چگونه توانسته به این مهارت در نوشتن دست یابد، به اهمیت مطالعه اشاره میکند و میگوید:
«برای نوشتن خوب، باید خواند و مطالعه کرد. نه فقط داستان، بلکه نمایشنامه، فیلمنامه و آثار داستانی مختلف. وقتی پیچش داستانی، غافلگیری و لحظه تأملبرانگیز را در آثار داستانی درک کنیم، میتوانیم آن را در قصه خودمان و در ژانرهای مختلف ایجاد کنیم. تکنیکهایی مثل ایهام و تصویرسازی در داستان کوتاهکوتاه نیز نقش کلیدی دارند.»
این دانشجوی برگزیده از میان نویسندگانی که قلمشان را میپسندد، به رضا امیرخانی اشاره میکند و ادامه میدهد: «علاوه بر تکنیک، تجربه زیستن هم نقش مهمی در خوب نوشتن دارد. تجربه و چالشهای زندگی باعث میشوند به متنی که پیشتر نوشتهایم، امروز با نگاهی تازه و پختهتر نگاه کنیم.»
سپس او توصیهای صادقانه برای علاقهمندان به نویسندگی دارد و میگوید: «اولین درس نویسندگی این است: بنویس و پاره کن! از خط زدن و اصلاح مکرر نترسید. هیچکس از همان ابتدا نمیتواند عالی بنویسد. باید مطالعه کرد، تجربه و مهارت کسب کرد و از پاره کردن و از اول نوشتن نترسیم.»
روایت حلول سوم: کشف لایههای پنهان اصفهان
نگار نصر، دانشجوی رشته تصاویر متحرک (انیمیشن) از دانشگاه هنر اصفهان، با داستان «روایت حلول سوم» موفق شد رتبه نخست بخش ویژه پنجمین جشنواره دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود را بدست آورد.
او که حدود ۱۰ سال است در عرصه داستاننویسی فعالیت میکند، در این اثر، روایتی تاریخی تخیلی از زندگی فردی ارائه میدهد که در سه دوره مختلف زمانی در شهر اصفهان زیسته است.
او درباره ایده و فضای داستانش چنین میگوید:
«تلاشم این بود که تنها به نمایش جاذبههای تاریخی اصفهان بسنده نکنم. نمیخواستم نگاهی توریستی به اصفهان داشته باشم. بلکه خواستم لایههای پنهانتر شهر را نشان دهم؛ جایی که خلقیات مردم، باورها، خاطرههای جمعی و همزیستی ادیان مختلف در طول تاریخ کنار هم معنا پیدا میکنند.»
نگار معتقد است خوب نوشتن، از خوب دیدن و خوب خواندن میآید؛ و خواندن را نه صرفاً در کتابها، بلکه در مشاهده دقیق زندگی روزمره میداند.
او میگوید: «باید یک مشاهدهگر باشیم، بهنظر من نوشتن از حیرت و شگفتی شروع میشود. مثلاً من همیشه به این فکر میکنم که چگونه از دل خاک تیره و زمین سخت، درخت سبز و میوههای رنگی پدید میآید؟ این همان معجزهای است که در دل طبیعت و زندگی جاریست. اگر بتوانیم شگفتیهای زندگی را ببینیم و آنها را ساده نپنداریم، آن وقت میتوانیم از آنها بنویسیم.»
او بر اهمیت استمرار در نوشتن نیز تاکید و سپس بیان میکند:
«آدمها خیلی زود دلسرد میشوند. گاهی با خودشان میگویند چه کسی قرار است نوشته من را بخواند یا ببیند؟ اما من معتقدم خودِ انجام دادن و خودِ خلق کردن، باعث نوعی تعالی میشود. اگر قرار باشد روزی فرشته الهام به ما سر بزند، باید ببیند که ما هم مشغول کاری هستیم.»
در نگاه نگار نصر، هر نویسنده باید ابتدا ناظر جهان اطراف خود باشد و در این باره میگوید:
«این نگرش شخصی ماست که به روایتها شکل میدهد. هرکس میتواند یک مفهوم را به شیوهای منحصربهفرد بیان کند. مهم این است که جسارت ورود به جهان داستان را داشته باشیم، خیلی از اتفاقات در خلق اثر نهفته است، واردش شویم، از آن نترسیم و نگران نظرات دیگران هم نباشیم.»
«کباب و کافور»: روایتی از مرگ و زندگی
زهرا محمدی، دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، با داستان «کباب و کافور» موفق شد رتبه اول بخش آزاد این دوره از جشنواره را کسب کند. او در اولین تجربه حضورش در یک جشنواره ادبی، با روایتی متفاوت و تاملبرانگیز، داوران را شگفتزده کرد.
زهرا تجربه شخصیاش از مواجهه با مرگ افراد در زندگی را الهامبخش نوشتن این داستان میداند و در ادامه به ساختار متفاوت داستانش اشاره میکند: «این داستان شخصیتمحور نیست. هیچ قهرمان خاصی ندارد. همه کاراکترها با نام ‹عمهها› معرفی شدهاند. بی نام بودن شخصیتها، برای من یک انتخاب آگاهانه بود.»
این دانشجو درباره مضمون داستانش میگوید: «موضوع مرگ و تقابل مرگ و زندگی همیشه برایم موضوعی جدی بوده. در این داستان، کباب را نماد زندگی و کافور را نماد مرگ قرار دادم که طی رویدادی، کنار هم قرار میگیرند. انگار که همیشه در جریان زندگی چنین اتفاقی رخ میدهد.»
در پایان، لازم است از داوران نهایی پنجمین دوره جشنواره دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود یاد شود؛ چهرههایی شناختهشده و صاحبنام در عرصه ادبیات داستانی ایران: علی خدایی، ناهید طباطبایی و زهرا نصر که با دقت و نگاهی حرفهای، داوری آثار این دوره را بر عهده داشتند.
در این دوره، برگزیدگان در سه بخش اصلی به شرح زیر معرفی شدند:
بخش آزاد جشنواره:
رتبه اول: زهرا محمدی برای داستان «کباب و کافور»
رتبه دوم: عابد میرمعصومی برای داستان «زیر درخت داغدانان»
رتبه سوم: شقایق بهزادیپور برای داستان «اتاق شماره ۲۲»
آثار شایسته تقدیر:
رتبه اول: حسن ذهبصنیعی برای «ماهیدار»
رتبه دوم: مرجان مقدسبیات برای «لکه»
رتبه سوم: سمانه فرهادی برای «محمد مشعلی»
بخش ویژه جشنواره:
رتبه اول: نگار نصر برای داستان «روایت حلول سوم»
آثار شایسته تقدیر:
رتبه اول: پوریا خسروی برای «یک آرزو»
رتبه دوم: علیرضا ابراهیمی برای «میم الف»
رتبه سوم: غزال قاسمیفیروزآبادی برای «بیا کنار زایندهرود آشنا شویم»
بخش کوتاهکوتاه جشنواره:
رتبه اول: سیدعلی مستجابالدعواتی برای داستان «نجوای زیر پلهها»
این اسامی، بازتاب حضور نسل تازهای از نویسندگان است؛ نسلی که با نگاه نو و تجربهای متفاوت در مسیر داستاننویسی گام برمیدارد و جشنواره زایندهرود نیز کوشیده است تا بستری برای بروز و تقویت این صداهای تازه فراهم کند.



