هنوز میدان جنگ نظامی داغ بود که شبی به موکب مجمع فارغالتحصیلان مدرسه شهید اژهای رفتم. وعدهگاهی در پل مارنان که بیشتر متولیان و مخاطبانش همان بچههایی سمپادی بودند.
امسال هشتمین سالی است که بهفرموده رهبر شهید، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، درخت تنومند انقلاب اسلامی، گام دوم خود را آغاز کرده است، گامی که قرار است جامعه اسلامی را در عرصه جدیدی از کنشگری برای رسیدن به تمدن اسلامی وارد کند.
حالا که بیش از 90 روز از شروع جنگ تحمیلی سوم میگذرد، همچنان فضای شهری برای ما ناشناختهها دارد. در این ایام فضای عمومی شهرها شاهد پدیده خودجوش حضور مردم در خیابان بود.
چهارراه آبشار، پشت چراغقرمز، دختران و پسرانی را شعارنوشته به دست میبینید، شعارنوشتههایی بزرگ، با خطی خوانا و نستعلیق، تککلمههایی که در کنار هم ایستادهاند و جملههای متفاوتی را ساختهاند؛ همگی تداعیکننده یک معنی: «ایران».
گزارش «سلالههای شهر ما» را خواندهاید؟ مصاحبهای است با محسن حاجکاظمیان (مدیر وقت مجموعه فرهنگی سلاله) که از معنای نام مجموعه تا هدف و غایتش سخن گفتهایم.
آغاز مسیر حرفهای من به ۱۳۹۱ بازمیگردد؛ زمانی که همزمان با تحصیل در رشته علومتربیتی، کار با کودکان را در قالب کلاسهای قرآن و اردوهای فرهنگی تجربه کردم.
12 سال است که مؤسسه فرهنگی «دختران باغ بهشت» مشغول به کار بوده و در این مدت، تمام تمرکز ما بر دنیای دختران پنج تا ۱۴ سال بوده است.
داستان شکلگیری گروه فرهنگی «نورالهدی» به ۱۳۹۴ بازمیگردد؛ روزهایی که من دانشجوی دانشگاه معارف در رشته علومتربیتی بودم. در آن دوران، با نگاهی به فضای فرهنگی شهر اصفهان، یک خلأ بزرگ و محسوس توجهام را جلب کرد. احساس کردم جای فضایی اختصاصی، شاد و درعینحال پرمغز برای جشنتکلیف دختران در فعالیتهای فرهنگی سطح شهر بهشدت خالی است.
مسیر فعالیت حرفهای من، سیری معکوس اما هدفمند داشته است. کارم را از ۱۳۸۶ بهعنوان کارشناس فرهنگی در دانشگاه اصفهان آغاز کردم؛ اما هرچه پیشتر رفتم، احساس کردم برای ایجاد تغییر بنیادین در تربیت، باید به سالهای آغازین زندگی بازگردم.
از عنوان کار معلوم است که میخواهم چه بگویم؛ من مهمان یک جشن «عبادت» شده بودم. شاید ظاهر کار تفاوت چندانی با جشن تکلیف زمان خودم نداشت؛ همان تزیینات و مهمانها که نهایتا کمی بهروزتر شده بود؛ اما خب من هیچوقت مجری جشن تکلیف نداشتم.
یازدهم اسفند، دومین شبی است که خبر شهادت رهبر اعلام شده. حوالی ساعت ۸:۳۰ شب به چهارراه نظر میرسم. فضای مستطیلشکل میان چهارراه بسته شده است و مردم آن میان ایستادهاند.
مراسم «چهلم» رهبر شهید، در میدان امام خمینی (ره)، جای سوزنانداز نیست؛ به خصوص در مقابل جایگاه و روبهروی مسجد شیخ لطفالله؛ پاتوقی که سالها پیش، محل جمعشدن فرهنگیهای اصفهان بود و حالا غرفههای نهادهای فرهنگی را هم در خودش جایداده است.