چهلویکمین جشنواره فیلم کوتاه تهران از ۲۷ مهر تا ۲ آبان در پردیس ملت تهران برگزار شد. در این جشنواره طیف وسیعی از فیلمسازانی از سراسر کشور با آثارشان حضور یافته بودند و در بخشهای سینمـای داستـانــی، مستنــد، تجـربـــی، پویانمایی و بینالملل رقابت کردند.
یکی از پویانماییهای خاطرهانگیز تلویزیون که در ذهن اکثرمان ماندگار شده، «شکرستان» است که قصههایش بر اساس داستانها، ضربالمثلها و داستانهای ایرانیشرقی انتخاب شدهاند …
مقوله کودک و سینمای عباس کیارستمی، دو امر درهمتنیده هستند. کیارستمی فیلمسازی را شروع نکرد؛ مگر با سناریویی که یک کودک در آن نقش اول را ایفا میکرد.
«در آغوش درخت» اولین فیلم بلند بابک خواجهپاشا است که بهتازگی و بعد از فیلم دوم او (آبیروشن) به نمایش در آمده است.
در روزگاری که در سینمای ایرانی توجه چندانی به ساخت آثار محلی و بومی نمیشود و ژانر سینمای ایران، امروزه به دو یا سه ژانر خلاصه میشود …
فیلم «شور عاشقی» آخرین ساخته عاشورایی سینمای ایران است که به نویسندگی و تهیهکنندگی و کارگردانی داریوش یاری، از محرم ۱۴۰۳ به روی پرده سینماها رفته است.
هرگاه صحبت از تاریخ میکنیم، مثلا تاریخِ جنگها، ادیان یا اقوام، برخی نقاط و لحظهها هستند که گویی منفک از مابقی، بیرون از بدنۀ تاریخ، ایستادهاند و کارِ کارِستان خود را همچنان انجام میدهند.
فیلم «آبی روشن» به کارگردانی بابک خواجهپاشا و نویسندگی امیر ابیلی و داوود گنجوی، این روزها در سینماهای کشور به نمایش درآمده است. این فیلم درباره شخصیتی بهنام حاج یونس است که بهزودی قرار است خادم امام رضا(ع) شود.
«سال گربه» فیلمی است با محوریت یک مرد (جهانگیر) که از ابتدای تولدش پیوسته و ناخواسته، باعث ایجاد مرگها و صدمات زیادی به افراد میشود؛ علت آنهم گویا فقط همین است که او در سال گربه به دنیا آمده.
بههنگام تماشای فیلم «تمساح خونی» در سینما، خیلی منتظر بودم تا فیلم از یک جایی به بعد شروع شود. درواقع با اینکه دقایق زیادی از فیلم گذشته بود، هنوز داستان اصلی آغاز نشده بود؛ چون داستانی ورای همان چیزی که در لحظه اتفاق میافتاد وجود نداشت.
اقتباس همواره در خلق آثار هنری وجود داشته و شاید بتوان گفت یکی از کهنترین روشها برای پرورش یک فرآورده هنری است. اقتباس (Adaptation) در لغت بهمعنای گرفتن، اخذکردن، آموختن، گرفتن مطلب از کتاب یا رسالهای است؛ اما جدای از معنای لغوی، مقوله اقتباس در عمل شمول و گستره وسیعتری دارد؛ مثلا اگر سینماگری در کودکی شاهد کشتهشدن پدر خود توسط یک جانی در راهپله خانهشان بوده باشد و سالها بعد بیاید همین واقعه را دستمایه ساخت فیلمی جنایی بکند، اقتباس کرده است یا اگر سینماگری دیگر با خواندن کتابی موضوع آن را جذاب بیابد و بخواهد با توجه به آن فیلمی بسازد، باز هم با اقتباس روبهرو هستیم.
«مست عشق» با همه موانع و مصائبی که در چند سال گذشته از سر گذرانده بود، عاقبت چند هفتهای میشود که بر پرده نقرهای نقش بسته است.