به گزارش اصفهان زیبا؛ یکی میپرسد چند سال است که با اتوبوس همراهی؟ و من میگویم یادم نیست.
میپرسد چند سال است که این اتوبوس در سطح شهر راه میافتد و من باز میگویم یادم نیست، نمیدانم. مهم این است که حالا هست.
مهم این است که تا یاد دارم، غدیرهای ما اینطوری سپری شده است. از دو سه هفته قبل با بچهها سرودها را تمرین میکنیم، بادکنکها و وسایل را تزیینی را تهیه میکنیم، اتوبوسها را کرایه میکنیم و حرکت.
از ظهر که سوار اتوبوس میشویم تا شب که برگردیم، همینطور پشتسرهم بادکنکها را باد میکنیم. آخر در هر مقصدی که پیاده میشویم باید دست پر باشیم تا بتوانیم دست بچههای دیگر را هم در دست بادکنکها بگذاریم.
باید موقع سرود خوانیمان، اطرافمان قشنگ باشد؛ یک چیزی شبیه دکور سیار. یا آن موقع که سی چهل تا دختر و پسربچه دبستانی کنار سی و سه پل یا پل خواجو ایستادهاند، سرود «علی مولا علی مولا» میخوانند، مردم دورهشان کردهاند و صدای شادیمان به عرش میرسد، باید بادکنک باد شدهای باشد که در آسمان به پرواز در آید.
یکی میگفت هر بادکنکی که باد میشود، نفس حقی برایش خرج شده است و هرکه آن را در دست میگیرد صاحب نفس حقی میشود. میگفت به خیالت چطور تا الان حاضران به غایبان رساندهاند و تا ابد هم حاضران به غایبان «علی(ع)» را خواهند رساند؟ صدایش در گوشم میپیچد، یک یاعلی دیگر میگویم و بادکنک بعدی را باد میکنم.



