به قدوقامت عباس عاشق وطنم

دهه اول محرم از آن روز و شب‌هایی است که مرور خاطره‌های آن برای همه آن‌ها رنگ‌وبویی دیگر دارد؛ آن زمانی که بچه‌ها در هیئت زنجیر می‌زدند و به این فکر بودند کی می‌شود بزرگ شوند و قدوقامتشان به‌مانند علم‌دار کربلا، بلندتر شود و به اول صف هیئت راه پیدا کنند.

تاریخ انتشار: ۰۹:۵۵ - چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
به قدوقامت عباس عاشق وطنم

به گزارش اصفهان زیبا؛ دهه اول محرم از آن روز و شب‌هایی است که مرور خاطره‌های آن برای همه آن‌ها رنگ‌وبویی دیگر دارد؛ آن زمانی که بچه‌ها در هیئت زنجیر می‌زدند و به این فکر بودند کی می‌شود بزرگ شوند و قدوقامتشان به‌مانند علم‌دار کربلا، بلندتر شود و به اول صف هیئت راه پیدا کنند.

هنوز هم وقتی عطر محرم در کوچه‌پس‌کوچه‌ها و تکیه‌های شهر می‌پیچد، این نام‌ونشان حسین و یاران اوست که دو ماه همراهمان می‌شود و قبلمان را جلا می‌دهد و زندگی پررنگ‌تر از قبل جریان می‌یابد.

روح گرفتار در دنیای پرالتهاب نیازمند حسین و حماسه اوست تا از این گرفتاری رها شود و اکنون هم‌زمان با آغاز ماه محرم، ماه سوگواری آل الله بی‌قراری و عشق توأمان در هر کوی و برزن شهر دیده می‌شود.

اصفهانی‌ها در جای‌جای این شهر و استان پای‌کار عزای سرور و سالار شهیدان هستند و با هر آنچه در توان دارند، محفل عزا و نوحه‌سرایی شهیدان را برپا می‌کنند، شهیدانی که خونشان تازه است و همین چند روز قبل تشییع و تا آسمان بدرقه شده‌اند.

دیروز امام و اهل‌بیت و یارانش به سرزمین کربلا رسیدند و خیمه‌هایشان را برپا کردند و امروز هم این هیئت‌های عزاداری هستند که خیمه‌های عزا برپا می‌کنند و برای عاشورای حسین و فرزندان و اهل‌بیت امام به سوگ می‌نشینند.

حسین(ع) کشتی نجات مظلومان و گرفتاران عالم می‌شود و زینب(س) یگانه سفیر و پیام‌آور آزادگی و سرافرازی؛ اینجا سه روز تشنگی و گرسنگی، آب را بی‌آبرو و خجالت‌زده کرده است.

هر کودکی که آب می‌نوشد، لبیک یاحسین(ع) می‌گوید تا یادآور دریغ جرعه‌ای آب از کودکان حسین(ع) باشد و هر لبیک یاحسین، یادآور این است که حسین تشنه آب نبود؛ بلکه تشنه لبیک بود.

اصفهان و شماری از مدارس، مساجد و حسینیه‌های این دیار از قدیم‌یکی از نقاط مهم برگزاری مراسم ماه‌های محرم و صفر در ایران اسلامی است. از هفته‌ها قبل سروصدای طبل‌ها و سنج‌ها و تمرین تعزیه‌ها به گوش می‌رسد.

موکب‌ها در گوشه‌گوشه شهرها و روستاها برپا می‌شوند؛ گاهی هم جلوی در یک‌خانه کودکی میزی می‌گذارد و به نیابت از مولایش رهگذری را با شربتی گوارا و خنک سیراب می‌کند.

عشق به مولا و معرفت به اهل‌بیت(ع)، فقیر و غنی نمی‌شناسد و همگان با پوشیدن لباس مشکی همدلی و یکرنگی را مشق می‌کنند.

این ایام پرچم‌های قرمز و سبز و سیاه در میادین و معابر و خیابان‌ها و تکیه‌ها، قامت بسته‌اند برای دو ماه عزا و کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرها و روستاها پر است از پرچم‌ها و نمادهایی که از عاشورا تا اربعین سرافرازند و سربلند.

محرم امسال مردمان عزادار پرشورتر و پای‌کارتر از هر سال دیگر میزبان ماه محرمی هستند که بار دیگر با خون و شهادت و ایثار هم‌زمان شده است. تکیه‌ها و حسینیه‌ها وعده‌گاه جوانان و نوجوانانی است که مشق آزادگی و مبارزه با ظلم را با نام علم‌دار کربلا آموخته‌اند و آمده‌اند تا قدمی کوچک برای میزبانی از عزاداران بردارند.

در جای‌جای این خاک پرگهر، مردم پای‌کار عزای سرور شهیدان ایستاده‌اند. انگار کسی خواب و خستگی نمی‌شناسد و امسال بیش از هر زمان دیگر اتحاد و انسجام با محرم عجین شده است.

پیرغلامان و شاعران چشم‌درچشم جوان‌ترها، نظاره‌گر مسیر معنوی و آیینی ادامه‌دهندگان راهشان هستند و علاوه بر شاعران آیینی، مرثیه‌خوانان و مداحان اهل‌بیت(ع) پرکارتر شده‌اند.

در خیابان‌‎های اصلی شهرها و روستاها ایستگاه‌های صلواتی بزرگ و کوچک برپا شده‌اند و گاهی همین بچه‌های کم‌سن ‌وسال با دستان کوچکشان تا پاسی از شب کنار همدیگر می‌نشینند و به رهگذران خرما و چای و شربت تعارف می‌کنند؛ همانانی که زیر خیمه سیدالشهدا(ع) سینه می‌زنند و تصویر قدسی بین‌الحرمین را در موکب‌هایشان قاب می‌زنند.

شوروشعور عزاداران محرم امسال پرشورتر و پرشعورتر و منسجم‌تر از هر سال است؛ چرا که ددمنشی و وحشی‌گری دشمن صهیونی کودک‌کش خون‌ریز را لمس کرده‌اند و حالا بهتر می‌دانند «هل من ناصر» امامشان لبیک می‌طلبد تا بساط جانیان و جنایت‌کاران عالم را برای همیشه جمع کنند و این‌گونه سر دهند که: «به قدوقامت عباس عاشق وطنم».