روزهای جهانی، غالبا روزهایی برای آگاهی بخشی هستند. روزهایی که یادآور نماد، تاریخ و اتفاقاتی میشوند تا به بهانه این یادآوری، کنشگران دست به اقدامات عملی تاثیرگذار زنند. گرچه این روزها، نمادینند، اما اهمیتشان در همین خاصیت یادآوری و آگاهیبخشی است. برخی از روزهای جهانی به جز این خاصیت نمادین با خود تاریخی را نیز به دوش میکشند.
در سال 1260 هجری شمسی، عدهای از مردم که افادهایهای این زمانه را زاییدهاند، چند هفته مانده به نوروز اسباب و اثاثیه خود را نو میکردند تا تمیز و نو به استقبال نوروز باستانی بروند. در دههای پایینتر مردم که فرودستان دیروز و زیر خط فقران امروز هستند، توان نوکردن اسباب اثاثیه منزل را نداشته و به تمیزکردن وسایل خانه میپرداختهاند تا از غر زدنهای همسر خویش در امان باشند.
این روزها شاهد انتشار خبر آغاز برگزاری فراخوان پنجمین دوره مسابقه فیلمنامه و نمایشنامه کودک و نوجوان، بعد از هفت سال ازسرگیری این رویداد هنری هستیم که اطلاعیه آن به مناسبت پنجاهسالگی فعالیتهای سینمایی و تئاتر کانون جهت ایجاد فرصت ارتباط و تبادل درزمینهٔ سینما و تئاتر، بهمنظور آگاه کردن علاقهمندان، در 13 اسفند امسال از سوی کانون پرورش فکری منتشر شد.
با فرا رسیدن پایان سال طبق یک سنت قدیمی، هموطنان با خانهتکانی به استقبال سال نو و نوروز میروند. گر چه از سال گذشته ورود یک بلای جهانی به نام کرونا همه چیز را دگرگون کرده، ولی مسئله نظافت کلی و زدودن گردوغبار ریشه عمیق سنتی و مذهبی دارد و کلا عمل شایستهای است؛ اما به موازات این سنت حسنه خطراتی نیز وجود دارد که باعث حوادثی نظیر سقوط از نردبان، شکستگی و حتی ضربه مغزی میشود.
ویروس کرونا با اشکال مختلف و در مناطق مختلف قربانیان زیادی گرفت و حالا هم با شکل دیگر و به نام کرونای انگلیسی خود را نمایان ساخته و در پی آن نگرانیهای دیگری را در بین جوامع رقم زده است. اما چاره چیست و چگونه میتوان با این نوع جدید آشنا شد و از آن در امان ماند؟ توضیحات ارائهشده از سوی دکتر علیرضا عندلیب، استاد ایمنیشناسی دانشکده پزشکی دانشگاه علومپزشکی اصفهان و ایران میتواند راهنمای شما در این زمینه باشد.
در این نوشتار سعی شده تا با نگاهی آسیبشناسانه، تحلیلی از مسائل آموزش و پرورش در دهههای گذشته تاکنون ارائه شود. بیشتر پیشرفتهای نسبی که ما در آموزش داشتیم، کمی و در ظاهر قضایا بود. از سال ۱۹۸۰ میلادی متوسط سالهای تحصیل در ایران برابر با 3/2 سال بود که تا بیش از هشتسال ارتقا یافته است و تا سالهای تحصیلی مورد انتظار (2/15) فاصله زیادی داریم.حال اگر بخواهیم امروزه نظام آموزشی را مورد کنکاش قرار دهیم، باید اشاره کنم که بر اساس آمار ۲۰۱۵ شاخص توسعه انسانی (اچ.آی.دی)، ایران جزو کشورهای متوسط به بالا قرار گرفته است؛ اما در عین حال دنیا بیشتر از این پیش رفته است.
جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع) روز پنجشنبه ۱۴ اسفند با صدور اطلاعیهای خبر داد، دادگاه بدوی رأی انحلال این جمعیت را صادر کرده است. پیش از صدور این حکم سعید دهقان، یکی از وکلای جمعیت امام علی(ع) نیز با انتشار پیامی در شبکه توییتر از صدور حکم انحلال جمعیت امام علی (ع) توسط دادگاه بدوی خبر داده بود. وکیل جمعیت امام علی (ع) گفته بود: «دادگاه دیروز تقریبا تا پایان وقت اداری طول كشيده بود اما این رای مفصل و هشت صفحهای با محتوایی که کاملا از بیطرفی خارج است صبح روز (پنجشنبه) صادر شد! ظاهراً بايد به این نتیجه رسید که حکم از قبل انشاء شده بود. اجرای نمایش بهجای اجرای عدالت!»
با شیوع بیماری کرونا، کاهش جدی خون و ذخایر خونی کشور به یکی از معضلات جدی این روزهای کشور تبدیل شده است آن قدر که هرچند وقت یکبار مسئولان مربوطه زنگ خطر آن را به صدا در میآورند و از مردم میخواهند اهدای خون را تا جای امکان به تاخیر نیندازند. اعتقاد برخی افراد جامعه بر این است که خون دادن، سطح ایمنی بدن را پایین آورده و ممکن است آنها را در معرض بیشتر ابتلا به کرونا قرار دهد برای همین است که عطایش را به لقایش میبخشند و از اهدای خون در این روزهای کرونایی ممانعت میکنند.
چهارباغ خواجو، بعد از خیابان منوچهری، کوچهای به نام کوچه جعفری قدیم، پلاک دوم، خانواده معتمدی ساکن هستند. یک ماه بیشتر نیـــســت که بـــه این خانه آمـــدهانـــد. پـــدر، مـــحـــمـــدابراهیـــم معتمدی، معمار و خیر مدرسهساز و مادر مهیندخت همتی صاحب هفت دختر هستند. مادربزرگ مادری هم با آنها زندگی میکند. چند روزی به پایان سال 66 باقی نمانده، چهاردهم اسفند، پدر آجیل شب عید را خریده است، دور هم جمع شدهاند، تولد گرفتهاند برای نوه خانواده، از بودن با یکدیگر لذت میبرند، پدر کمی کسالت دارد، دندانش را کشیده، اما باز هم مهمانی برقرار است، پدر عاشق خانواده است، شاید هم به دلش خطور کرده که باید این لحظات باهم بودن را بیشتر قدر بداند.
در یککلام؛ این فیلم، فیلمی آخرالزمانی شاهکار است! داستان فیلم در زمانی نهچندان دور اتفاق میافتد: سال دوهزار و بیستوهفت، دیگر هیچ زنی بچهدار نمیشود و امید انسانها برای ادامه نسلشان از بین رفته است. هجده سال از تولد آخرین کودک گذشته و حالا جوانترین فرد جهان، از سوی مهاجمی خشمگین کشته شده است تا امیدها بیشتر از بین برود؛ همه عزادار دیگو ریکاردوی جوان هستند؛ درواقع همه بهجز تئو، مرد میانسالی که گویا بیتفاوت است. در میان مردم عزادار قهوهاش را گرفته و بعدتر به این بهانه از محل کارش مرخصی میگیرد.
یک هفته پیش بود که طاهره چنگیز، رئیس دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از شناسایی دو مورد بیمار مبتلا به کرونای جهشیافته انگلیسی در استان خبر داد؛ یک کودک 9 ساله و پیرمردی ۷۶ ساله که به گفته او حضور و تردد آنها در مکانهای شلوغی همچون ارزانسراها در ابتلای آنها به این ویروس بیتأثیر نبوده است؛ ویروسی که در ابتدای شیوع گفته میشد، نرخ مرگ و میر در آن، چندان بالا نیست و فقط قدرت سرایت بیشتر و رفتار وحشیانهتری در مقایسه با ویروس ووهان دارد؛ حالا اما با گذشت نزدیک به دو ماه از شیوع این ویروس در کشور به نظر میرسد، این ویروس جهشیافته از قدرت بیماریزایی و کشندگی بسیار بالایی نسبت به ویروس ووهان برخوردار است و با توجه به شرایط نامطلوب و وخیم خوزستان که از جمله استانهای همجوار اصفهان است، بیم آن میرود که اصفهان نیز به زودی تغییر وضعیت بدهد و نوروز بحرانی را رقم بزند.