منیره فهامی

منیره فهامی

خبرنگار گروه پایداری هم‌محله

آرشیو مطالب منتشر شده
شهدای اقتدار در قاب  افتخار
۲۱ مرداد ۱۴۰۴
گزارشی از مراسم اربعین شهدای جنگ دوازده‌روزه

شهدای اقتدار در قاب افتخار

گاه آسمان، دلش که می‌گیرد، بهانه‌اش زمین است، بهانه‌اش، بغضی می‌شود که از غربت یاران آسمانی در گلوی زمین‌مانده است. و آن روز، در سالن اجتماعات گلستان‌شهدا، وقتی نسیم به احترامِ نام بلند شهیدان آهسته قدم برمی‌داشت، آسمان نیز طاقت نیاورد.

سه دختر؛ یادگار همسری آسمانی
۲۱ مرداد ۱۴۰۴
روایت زهره کاظمی از همسر شهیدش، محمود محسنی

سه دختر؛ یادگار همسری آسمانی

گاهی قصه عشق، در همهمه کوچه‌های ساده زندگی شکل می‌گیرد؛ نه با گل، شکلات و شام‌های مجلل، بلکه با یک غنچه کوچک که هر صبح در کفش جا می‌گیرد، با دعای نماز صبح، با نجوای حدیث کسا، با قناعت، گذشت و نگاهی که در عمقش ایمان موج می‌زند.

آقاعمران بهترین مرد خدا برای من بود
۲۱ مرداد ۱۴۰۴
همراه با زینب آقاخانی و روایت‌هایی از همسر شهیدش، عمران رفیعی

آقاعمران بهترین مرد خدا برای من بود

در خانه‌ای کوچک، میان دیوارهایی که هنوز عطر حضور او را نفس می‌کشند، صدای آرام زینب آقاخانی، همسر شهید روایت می‌کند؛ روایت از مردی که نامش عمران بود و قلبش آسمانی‌تر از زمین؛ مردی که قرار دلش نه با وعده‌های دنیا، که با ذکر اهل‌بیت بسته شد.

دعایی در طواف پدر که مستجاب شد
۲۱ مرداد ۱۴۰۴
شهید هادی ابراهیمی به روایت مادر و پدر

دعایی در طواف پدر که مستجاب شد

روزهای سخت و پرالتهابی بود؛ روزهای ایستادگی، دفاع و مقاومت. هر روز خبر شهادت قهرمانان این مرز و بوم به گوشمان می‌رسید؛ آن‌هایی که محکم و استوار ایستادند تا ایران بایستد.

مادرش راضی به شهادتش شد
۲۱ مرداد ۱۴۰۴
شهید محمدجواد عسگری به روایت پدرش

مادرش راضی به شهادتش شد

بعضی‌ها آمدنشان، بودنشان، حتی رفتنشان هم بوی آرامش می‌دهد. محمدجواد از همان جنس آدم‌هایی بود که خدا در نگاهشان عشق را حک می‌کند و در دلشان شوق خدمت به خلق را می‌نشاند.

خانه‌ای که هنوز بوی وحید می‌دهد
۲۱ مرداد ۱۴۰۴
احمد بقولی‌زاده از پسر شهیدش، وحید صالحی‌راد می‌‌گوید

خانه‌ای که هنوز بوی وحید می‌دهد

بعضی از آدم‌ها نه با هیاهو که با سکوتشان، با ایمانشان، با صداقت و سادگی‌شان در دل‌ها ماندگار می‌شوند. کسانی که بی‌ادعا زندگی می‌کنند؛ اما با عزتی بزرگ به نام شهادت می‌روند.

بوسه به پای مادر؛ معبری برای شهادت
۲۱ مرداد ۱۴۰۴
روایت‌هایی از زندگی شهید ابوالفضل یسلیانی از زبان همسر و خانواده‌اش

بوسه به پای مادر؛ معبری برای شهادت

در خانه پدر شهید باز است و خانواده شهید ابوالفضل یسلیانی پذیرای همسایه‌ها و آشنایانی هستند که برای عرض تسلیت می‌آیند. پارچه سفید مقابل در خانه را کنار می‌زنیم؛ خانه‌ای ساده و دور از تجمل‌های امروزی با آدم‌هایی که در اوج اندوه و ناراحتی به گرمی از ما استقبال می‌کنند و پذیرایمان می‌شوند.

شهیدی که دو بار تشییع شد
۱۴ مرداد ۱۴۰۴
جانباز حسن رحیمی از خاطره‌های جبهه و برادر شهیدش احمد می‌گوید

شهیدی که دو بار تشییع شد

قصه، قصه رفتن و ایثار است؛ وقتی در خانواده‌ رحیمی پسران پای در راه دفاع از میهن و اسلام می‌گذارند و یکی، شهید می‌شود و دیگری، جانباز.

هیچ‌کس جای حسین را برایم نمی‌گیرد
۱۴ مرداد ۱۴۰۴
زینب خلجی، مادر شهید حسینعلی مال‌امیری، با چشمان اشک‌بار، فرزند شهیدش را توصیف می‌کند

هیچ‌کس جای حسین را برایم نمی‌گیرد

وقتی مادری از پسر شهیدش می‌گوید، کلمات رنگ اشک می‌گیرند، واژه‌ها در گلو می‌شکنند و بغض، جملات را ناتمام می‌گذارد

تا پای جان؛ خاطره‌هایی که کتاب شد
۷ مرداد ۱۴۰۴
روایت سید رضا روح‌الامین از روزهای انقلاب، جنگ کردستان و دفاع‌مقدس

تا پای جان؛ خاطره‌هایی که کتاب شد

نامش‌ سید رضاست و شهرتش روح‌الامین؛ متولد ۱۳۳۹. روزگاری نه‌چندان دور، در دبیرستان با دوستان هم‌مدرسه‌ای چوب و سنگ به دست برای دفاع از انقلاب اسلامی ایستاد.

منبت‌کاری؛ هنری اصیل و ناشناخته
۷ مرداد ۱۴۰۴
گفت‌وگو با محمدرضا انصاری، هنرمند منبت و معر ق

منبت‌کاری؛ هنری اصیل و ناشناخته

محمدرضا انصاری متولد 1349 هنرمند باسابقه در رشته منبت و معرق‌کاری است که در 1368 از هنرستان هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد.

خانه‌ای با شش رزمنده
۷ مرداد ۱۴۰۴
اسدالله امینی از خاطره‌های رزمندگی خود و دو برادر شهید، دو برادر جانباز و یک برادر خلبانش می‌گوید

خانه‌ای با شش رزمنده

گاهی یک خانواده، به‌تنهایی روایتگر حماسه‌ای می‌شود که نسل‌ها باید برای درکش به احترام بایستند. آقای اسدالله امینی، یکی از پسران این خانواده است.