به گزارش اصفهان زیبا؛ هرگاه صحبت از تاریخ میکنیم، مثلا تاریخِ جنگها، ادیان یا اقوام، برخی نقاط و لحظهها هستند که گویی منفک از مابقی، بیرون از بدنۀ تاریخ، ایستادهاند و کارِ کارِستان خود را همچنان انجام میدهند.
اینان از گذشته به حال میآیند و خود را احضار کرده و آینده را نیز از خود باخبر میکنند. ناگفته پیداست که یکی از این ابرلحظههای تاریخ، روزی است که فردی نیکسرشت و ظلمستیز، به نام حسین بن علی(ع) به جنگ با لشکر ظلم رفت. امروز، یک هزاره، و سیصد و اندی سال از آن روز، یعنی عاشورای 61 هجری میگذرد؛ روزی که بیتردید یکی از تاریکترین و نوربخشترین وقایعِ تاریخ در آن اتفاق افتاده است.
عاشورا و شهادتِ امامحسین(ع)، چه ازنظر سویههای انسانی و چه از منظر دینی، واجد اهمیت و جایگاه والایی است؛ از همین رو فراموشناشدنی و ماندگار و تأثیرگذار است. این واقعه طی قرنها در عرصههای مختلف ادبی و هنری خود را نمایان کرده است؛ از سرودنِ اشعار و مرثیه و روایت و پرداختهای راویانِ مختلف گرفته تا نقاشیها و تعزیهها و شبیهخوانیها و نقالیها و نمایشها. جریانِ روایتِ تاریخ، همیشه در قالبِ کتاب نبوده است که خوانده شود یا ورق بخورد؛ گاهی هم از سیطره و قلمرو تاریخنگاران و کاتبان فراتر رفته و جایی در میانِ اقشارِ مختلف جامعه پیدا کرده است؛ مثل واقعۀ کربلا که طی زمان واجد سویههای نمایشی و تصویری شده و این امر تأثیرگذاری و آموزندگی آن را افزایش داده و باعث شده است عمومِ مردم نیز از جزئیات و مراحلِ آن اطلاع بیشتری بیابند.
یکی از متأخرترین فرمهای پرداخت به واقعۀ عاشورا، سینما و تلویزیون بوده است. در ادامه قصد داریم به معرفی و بررسی برخی از بازنماییهای شاخصِ عاشورا در فیلمهای سینمایی بپردازیم.
سفیر
یک) شروعِ سینمای عاشورایی با فیلم «سفیر» به کارگردانی فریبرز صالح و نویسندگی کیوان رهگذر است. این فیلم در 1361 ساخته شد و تا مدتها جزو پرهزینهترین و همچنین پرفروشترین فیلمهای سینمایی در ایران محسوب میشد. مسیر پیشِ روی ساخت این فیلم، سخت و طاقتفرسا بود. کشور در شرایطِ جنگی به سر میبُرد و فراهمکردنِ هزینه و امکانات کافی برای ساخت چنین فیلمی سخت بود؛ همچنین پرداختن به چنین موضوعی با حساسیتهای مذهبی و تاریخی فراوان، کارِ آسانی نبود؛ اما این فیلم که ابتدا طبق فیلمنامهای که رهگذر نوشته بود، فیلمی کوتاه بود، با تغییراتِ فریبرز صالح به یک فیلم سینمایی بلند تبدیل شد و سینمای تاریخی ایران را وارد عرصۀ جدیدی کرد.
داستانِ فیلم به قبل از وقایعِ عاشورا میپردازد و دربارۀ نامهرسانی است به نام «قیس بن مُسَّهَر» که از سوی امامحسین(ع) از مکه به سمت کوفه روانه میشود تا نامۀ محرمانۀ ایشان را به سلیمانبن صرد خزاعی برساند؛ اما در راه، مأمورانِ ابنزیاد او را دستگیر میکنند و به زندان میاندازند. ابنزیاد از قیس میخواهد در مسجد سخنرانی کرده و بهدروغ اعلام کند که امام قصد بیعت با یزید را دارد؛ وگرنه او را به قتل میرساند. قیس میپذیرد؛ ولی در روز موعود،ضد یزید سخنرانی میکند. سخنرانی قیس در کوفه آشوبی بهپا میکند و ابنزیاد پس از سرکوبِ مردم، قیس را از بالای دارالاماره به پایین میاندازد و او را به شهادت میرساند.
اهمیتِ این فیلم علاوهبر نکاتِ فنی و تولیدی، از آن روست که ساختنِ چنین فیلمی که مستقیما درصدد بازسازیِ بخشی از وقایع کربلا در بافتِ تاریخی خاصِ آن است، قابلِتحسین و جسورانه است. اولینها شاید همیشه بهترینها نباشند؛ اما حتما جزو مهمترینها هستند. در زمانی که هیچ بهره و استفادهای از امکانهای دراماتیکِ واقعۀ کربلا در سینما وجود نداشت، چنین فیلمی راهِ مهمی را گشود که البته تا به امروز همچنان پر از سنگلاخ و پَستی و بلندی بوده است.
طولی نکشید که دومین فیلم عاشورایی سینما تبدیل شد به بهترینِ آن تا به امروز. فیلمنامۀ «روزِ واقعه» اوایلِ دهۀ شصت و به قلمِ بهرام بیضایی خلق شد و ساختِ آن به بعد از جنگ موکول شد و در این مدت بعد از کشمکشهای بسیار، کارگردانی روز واقعه به شهرام اسدی رسید. روز واقعه در جشنوارۀ فجر نامزد 10 جایزه و برندۀ پنج جایزه شد و موردستایش منتقدان قرار گرفت. این فیلم با اینکه در سال اکران در گیشه عملکرد چندان موفقی نداشت و مخاطبان محدودی داشت، امروزه و بعد از گذشت سه دهه، به پرمخاطبترین فیلمِ عاشورایی تبدیل شده و همچنان ماندگار و خاطرهانگیز است.
روز واقعه
دو) «روزِ واقعه» فیلمی عاشقانه است. قصه از جایی شروع میشود که عبداللهِ تازه مسلمان شده، قصد میکند با دختر یکی از بزرگان عرب ازدواج کند و با پافشاری و مشقت موفق به کسب رضایت پدر و ازدواج با او میشود. روز عروسی فرامیرسد و در حین مراسم، کسی از کوفه میآید و از وضعیت امامحسین(ع) و همراهانش پیش از روزِ عاشورا خبر میدهد.
عبدالله آشفته و مدهوش میشود و ندای «هل من ناصر» حسین(ع) را میشنود و مجلس را بهناگاه ترک میکند و به سمت کاروان حسین میشتابد.مسعود پورمحمد یکی از منتقدانی بود که پس از نمایش فیلم، آن را با فیلمِ ماندگارِ «محمد رسولالله (ص)» به کارگردانی مصطفی عقاد مقایسه کرد و در شمارۀ 171 ماهنامۀ فیلم دربارۀ آن نوشت: «روز واقعه یک فیلم محترم است، یک فیلم سنگین و آبرومند که از جهاتی با فیلم مصطفی عقاد برابری میکند. اسدی در صحنههای آغازین “اوینار” نیز نشان داده بود که توانایی ساخت فیلمهای بزرگ را دارد. حالا میتوان خطر بیشتری کرد و امکانات بیشتری در اختیار او گذاشت. ساختن فیلمی در سطح محمدرسولالله(ص) و حتی بهتر از آن، دور از امکانات مادی و معنوی سینمای ایران نیست. اگر او هوشمندانه در این فیلم از نمایش صحنههای جنگ (مشکلترین صحنههای چنین فیلمهایی هستند) پرهیز کرده است، به احتمال فراوان در کارهای بعدیاش میتواند دامنۀ فیلم را به این سو نیز بکشاند. روز واقعه یک واقعۀ مهم در سینمای ایران است و اگر بیضایی را نیز بهجز در مقام فیلمنامهنویس در سِمَتهای دیگر (مثلا مشاور کارگردان) نیز داشت، نتیجۀ به مراتب بهتری به دست میآمد.»
رستاخیز
سه) پروژۀ فیلم «رستاخیز» قرار بود روزِ واقعه را بازسازی کند و نمایش دهد. این فیلم از نمونههای سینمایی قبلی حساستر و بحثبرانگیزتر بود. تحقیق و نگارشِ این فیلم حدود چهار سال و پیشتولید آن حدود یک سال زمان برد و نهایتا در 1392 در جشنوارۀ فجر به نمایش در آمد و البته بعد از اولین اکران، با انتقادهایی که از سوی برخی علما به نمایشِ چهرۀ حضرت عباس(ع) و علیاکبر(ع) مطرح شده بود، نمایش آن متوقف شد.
احمدرضا درویش مستقیما به سراغِ حوادثِ روزِ عاشورا رفته بود و قصد داشت مواجههای نزدیک با شخصیتهای کلیدی کربلا، چه در جبهۀ حق و چه در جبهۀ باطل داشته باشد. وضعیت این فیلم همچنان نامعین است و باید دید در آینده تماشای آن میسر میشود یا خیر. داستان فیلم به وقایع پس از مرگ معاویه میپردازد و با جریان ارسال نامۀ یزید، جانشین او، به والی مدینه برای گرفتن بیعت از امام حسین (ع) آغاز میشود.
بُکیربن حر جوانی پرشور و حقیقتجو مأمور رساندن نامه است و در مدینه از مضمون نامه مبنی بر دستور قتل امامحسین(ع) آگاه میشود. او در مکه امام را میبیند و با افکار و اندیشههایش آشنا میشود. نامهنگاری اهالی کوفه و دعوت از امام سوم شیعیان و پس از آن وقایع محرم سال 61 هجری، شهادت امامحسین(ع) و یارانش از موضوعهایی هستند که در این اثر سینمایی به تصویر درآمدهاند.
ناسور
چهار) «ناسور» یک پویانمایی موفق با موضوع عاشورا و کربلاست که در 1395 توسط کیانوش دالوند ساخته شده است. پویانمایی نسبت به فیلم سینمایی، فرصتهایی را پیشِرو میگذارد؛ بهویژه در داستانهای تاریخی و مذهبی. مثلا در انیمیشن ناسور چهرۀ تمامِ شخصیتها نامشخص و ناکامل است و چهرۀ معصومین پوشیده از نور است. این ایده باعث شده است معضلی که فیلم رستاخیز را زمینگیر کرد، بهطورکلی برطرف شود. این فیلم ازنظر بصری چشمنواز بوده و صحنههای مربوط به مبارزات و میدان نبرد بهخوبی به تصویر کشیده شده است.
ناسور نمونهای نسبتا موفق درزمینه عاشوراست که نشان میدهد پویانمایی عرصۀ خوبی برای پرداختن به این موضوع است. داستان این پویانمایی، روایت زندگی عبیداللهبن حر جعفی، یکی از اهالی کوفه است که از حسینبنعلی(ع) دعوت کرده تا به کوفه بیاید و زمانی که میشنود سپاه به کوفه نزدیک شده است، از این شهر خارج میشود تا با حسین روبهرو نشود؛ اما ناگهان با او روبهرو شده و مجبور میشود دست رد به سینه حسین بزند.
وامگیریِ سینما از عاشورا
به غیر از چهار فیلمی که در بالا به آنها اشاره شد، فیلمهای بسیار دیگری نیز هستند که نه مستقیما، اما با وامداری از واقعۀ کربلا داستانی را در زمانِ حال به تصویر میکشند؛ فیلمهایی چون پرواز در شب، افق، شب دهم، به خاطر هانیه، دلشکسته، عصر روز دهم، من و زیبا، کربلا جغرافیای یک تاریخ و هیهات آثار مهم در این زمینه هستند.
از ساخت اولین فیلم سینمایی تاریخی با محوریتِ عاشورا، بیش از 40 سال میگذرد و در این چهار دهه کمتر از پنج فیلم قابلِاعتنا ساخته شده است. یکی از کاستیهای مهم سینمای ایران بهصورت کلی در ژانر تاریخی است و بهطور خاص درزمینه تاریخ اسلام که مملو از شخصیتهای مهم و تأثیرگذار و ازنظر نمایشی قدرتمند است. البته این موضوع را باید فراتر از خود سینما دید. بههرحال پرداختن به شخصیتهای مذهبی حساسیتها و محدودیتهای خاص خود را دارد و شاید یکی از دلایل نپرداختن سینماگران در سالهای اخیر به این موضوعها، همین باشد؛ بهخصوص که تجربۀ فیلم رستاخیز نیز جلوی چشم فیلمسازان است.



