قصه کاستی‌ها و مشکلات محله ولیعصر به روایت مردم

خدا خیرت بدهد؛ کاری برای ما بکن!

قصه «هم‌محله» این هفته از شهرک ولی‌عصر(عج) شروع می‌شود؛ جایی در منتها‌الیه حوزه استحفاظی منطقه7 و شهر اصفهان. شهرک، همسایه اتوبان فرزانگان است.

تاریخ انتشار: ۱۵:۵۰ - سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
خدا خیرت بدهد؛ کاری برای ما بکن!

به گزارش اصفهان زیبا؛قصه «هم‌محله» این هفته از شهرک ولی‌عصر(عج) شروع می‌شود؛ جایی در منتها‌الیه حوزه استحفاظی منطقه7 و شهر اصفهان. شهرک، همسایه اتوبان فرزانگان است؛ اتوبانی که مسیر مسافران به سمت تهران است. شهرک ولی‌عصر(عج) از آن محله‌هایی است که رنگ محرومیت بر چهره‌اش پاشیده شده است و مردم از حداقل امکانات برخوردار هستند. وقتی توی کوچه‌ها قدم می‌زنی این موضوع را با گوشت و پوستت لمس می‌کنی و این سؤال توی ذهنت نقش می‌بندد که در کلان‌شهر اصفهان هنوز هم این محله‌ها وجود دارد؟

شهرک یک خیابان اصلی دارد که به خورزوق می‌رسد و بلواری در این خیابان است که به تازگی فضاسازی شده است. درختانش چندان قد نکشیده‌اند و تعدادی نیمکت در میانه بلوار دیده می‌شود. فضای میان بلوار پهنای زیادی دارد؛ اما مکانی تفریحی برای مردم محسوب نمی‌شود و هنوز نواقصی دارد. این مکان نظر مردم را جلب نکرده؛ چون امکاناتی برای گذران وقت ندارد.

بهنام‌نیا، یکی از معتمدان شهرک ولی‌عصر(عج) می‌گوید: «بازنشستگان نباید از خانه بیایند بیرون؛ وگرنه سرگردان می‌شوند.»

به ایستگاه اتوبوس آن‌طرف خیابان اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «مردم توی ایستگاه اتوبوس می‌نشینند. هیچ مکان تفریحی و پارک برای مردم و بازنشستگان نیست. با آنکه بلوار به تازگی احداث شده و فضای زیادی را اشغال کرده است؛ اما دقیقا مشخص نیست این فضا چه کاربردی دارد؛ چون هیچ امکانات رفاهی و تفریحی، وسیله بازی و ورزش برای مردم در نظر گرفته نشده است. خیابان ولی‌عصر(عج) نیاز به ‌سرعت‌گیر دارد و عملا استفاده افراد و ورودشان به این بلوار خطرآفرین است؛ چون سرعت خودروها بالاست.»

بهنام‌نیا بیان می‌کند: «قرار بود پل عابر پیاده‌رو برای این خیابان نصب کنند؛ اما اتفاقی نیفتاد. دوتا مدرسه در این خیابان قرار دارد و دانش‌آموزان و افراد مسن از این خیابان تردد دارند که عملا رفت‌وآمدشان بسیار خطرناک است. چراغ خطر و علائم ترافیکی محدودی هم در این خیابان وجود دارد.

خیابان ولی‌عصر(عج) رفت‌وآمد را برای مردم راحت‌تر کرده است؛ اما به لحاظ ترافیکی مشکل دارد. تنها تقاطع این خیابان مکانی برای دورزدن‌های خلاف شده است؛ چون به لحاظ ترافیکی مشکل دارد. متأسفانه برخی از مردم محله رعایت نمی‌کنند و از کوچه مسجد امام‌حسن(ع) به‌صورت خلاف وارد خیابان اصلی می‌شوند که بسیار خطرناک است. اگر تقاطع با مانع‌های جداکننده احداث می‌شد این مشکل وجود نداشت. چند تا مانع کله‌قندی نصب کردند؛ اما مشکلی را حل نکرده است.»

محله فاقد فضای سبز و پارک است

او توضیح می‌دهد: «محله ولی‌عصر(عج) هیچ پارک و فضای سبزی که مردم بتوانند در آن تفریح و بچه‌ها بازی کنند، ندارد. یک ورزشگاه چمن مصنوعی هم انتهای محله مجهز کردند که قرار بود در اختیار مردم باشد؛ اما به بخش خصوصی واگذار شد و اجاره داده می‌شود که مردم توان پرداخت هزینه بالای سانس‌ها را ندارند. بچه‌ها اگر به ورزش گرایش پیدا نکنند به آسیب و خلاف رو می‌آورند.»

این معتمد محله ولی‌عصر(عج) در ادامه به مغازه‌های کنار بولوار ولیعصر اشاره می‌کند و فضای سبز بی‌رمق را نشانمان می‌دهد و می‌گوید: «فضاهای سبز درست آبیاری نمی‌شود. بعضی‌ها جلوی مغازه‌شان را سبزی و درختچه کاشته‌اند و خودشان آبیاری می‌کنند. چند بار به شهرداری مراجعه کردیم؛ اما می‌گویند موتور آب سوخته است و باید این مشکل را حل کنند.»

مشکلات حمل‌ونقل مشکل دومی بود که اکثر مردم محله ولی‌عصر(عج) به آن اشاره داشتند. اتوبوس‌های شهرک ولی‌عصر(عج) به سمت خیابان مبارزان از داخل شهرک حرکت می‌کرد؛ اما متأسفانه خط اتوبوس را به سمت خورزوق بردند و اتوبوس همیشه پر از مسافر است؛ به همین دلیل ساکنان شهرک مشکل تردد پیدا کرده‌اند و نمی‌توانند به‌موقع به محل کار و مدرسه برسند و مشکل برایشان پیش می‌آید.

پیرمردی از کسبه محله ولی‌عصر(عج) جلو می‌آید و با لهجه غلیظ اصفهانی از مشکلات محله و کمبود امکانات درمانی، بانک و داروخانه می‌گوید: «سال‌ها پیش بهداری تأسیس کردند؛ اما ساعات خدمت‌دهی آن کم است و خدمات درمانی به مردم نمی‌دهد.

مرکز درمانی نداریم و باید به شهر خورزوق برویم.» خانمی که 40 سال ساکن محله ولی‌عصر(عج) است، ادامه می‌دهد: «برای خانم‌ها هیچ امکاناتی در این محله نداریم. وقتی ما به ولی‌عصر(عج) آمدیم شهرک میلاد نبود؛ اما امکاناتی که انجام دادند اینجا نیست. خدا خیرت بدهد؛ اگر می‌توانی کاری برای ما انجام بده!»

شب‌ها با ترس باید برگردیم خانه

وارد کوچه‌ها می‌شویم. کوچه‌ها باریک و خانه‌ها کوچک و فرسوده هستند. بچه‌ها جلوی در خانه‌ها بازی و چندتایی روی آسفالت لی‌لی می‌کنند. سرتاسر کوچه یک درخت هم ندارد. حیاط خانه‌ها آن‌قدر کوچک است که هیچ سرسبزی ندارد و کوچکی ساختمان‌ها که گاهی بی‌نظمی از آن موج می‌زند، از پایین‌بودن توان مالی محله خبر می‌دهد.

کوچه کاوه انتهای محله ولی‌عصر(عج) است و می‌رسد به زمین‌های کشاورزی و ورزشگاه نقش‌جهان. دو خانم روی آسفالت نشسته‌اند و می‌گویند: «سال‌ها پیش روی این زمین‌ها کشاورزی می‌کردند؛ اما حالا بایر شده و فقط گردوخاک نصیب ما می‌شود. وقتی کشاورزی می‌کردند خیلی باصفا بود؛ اما حالا آب نیست و فقط خشکی می‌بینیم. هیچ امکانات و فضای سبزی وجود ندارد.»

یک تپه خاکی وسط زمین‌های کشاورزی دیده می‌شود. یکی از زن‌ها می‌گوید آنجا پاتوق ماست. پیرمردی معلول روی یک صندلی نشسته و به فضای خاکی روبه‌رویش خیره شده است و هر روز عصرها کنار زمین خاکی، زمان را سپری می‌کند. از میان بولوار ولی‌عصر(عج) به سمت دیگر شهرک می‌رویم. از یکی از کوچه‌ها وارد می‌شویم. خانه‌هایی کوچک که در اجاره اتباع یا مهاجران است، پشت سر هم قطار شده‌اند. انتهای محله به زمین‌های بایر کشاورزی می‌رسد.

جاده‌ای خاکی در انتهای محله که مرز محله و زمین‌های کشاورزی است، حاشیه‌نشینی را فریاد می‌زند. از داخل یکی از کوچه دوباره به عمق محله می‌رویم و در کنار مکانی که نه فضای سبز دارد و نه هیچ امکاناتی، به چند وسیله بازی می‌رسیم که اصطلاحا «پارک محله» است. بچه‌ها با کمترین امکانات در حال بازی هستند و خاک مهمان فضای بازی بچه‌هاست.

خانمی جلو می‌آید و می‌گوید: «این پارک بازی بچه‌هاست. از آن‌طرف محله بچه‌ام را می‌آورم اینجا. هیچ امکاناتی نیست و شب‌ها با ترس باید برگردیم خانه. اگر می توانید مشکل ما را حل کنید!»