به گزارش اصفهان زیبا؛ در دل اصفهان، میان کوچههای پیچدرپیچ محله نارون (شمسآباد سابق)، خانهای قدیمی با دیوارهای خشت و گلی ایستاده است؛ دیوارهایی که بوی خاک و صدای زمزمههای عاشقان حسین(ع) را در خود نگهداشته است. اینجا نهفقط یکخانه، بلکه خیمهای است که هرسال با فرارسیدن محرم، زمزمههای حسینیاش به نوای سوگواران تبدیل میشود. خانه قدیمی پوریای ولی با فضایی پرشور و استقبال مردم بیش از نیمقرن است که میزبان عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) و روشناییبخش شبهای محرم است و صدای ذکر، وعظ و مصیبت اهل بیت در آن طنینانداز است. هوا که رو به تاریکی میرود، نور چراغهای رنگارنگ از حیاط خانه به کوچهها میرسد و صدای ذکر و مداحی، آرامآرام فضا را پر میکند. از در که وارد میشوی، بوی اسفند و چایی روضه، انسان را به دنیایی دیگر میبرد؛ دنیایی که در آن، همهچیز رنگ و بوی عشق به اباعبدالله(ع) دارد. اینجا نهتنها یکخانه، بلکه خیمهای است که هرسال در دهه اول محرم، به پایگاهی باشکوه برای سوگواران حسینی تبدیل میشود. مردم از هر قشر و با هر عقیده و بعضیها حتی آنهایی که کمتر به مسجد و پای منبر میروند؛ اما اینجا میآیند و پای روضه حسین(ع) مینشینند. گویی اینجا، دلها نرمتر میشود و اشکها راحتتر جاری.
این بنای قدیمی، درواقع سه خانه است که به هم راه دارند با مساحتی بیش از ۵۰۰متر: یکی برای روضه، دیگری آشپزخانه و سومی چایخانه است که به هم مرتبط هستند و دیوارهایشان هنوز بوی خشت و گل میدهد.
دیوارها ترک خوردهاند؛ اما هنوز استوار ایستادهاند؛ گویی میخواهند بگویند ما هم پایمان را محکم نگهداشتهایم؛ مثل همانهایی که پنجاه سال است هر شب محرم اینجا عرض ارادت میکنند؛ اما گذر زمان و فرسودگی، نیاز به بازسازی اینجا را ضروری کرده است.
بااینحال، هنوز هم هرشب دهه اول محرم، بین ۴۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر اینجا جمع میشوند و در مجلس سوگواری اباعبدالله شرکت میکنند. ظهر عاشورا، حیاط و کوچههای اطراف، پر از آدمهایی میشود که شانهبهشانه هم ایستادهاند. درمجموع سه هزار نفر در ظهر عاشورا پذیرایی میشوند؛ سههزارنفری که یکصدا میگویند «حسین، حسین» و صدایشان تا آسمان میرود.
حاج مجید پوریای ولی، فرزند حاج عباس، بانی و برپاکننده این سنت دیرینه، میگوید: «پدرم از سال ۱۳۵۳، هرسال در این خانه مراسم روضه برپا کرده است. حتی در دوران قبل از انقلاب، برای برگزاری روضه، از سازمان امنیت مجوز میگرفت و بعد از انقلاب هم، سخنرانان با تأیید شهربانی انتخاب میشدند. این خانه میزبان دلدادگانی بوده که از هر کوی و برزن به اینجا آمدهاند.»
او از خاطراتی میگوید که مرحوم حجتالاسلام جزایری و مرحوم حجتالاسلام میرهندی و آقای قوام از سخنرانان معروف این مجلس بودند و هنوز همصدای سخنرانی و مداحیشان در گوش دیوارهای این خانه طنینانداز است.
پیش از شروع محرم، مراسمی برای پوشزدن روضه برگزار میشود و پس از آن، آش نذری توزیع میکنند. این رسم، سالهاست که بدون وقفه ادامه دارد.
آینده این خانه تاریخی؛ حسینیهای به نام رقیه خاتون
باوجود طرحهای تفصیلی شهرداری که در دست اجراست، ۳۰۰ متر از این خانه در معرض تخریب قرار گرفته و آقای پوریای ولی قصد دارد آن را به «حسینیه حضرت رقیه خاتون (س)» تبدیل کند تا پایگاهی فرهنگی برای بانوان و دختران محله که اکنون برای فعالیت مکان ثابتی ندارند باشد و آنان بتوانند در فضایی معنوی، با معارف دینی و مذهبی بیشتر آشنا شوند.
حالا قرار است دیوارهای خشت و گلی جای خود را به بنایی جدید بدهند، اما یکچیز هرگز تغییر نمیکند: عشق به حسین (ع).
وصیت مادر؛ ادامهدهنده راه امام حسین(ع)
حاجیهخانم ایران جمشیدیان، مادر خانواده تا دو سال پیش، چراغ و گرمابخش این خانه بود. انگار دیوارهای خانه هم با او همنوا میشدند و حالا این فضا خاطرات آن بانوی بزرگ را زنده نگهداشته است. این را آقای پوریای ولی با چشمانی اشکآلود میگوید. گویی این خانه، تنها یک ساختمان نیست؛ بلکه وصیتنامه زنده یک مادر است که میخواهد نوای «یا حسین (ع)» همیشه در آن جاری باشد. اینجا گنجینهای از خاطرات است؛ خاطراتی که از روزهایی که مردم محله، بعد از یک روز سخت کار، به اینجا میآمدند تا دلهای خستهشان را با گریه برای امام حسین(ع) سبک کنند.خانههای قدیمی محله خلجا، هر کدام روایتی از ارادت و عزاداری ائمه اطهار دارند؛ خانه حاجآقا زرگرباشی با بیش از ۲۰۰ سال و خانه آیتالله شمسآبادی با ۱۰۰ سال سابقه روضهخوانی. اما خانه پوریای ولی، با ۵۱ سال عرض ارادت، ثابت کرده که عشق به امام حسین(ع)، هیچگاه فراموششدنی نیست.
این خانه، امروز نهتنها یک مکان، که یک «حافظه جمعی» است؛ یادگاری از روزهایی که مردم دورهم جمع میشوند و برای حسین(ع) عزاداری میکنند و تا وقتیکه دلها به یاد سیدالشهدا میتپند و نام حسین (ع) زنده است، این خانه هم پابرجاست؛ خانهای که عشق و ارادت، از هر گوشهاش هویداست.



