در محله محمودآباد، جایی که خانهها هنوز بوی صفا و صمیمیت میدهند، باغی هزارمتری آرامگرفته که گذشتهاش ریشه در خاک و خاطره دارد.
در گوشهای آرام از این شهر، در دل محله، خانهای است که در آن پدر و مادر یکی از شهدای محله محمودآباد در آن زندگی میکنند؛ پدری ۹۳ساله با چهرهای مهربان و نگاهی دوردست.
با کلامی سرشار از مهر و محبت صحبتش را شروع میکند. «سلام عزیزم، قربونت برم که دلت هوای ما را کرده و یاد ما کردی. خدا حاجت قلب مهربانت را بدهد.»
صحبتکردن از جگرگوشهای که ۳۸ سال از شهادتش میگذرد، برایش سخت است.
آیین کلنگزنی و احداث پروژه ۲۸ واحدی سامان ۶، پروژه جدید عمرانی شرکت سامانگستر اصفهان با حضور مدیرعامل، عضو هیئتمدیره شرکت سامان گستر، جمعی از کارکنان شرکت، مدیران عامل شرکتهای اقماری و جمعی از مدیران و کارشناسان این مجموعه برگزار شد.
مسجد امامحسین(ع) محله مصلی از مساجد قدیمی این محل است که در دوران دفاع مقدس ۸۰ شهید این محله از این مسجد تشییع شدند.
چند سالی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران میگذشت؛ ولی هنوز منافقین و دشمنان انقلاب در افکار پوچ خود بودند و میاندیشیدند با ترورها، بمبگذاریها و ایجاد رعبووحشت بین مردم میتوانند آنان را از قیام خود پشیمان و دلسرد کنند.
حاج احمد، برادر شهیدان مهدی و محمد نصراصفهانی است و در وصف سردار مهدی این رباعی را سروده است. ترجیح میدهد همسرش درباره برادرانش صحبت کند. خانم بتول نصراصفهانی که خودش نیز خواهر شهیدان ابراهیم و محمد است، با بیانی گرم و صمیمی از زندگی و خاطرات شهیدان برایمان میگوید.
برادر بزرگش، سردار کریم نصراصفهانی و از جانبازان دفاعمقدس است؛ شهید ابراهیم و شهید محمد نیز دو برادر دیگرش هستند؛ خودش هم از جانبازان دفاعمقدس است و در عملیات محرم مجروح شده. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیتش را علیه رژیم ستمشاهی شروع کرد و ازجمله جوانانی بود که از اصفهان برای محافظت از امام خمینی(ره) از لحظه ورودشان به ایران، عازم تهران شد.
عموی شهید محمدرضا چراغی، سوادعلی چراغی، خادم مسجد المهدی(عج) محله پرتمان است. زمانی که محمدرضا مفقودالاثر شد خیلی پیگیری کرد تا خبری از او پیدا کند. ۴۰ سال از آن زمان میگذرد و با سنگ یادبودی رشادتهایش زنده نگه داشته شده است. شنونده خاطراتش از زبان برادرانش میشوم.
چند وقت پیش بود که مادر شهید را در خانه شهید قوچانی دیدم. عکس آقا مرتضی را که گذاشت مقابل میز، محو نگاه نافذش شدم و شباهتش با مادر. فرصتی برای صحبت با مادر شهید نشد. آن روز تمام شد؛ ولی اشتیاق من برای شناخت آقا مرتضی نه. تا اینکه «هم محله»، مهمان محله پرتمان شد.
نامش مهدی است و شهرتش طالبعلم. سال ۱۳۳۷ در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. پدرش روحانی بود و برادر کوچکترش نیز از شهدای دفاعمقدس است. جنگ که میشود، معطل نمیکند و برای دفاع از کشور راهی جبهه میشود. بعد از زخمیشدن، در سنگری دیگر و بهعنوان یکی از نیروهای حفاظتی بیت امام خمینی(ره) خدمت میکند.