به گزارش اصفهان زیبا؛ چشمان آدمی تشنه است و تنها چیزی که آنها را سیراب میکند، تماشای نور مطلق است؛ نوری که گاه در ضمیر انسان یافت میشود و گاه در گوشهای از جهان، که محضر دوستان خدا بوده است.
نگارههای محمود فرشچیان، استاد بیبدیل هنر جهان، نور را به چشمان تشنه مخاطب خویش هدیه میداد؛ نوری که برآمده از قلب فرشچیان بود و ریشه در سرچشمهای زلال داشت.
آنجا که هنر فراتر از سرگرمی میشود و میخواهد رسالتی را بر دوش خود کشد، میتوان عظمت را در بندبند وجود آن تماشا کرد. آری هنر میتواند در اوج باشد، اگر دست هنرمند به قد حقیقت آن برسد! هنر فرشچیان، نه مانند عمق اقیانوسها، بلکه چون ژرفای کهکشان بود، آنگونه که هرکس ستارهای از آن را به تماشا مینشیند.
بدون شک «عصر عاشورا» همچون خورشید در میان نگارهها نور افشانی میکند و «ضامن آهو» به سان ماه در این آسمان پر عظمت میدرخشد! اما راز ماندگاری این آثار ارزشمند، فراتر از قلم و رنگ و بوم و سبک است.
رمز بزرگی این آثار، «اشک» است! آنگونه که هربار پیرمرد خواست از قصه آغاز و پایان آنها بگوید، صورتش خیس ادب شد و مخاطب را به عمق بیانتهای احساس خود کشاند.
استاد محمود فرشچیان متولد بهمن ماه سرد اصفهان بود و در هجدهمین روز از مردادماه، با گنجینهای ماندگار از آثار ارزشمند پر کشید. فرشچیان در همان سنین جوانی، نه تنها در قلب ایران درخشید، بلکه خیلی زود با برق هنر خود، چشم جهانیان را خیره کرد و آوازه و آثارش به بزرگترین نمایشگاهها و موزههای هنری راه یافت.
از جمله پرآوازهترین نگارههای ایشان، نگارههای «عصر عاشورا»، «ضامن آهو»، «ابراهیم نبی»، «پنجمین روز آفرینش»، «یتیمنوازی علی(ع)» و «شمس و مولانا» است.
آثاری که هر کدام جلوهای ویژه به هنر نگارگری ایران بخشید و پایهگذار سبکی جدید، با تلفیق شیوههای اصیل و امروزی شد.
یکی از افتخارات درخشان استاد فرشچیان، طراحی ضریح مقدس امام رضا(ع) بود. در روزگاری که دست استاد به علت سانحهای بسیار متورم و دردناک شده بود، وظیفه طراحی این ضریح به ایشان واگذار شد. با این وجود همه دیدند که کار طراحی به زیبایی و بهتر از همیشه صورت گرفت و با واکنشهای مثبتی از سوی علما و بزرگان دینی همراه شد.
سالها بعد، استاد فرشچیان درباره حال و روز آن ایام گفتند: «خدا گواه است از زمانی که این طرح نصیب من شد، من کوچکترین دردی احساس نکردم و طراحی این خطوط هندسی، دوایر و زوایا را بدون کمترین لرزشی انجام دادم.»
تماشای آثار اسطوره نگارگری و مینیاتور جهان، مخاطب را از عمق احساسات او آگاه میکند. اما آیا تمام درخشندگی این نگارهها ریشه در احساسات و عواطف انسانی دارد؟ پاسخ قطعا منفی است.
استاد فرشچیان با آگاهی کامل نسبت به تفکر، هنر، رنگ، خطوط و نمادهای تاریخی و ملی، دست به خلق آثاری زد که همچون شعر زمزمه شوند و همچون موسیقی در بطن جان مخاطب نفوذ کنند. اما وجه تمایز استاد فرشچیان با سایر بزرگان نقاشی جهان، علاوه بر هنر ویژه و اصیل او، ایمان قلبی و شجاعت بیان آن بود.
چندین سال قبل، وقتی مجری یک برنامه از استاد فرشچیان درباره دستمزد آثار مذهبی ایشان پرسید، ایشان با گفتار دوستداشتنی خود گفتند: «من پول بگیرم؟! من برای مذهبم پول نمیگیرم. من باید پول بدهم که اجازه دهند برای امام رضا(ع) کاری انجام دهم. انسان باید جانش را در راه امام حسین(ع) بدهد. پول چهچیز را بگیرم…؟»
اصفهان نگارگران زیادی در تاریخ خود داشته است؛ بزرگانی همچون رضا عباسی، شفیع عباسی، معین مصور، محمد یوسف، محمدقاسم، محمدعلی، آقارضا هروی و آقارضا مصور، میرزا آقا امامی، امیرهـوشنگ جزیزاده، رضا بدرالسما، جمشید سماواتیان، موحدیان عطار و… همگی از اساتید و هنرمندان صاحب سبک هستند.
اما نام استاد محمود فرشچیان، همچون خورشیدی است که تا همیشه در آسمان نصف جهان میدرخشد و افتخار زرینی در تاریخچه فرهنگ و هنر این شهر محسوب میشود.
در حقیقت هنر بیبدیل استاد فرشچیان، بار دیگر به نگارگری ایرانی اعتبار بخشید و نام آن را بر سر زبانها انداخت. در همه این سالها، استاد فرشچیان با منش نیکو و رفتار سخاوتمندانه خود، توانست به قلب مردم ایران راه یابد.
همچنین ارادت ویژه ایشان به اهل بیت(س)، نام این استاد بزرگ را در حافظه دینی مردم مسلمان جهان ماندگار ساخت؛ نامی که هر بار میشنویم، یاد «عصر عاشورا» خواهیم افتاد. فرشچیان بزرگ، مردی از دیار عاشقان، و با قلبی زلال بود که سرانجام در آغوش معشوق خود آرام گرفت؛ اما میراث او، تا ابد سینهبهسینه ماندگار خواهد ماند.




